گلورفیندل

از دانشنامه والیمار

پرش به: ناوبری, جستجو
گلورفیندل
نولدو
زندگی‌نامه
عناوینرئیس خاندان گل طلایی
تاریخ و محل تولدآمان، در سالهای درختان. بازگشت به سرزمین میانه در ۱۶۰۰ دوران دوم
قلمروآمان، وانیامار، گوندولین
مرگ۵۱۰ دوران اول؛ احتمالا در دوران چهارم به غرب سفر کرده
سن در هنگام مرگبیشتر از ۶۰۰۰ سال
اطلاعات شخصی
جنسیتمرد
والدیناحتمالا از نولدور/وانیار
رنگ موطلائی
«گلورفیندل بلند و راست قامت بود؛ موهایش از طلای درخشان، چهره‌اش زیبا و جوان و بی‌باک و پر از نشاط بود؛ چشمانش درخشان و پر شور و صدایش همچون موسیقی بود؛ بر جبینش حکمت نشسته بود و در دستانش قدرت.»
-یاران حلقه، ملاقات‌های بسیار

گلورفیندل (به زبان انگلیسی: Glorfindel) یکی از بزرگ‌ترین الف‌های سرزمین میانه در دوران سوم بود. او به خاطر بازگشتش به سرزمین میانه پس از مرگ، از دیگران متمایز بود، زیرا شبیه یکی از مامورین والار فرستاده شد، همانطور که ایستاری را چند هزار سال بعد به سرزمین میانه فرستادند.

فهرست مندرجات

تاریخچه

گلورفیندل در سالهای درختان در والینور بدنیا آمد. والدین او مشخص نیستند؛ اما به خاطر نجابت ظاهری‌اش و براساس یکی از یادداشت‌ها، او از خویشاوندان تورگون بوده و از این رو ممکن است او فرزند یکی از دختران فین‌وه، فیندیس یا ایریمه باشد. این می‌تواند خود دلیلی بر موهای طلایی‌اش باشد، همانطور که ایندیس مادر آنها از وانیار(که موهای طلایی داشتند) بود. با اینحال تمام این نظرات در مورد والدین او حدس و گمان بوده و تالکین هیچ‌گاه درمورد این موضوع عمیقا توضیح نداده.

او از پیروان تورگون، مصمم‌ترین پیرو فئانور، بود. با اینحال خود گلورفیندل برای ترک والینور بی‌میل بود و فقط بخاطر وفاداری‌اش به تورگون عازم سفر شد، و در خویشاوندکشی آلکوئالونده نیز نقشی نداشت.

گوندولین

بعد از گریختن نولدور سرگذشت گلورفیندل مبهم است. بعنوان یکی از وفادارترین پیروان تورگون، او به ریاست خاندان گل طلایی منصوب شد، یکی از دوازده خاندان گوندولین. او مورد علاقه تمام گوندولین‌دریم بود.

گلورفیندل و اکتلیون

در طول نبرد در خیابان‌های گوندولین، او مسئول محافظت از بازار بزرگ، در مقابل پیشروی اورکها بود. او تصمیم داشت دشمنان را غافلگیر کند اما قبل از آن خودش مورد حمله قرار گرفت و محاصره گشت. خاندان گل طلایی چندین ساعت به سختی جنگیدند، تا اینکه اژدهایی با دَم آتشین آمد و صف‌های آنان را درهم شکست. گلورفیندل با تعدادی از قوی‌ترین همراهانش، با تیغ راهشان را به بیرون گشودند، اما تعداد بازماندگان بسیار اندک بود. با این‌حال توسط دشمن تعقیب شده و تعدادی کشته شدند، اما خاندان چنگ، بعد از شورش بر ضد رهبر خیانتکارشان سالگانت، به موقع رسیده و دشمنانی که از پی گلورفیندل و یارانش می‌آمدند را از دم تیغ گذراندند. گل طلایی به میدان پادشاه، یکی از آخرین اماکنی که هنوز پایدار بود، رسید.

بسیاری از نجیب‌زادگان به خاک افتاده بودند، اکته‌لیون مجروح بود، گالدور می‌جنگید، و اگالموت هنوز نرسیده بود. گلورفیندل در رهبری نیروهای دفاعی میدان پادشاه به تور کمک کرد. اگالموت رسید و با خود بسیاری از زنان و کودکان را نیز آورد، سپس به یاری گلورفیندل رفت که مرتب جابجا می‌شد و خطوط دفاعی را تقویت می‌کرد. گلورفیندل بار دیگر خود را درگیر نبردی سخت کرد، اما او نیز نتوانست اژدهایی را که با شکست صف‌های آنان از خیابان گل‌های سرخ به سمت میدان می‌آمد، متوقف کند. اژدها توسط اورک‌ها و بالروگ‌ها همراهی می‌شد و گوتموگ نیز با آنها بود. حتی تور نیز عقب رانده شده بود، اما در این حال اکتلیون جان خود را فدای دیگران کرد تا گوتموگ را به هلاکت برساند و وقت بیشتری به بازمانده‌ها برای فرار بدهد. وقتی آنها به سمت جنوب گریختند و شاه تورگون کشته شد، گلورفیندل دلیرانه از عقب گروه محافظت می‌کرد و در این راه بسیاری دیگر از خاندانش را از دست داد. پس از آنکه آنها از طریق راه مخفی ایدریل شهر را ترک کرده و از کیریت تورونات گذشتند، گلورفیندل دوباره با باقیمانده جنگجویانی که هنوز سرپا بودند مراقب پشت سرشان بود.

نبرد گلورفیندل و بالروگ

طولی نکشید که آنها در کمین یک بالروگ و دسته‌ای از اورک‌ها افتادند. در آن هنگام گلورفیندل مشهورترین عملش را انجام داد، او به مبارزه با بالروگ پرداخت و با اینکار جان ایدریل، تور و آن گروه از بازماندگان گوندولین را نجات داد. نبرد آنها مدتی زیاد به طول انجامید، بر اساس داستان سقوط گوندولین، او شکم بالروگ را با تیغش سوراخ کرد، اما بالروگ یکباره از درد برافروخته شد و موهای بلند طلایی گلورفیندل را گرفت، و او را با خود به داخل پرتگاه کشید. هردو سقوط کرده و کشته شدند، اما توروندور سر رسید و جسم گلورفیندل را از مغاک بیرون آورد، و آنان او را زیر پشته‌ای از سنگ‌ها در کنار گذرگاه به خاک سپردند؛ و گل‌های زرد بر فرازش در میان سنگ‌ها شکوفا شد، تا آنکه جهان دگرگون گشت.

بازگشت

روح گلورفیندل به تالارهای ماندوس رفت، و به اتفاق ارواح دیگر نولدور که در نبرد مقابل مورگوت کشته شده بودند، منتظر ماند. اما به خاطر اعمال باشکوه گلورفیندل در زندگی‌اش مانند بی‌میلی به گریختن از والینور، و کمک کردن به اهداف والار با نجات دادن جان تور و ایدریل، روح او بعد از مدتی کوتاه دوباره در جسمش دمیده شد. او دوباره رها شد و از هرگونه گناه پاک گشت. فداکاری‌اش نه‌تنها باعث مورد عفو قرار گرفتنش شد، بلکه از آن‌پس قدرت‌های عظیمی بدست آورد، بطوری‌که تقریبا با مایار برابری می‌کرد.

گلورفیندل چندصد سال را در والینور سپری کرد، و در آنجا دوست و پیرو اولورین مایا شد. سرانجام مانوه او را به سرزمین میانه فرستاد. تاریخ سفر او احتمالا در سال ۱۶۰۰ دوران دوم بوده‌است، و اگر اینطور باشد او بعد از ساخته شدن حلقهٔ یگانه، بناشدن باراد-دور، و مرگ کله‌بریمبور، به سرزمین میانه رسید. جادوگران آبی به شرق سفر کردند، اما وظیفه گلورفیندل یاری رساندن به گیل‌گالاد و الروند در مبارزه علیه سائورون بود. او در جنگ اریادور و دیگر نبردهای دوران دوم و سوم نقش مهمی گرچه گاهی در پس‌زمینه ایفا کرد. اعمال او با اینکه بسیار مهم بودند، معمولا در برگ‌های تاریخ گم گشته‌اند.

دوران سوم

در سال ۱۰۰۰ دوران سوم گلورفیندل در میت‌لوند ورود دوست قدیمی‌اش اولورین(که به گندالف مشهور شد) به سرزمین میانه را، که برای ماموریتی مشابه فرستاده شده بود، خوش آمد گفت. الفهای کبیر سرزمین میانه یکی پس از دیگری کشته شده، و در آخر تنها گالادریل، کله‌بورن، الروند و گیردان از خردمندان باقی‌مانده بودند. گلورفیندل با فرماندهی ارتش الفها در نبرد فورنوست نقش مهمی را ایفا کرد. بعد از تحقیر شدن ائارنور توسط ویچ‌کینگ، او را از تعقیب پادشاه جادوپیشه بازداشت و پیشگویی کرد که آن شبح به دست هیچ مردی کشته نخواهد شد.

او بار دیگر در زمانی که درگیری‌های قبل از جنگ حلقه آغاز شده بود، خود را نشان می‌دهد، بعد از اینکه حلقه یگانه دوباره به روشنایی بازگشت. او یکی از الف‌هایی بود که به فرمان الروند از ریوندل راه افتادند و به جستجوی حامل حلقه پرداختند. یکی از دلایل انتخاب او توسط الروند این بود که گلورفیندل از اشباح حلقه وحشتی نداشت، و بخاطر دورانی که در آمان زندگی کرده بود قدرت‌های بسیار در هردو دنیای مرئی و نامرئی داشت. در ماموریت مهم و پرخطرش اشباح حلقه از وی دوری می‌جستند؛ او با پنج تن از آنها مواجه شد و همگی با دیدنش پا به فرار گذاشتند. تنها کسی که در ماموریتش موفق شد گلورفیندل بود، او حامل حلقه، فرودو بگینز، را به همراه دوستش آراگورن یافت. گلورفیندل فرودو را روی اسبش آسفولات گذاشت و با نزدیک شدن اشباح حلقه، اسب را به تاختن فرمان داد. اسب فرودو را به جایی امن در گدار بورنین برد، اما فرودو ناگهان با تحریک نزگول اسب را متوقف کرد در اقدامی احمقانه اشباح را به مبارزه طلبید. گلورفیندل در آن لحظه منتظر طغیان آبهایی بود که از ریوندل محافظت می‌کردند، از این رو قدرتش را در مقابل سواران سیاه آشکار کرد و آنها را به داخل رودخانه راند، سپس رودخانه طغیان کرد و سواران را باخود شست و برد.

بعد از این ماجرا، او فرودو را که مجروح بود به ریوندل برد تا در آنجا شفا پیدا کند. گلورفیندل در شورای الروند شرکت کرد و نقش مهمی در گفتگو‌ها داشت، از تام بامبادیل گفت و در مورد بسیاری موضوعات دیگر با منبع موثق در شورا سخنرانی کرد. گلورفیندل کنار گندالف و الروند ایستاده بود و یکی از ستون‌های اصلی شورا بود. او ابتدا عقیده داشت که جای حلقه در اعماق دریا امن خواهد بود، اما گندالف دوراندیش به تغییر شکل سرزمین‌ها در گذر سالیان اشاره کرد، و اینکه قدرت‌های پنهان ارباب تاریکی می‌تواند طی صدها یا هزاران سال بعد، حلقه را به سمت خود بیاورد. پیوستن گلورفیندل به یاران حلقه بطور خلاصه پیشنهاد شد، اما گندالف آن را رد کرد و گفت، قدرت گلورفیندل در این ماموریت پنهانی استفاده چندانی در مقابل نیروی موردور نخواهد داشت.

در طول جنگ حلقه چیز زیادی در مورد گلورفیندل گفته نشده‌است. بی شک او نقش مهمی را مانند قبل در این دوران نیز ایفا کرده. ممکن است او به لوتلورین رفته باشد تا در جنگ رووانیون شرکت کند، حتی شاید به کله‌بورن در ویرانی دول‌گولدور نیز کمک کرده باشد. با گذشتن از نقش او در این مدت، بار دیگر در جشن عروسی اله‌سار او را در متن داستان می‌بینیم، او با گالادریل و الروند از شمال به این جشن می‌آید. بعد از آن دیگر هیچ چیز در موردش گفته نشده‌است. مانند دوستش اولورین، ماموریت او در سرزمین میانه با موفقیت انجام شده، و دوران الف‌ها نیز در آنجا به پایان رسیده بود. احتمالا او نیز همراه حاملان سه حلقه الفی و حلقه یگانه به غرب سفر کرده‌است. یا شاید برای مدتی در سرزمین میانه مانده باشد تا بر بازسازی سرزمین‌ها بعد از نبرد، نظارت کند. حتی ممکن است او منتظر جادوگران آبی نشسته باشد که در شرق بر علیه سائورون فعالیت می‌کردند، زیرا با آنها وارد سرزمین میانه شد و از همان ابتدا ترکشان کرد.

گلورفیندل با موهای نقره‌ای در بازی نبرد برای سرزمین میانه ۲

نسخه‌های ابتدایی داستان

در واقع ابتدا قرار بر این بود که گلورفیندل جزء گروه یاران حلقه باشد و جای لگولاس را بگیرد. تالکین سه تاریخ متفاوت را برای ورود گلورفیندل به سرزمین میانه مشخص کرده: سال ۱۰۰۰ دوران سوم بهمراه گندالف، سال ۱۲۰۰ دوران دوم، و در آخر سال ۱۶۰۰ دوران دوم. اما او بعد از کمی اندیشه اولین تاریخ را حذف کرد، و اینطور توضیح داد که ممکن است ورود او در تاریخ دوم باشد و از همه بیشتر احتمال می‌رود سومی تاریخ صحیح باشد.

ویژگی‌ها

گلورفیندل الفی بود با زیبایی خیره کننده، قدرتمند، خردمند و دارای شجاعت بسیار. او مورد علاقه مردم گوندولین بود، که بعد از درگذشت‌اش سوگواری بسیار کردند. اعمال دلیرانهٔ او در زمان سقوط گوندولین مشهور است، او و خاندانش در دفاع از شهر بیشترین سختی‌ها را متحمل شدند و عاقبت وی جانش را برای امنیت تور و ایدریل فدا کرد. او در سرکشی نولدور و خویشانودکشی آنان نیز نقشی نداشت.

منابع

ابزارهای شخصی
زبان‌های دیگر