گالادریل

از دانشنامه والیمار

پرش به: ناوبری, جستجو
گالادریل
نولدو
زندگی‌نامه
نام کوئنیاییآلتاریل، آرتانیس، نرون، بانوی سفید
عناوینبانوی لورین ، بانوی گالادریم، بانوی جنگل، بانوی نور ، ملکه ستارگان، ملکه گالادریل
تاریخ و محل تولد۱۳۶۴ س.د
قلمروتیریون ، لیندون ، اره‌گیون ، لوتلورین
مرگبه سمت دریاها بادبان کشید، ۲۰ سپتامبر ۳۰۲۱ د.س
سن در هنگام مرگبیش از ۸۳۰۰ سال (منظور از مرگ، رفتن از سرزمین‌میانه است.)
اطلاعات شخصی
جنسیتزن
والدینفینارفین و ائارون
همسرکله‌بورن
فرزندانکله‌بریان
رنگ موطلایی-نقره‌ای

گالادریل (به زبان انگلیسی: Galadriel) الفی نولدویی از کالاکوئندی بود و به قولی مشهورترین و قدرتمندترین الف در دوران سوم نیز به شمار می آمد. او دارنده یکی از سه حلقه الف‌ها یعنی ننیا بوده و بوسیله آن قلمرواش لوتلورین را از گزند اهریمنان حفظ می‌کرد.

فهرست مندرجات

تاریخچه

پرورش و زندگی در آمان

وقتی که چهارمین فرزند فینارفین پادشاه والای نولدوها و ائارون شاهزاده‌ای تلری‌ها به دنیا آمد، پدرش او را آرتانیس یا «بانوی نجیب» نام نهاد. او به طرز غیر معمولی بلند قامت و تنومند رشد می‌کرد، بنابراین ائارون او را نرون (Nerwen) نامید به معنای «بانوی مردمانند». اما ممتازترین ویژگی او موهایش بودند، که رنگی طلایی-نقره‌ای نادری داشتند و به طور خیره کننده‌ای می‌درخشیدند. موهای او میراث به جا مانده از سه قوم الدار بود. نیمی از او میراث تلری‌ها یعنی موهای نقره‌ای را داشت. یک چهارم او میراث نولدوها که موی تیره بود و یک چهارم دیگرش میراث وانیار که موی طلایی است را بر خود داشت. علی رغم خون مختلط او، گالادریل را به عنوان شاهزاده نولدور هم می‌شناختند، همانطور که پدرش فینارفین سومین پسر فینوه، پادشاه والامقام نولدور بود. با توجه به نوشته‌های تالکین، او همراه خویشاوندان تلری خود در آلکوالونده زندگی می‌کرد.

در آلکوالونده بود که او تله‌پورنو ، شاهزاده جوان تلری که پسر یا نوه اولوه بود، را ملاقات کرد. آنها سرانجام عاشق یکدیگر شده و تله پورن به زبان تلری او را آلتارییل نامید. او ستاینده دیگری نیز داشت: فئانور عموی ناتنی او، که عاشق زیبایی و درخشش او خصوصاً موهایش شده بود. شاید او در ساختن سیلماریل‌ها از موهای وی الهام گرفته بود، که گفته می‌شود هر دوی آنها نورشان را از نور دو درخت گرفته‌اند. فئانور از او درخواست کرد که بخشی از موهایش را به او ببخشد، اما او برای سه بار درخواست عمویش را رد کرد و فئانور هم دیگر اصرار نکرد. گالادریل قدرتی خارق العاده در خواندن ذهن افراد داشت، و وقتی به چشم‌های فئانور خیره شد، چیزی جز تاریکی و بدی در سرشت او ندید.

در زمان تاریکی والینور، او درست مانند فئانور از حرارت و رویابینی خاصی برخوردار بود؛ با این وجود فئانور را تحقیر می‌کرد. در دردسرهایی که به وجود آمد او هیچ گونه نقشی در قصاوت‌ها و دشمنی‌های وارد شده بر تله‌ریان در بندر آلکوالونده نداشت، اما تله پورنو را متقاعد کرد که با او از دریا بگذرند و به سرزمین میانه بروند. او نیز قبول کرد و هر دو تحت محکومیت والاها قرار گرفتند. گذشتن آنها از دریا و رسیدن به سرزمین میانه یک استثناء بود، زیرا فئانور و پسرانش بوسیله کشتی‌های دزدیده شده تلریان از دریا گذر کردند در حالیکه بخش اعظمی از نولدوها که تحت فرماندهی فین‌گولفین بودند با پای پیاده از هلکاراکسه عبور کردند.


کیت بلنشت در نقش گالادریل در فیلم ارباب حلقه‌ها ساخته پیتر جکسون

دوران اول

به محض اینکه به بلریاند وارد شدند، از سوی پادشاه تینگول مورد استقبال قرار گرفتند، زیرا هر دوی آنها در اصل تلری بودند. تینگول در مورد اینکه چه اتفاقاتی برای برادرش اولوه و کالاکوئندی‌ها افتاده‌است، چیزی نمی‌دانست تا اینکه آنها خبر را برای او آوردند. اما آنها چیزی در مورد خویشاوندکشی نگفتند. تلپورنو سینداری شده کله‌بورن است و آرتانیس هم نامی که کله‌بورن بر او گذاشته بود، آرتارییل، را قبول کرد.

زمانیکه بقیه نولدوها وارد بلریاند شدند و نبرد داگور-نویین-گیلیات رخ داد، گالادریل ارتباطش را با برادرانش دوباره برقرار کرد، هر چند هنوز هم از پسران فئانور نفرت زیادی داشت. زمانیکه در دوریات بود از ملیان چیزهای زیادی یاد گرفت و هر از چند گاهی با برادر بزرگترش فینرود فلاگوند در نارگوتروند زندگی می‌کرد. ملیان و او دوست یکدیگر شدند، و اغلب با یکدیگر در مورد والینور صحبت می‌کردند. ملیان علاقه زیادی در مورد اتفاقات بوجود آمده از تبعید نولدوها داشت، اما گالادریل چیزی در مورد حوادث بعد از مرگ درخت‌ها به ملیان نمی‌گفت. در نهایت، از آنجاییکه حدس و گمان‌های ملیان زیرکانه و دقیق بود، گالادریل حوادث را برای او بازگو کرد مگر مرگ فینوه، خویشاوندکشی و سوزاندن کشتی‌ها در لوسگار. ملیان می‌توانست بعضی از آنها را تشخیص دهد و بقیه خبرها به صورت شایعه به گوش تینگول رسید. درنهایت، با کلمات تحریک آمیز تینگول، آنگرود تمام اتفاقات را بازگو کرد. گالادریل علی رغم همدردی‌های تینگول با خاندان‌های فینارفین و فین‌گولفین به خاطر مشقت‌هایی که به ناحق کشیده بودند، از دوریات فرار کرد و برای مدتی پیش برادرش فینرود در نارگوتروند ماند. در سال ۳۰۰ او به دوریات بازگشت و همراه با همسرش زندگی آرامی را در آنجا گذراند.


محل زندگی این دو در سقوط نارگوتروند در سال ۴۹۵ و دوریات در سال ۵۰۳/۵۰۶ به صورت دقیق مشخص نیست. شاید آنها هنگام سقوط آنجا بوده‌اند و تنها یا با هم از آنجا فرار کرده‌اند. بعید نیست که در سقوط دوریات آنها یا به بندرگاه سیریون رفته‌اند و یا با خویشاوند تلری خود کیردان به جزیره بالار رفته‌اند. اگر احتمال اول باشد، آنها از سومین خویشاوندکشی فرار کرده‌اند و یا در بلریاند مخفی شده و به جزیره بالار رفته‌اند. در زمان نبرد خشم به این انتخاب داده شد که در سرزمین میانه بمانند و یا به آمان بروند، که آنها نیز به طرز عجیبی ماندن در سرزمین میانه را انتخاب کردند. گالادریل هنوز هم مغرور و خودخواه بود و بخشش والاها را رد کرد. کله‌بورن هم همان کار را انجام داد و به عشق همسرش در آنجا ماند.

دوران دوم

گالادریل و همسرش در لیندون، فرمانروایی نوه برادرش گیل-گالاد ماند. آنها مدتی را در آنجا سپری کردند، و بر مردم نولدور رهبری نمودند. سرانجام به اره‌گیون نقل مکان کرده و یا آنرا تأسیس نمودند. کله‌بریمبور در آنجا زندگی می‌کرد، و با اهمیت خاصی در میان آهنگران رشد کرده بود. شاید به خاطر نفرت گالادریل، (کلب ریمبور آخرین فرد از خاندان فئانور بود، هر چند اعمال بد و زشت آنها را رد کرده و از آنها دوری کرده بود) کله‌بورن و گالادریل با ناندوهای آمدیر که در جنگل‌هایی به نام لوریناند زندگی می‌کردند، ارتباط برقرار کردند. آنها از طریق خازاد-دوم از هیتائگلیر گذشته و در آنجا ساکن شدند و یکی از بزرگان الف‌های جنگلی شدند.

گالادریل در روند ساختن حلقه‌های قدرت با آناتار همکاری کرد، هر چند به دلیل این کار در مقابل کلب ریمبور مقاومت کرد. با کمک آناتار، الف‌های اره گیون حلقه‌های زیادی ساختند، اما هم کلب ریمبور و هم آناتار در خفا حلقه‌های بزرگتری را برای خود ساختند. کلب ریمبور حلقه‌های سه گانه الف‌ها را ساخت که از حلقه‌های کوچکتر بسیار قویتر بودند. هر چند، آناتار، حلقه یگانه را ساخت اما زمانیکه آنرا به انگشت خود کرد، الف‌ها پی به خیانت او بردند و حلقه‌های خود را برداشتند. کلب ریمبور نگران جان خود و از همه مهمتر نگران سه حلقه بود، بنابراین آنها را به سه تن از عاقل ترین الف‌ها داد: ناریا به گیردان، ویلیا به گیل-گالاد و ننیا به گالادریل. پس از مدت کوتاهی کلب ریمبور توسط سائورون کشته شد و اره گیون از بین رفت، اما سه حلقه سالم ماندند.

در این زمان آمدیر، پادشاه لوریناند در نبرد داگورلاد در زمان نبرد آخرین متحدین کشته شد. کله‌بورن می‌توانست در آن نبرد شرکت داشته باشد، اما اتفاقی که بیشترین تأثیر را بر روی آن دو (و لوریناند) گذاشت، نابودی سائورون و گم شدن حلقه یگانه بود. گالادریل حالا می‌توانست از حلقه اش استفاده کند. با کمک ننیا، حلقه آب، او توانست قلمرو لوریناند را وسعت بیشتری بدهد. با کمک آن بود که گالادریل توانست آن سرزمین را از ورود هر گونه اهریمن در دوران سوم حفظ کند.

دوران سوم

عکس العمل گالادریل در مقابل حضور حلقه یگانه

زمانیکه آمروت پسر آمدیر کشته شد، کله‌بورن و گالادریل با یکدیگر به لوریناند (که حالا به لوسلورین یا لورین تغییر نام داده بود) حکم راندند و پس از آن ارباب و بانو نامیده شدند. لوسلورین شکوفه داد، و گالادریل بذر مالورن را که از لیندون با خود آورده بود در آن کاشت. این تنها مالورنی بود که در غرب دریاها رشد می‌کرد. آنها کاراس گالادون را بنا نهادند و قلمرو لوسلورین را پر از نور و زندگی کردند. درست در روزهای قدرت و جلال لوسلورین بود که گالادریل اولین و تنها فرزندش را به دنیا آورد؛ دختری بسیار زیبا که کلبریان نام گرفت. او با الروند دوست نزدیک گالادریل و حمل کننده حلقه ویلیا بعد از مرگ گیل-گالاد در زمان اتحاد، ازدواج کرد.

گالادریل و کله‌بورن از او صاحب سه نوه شدند، که یکی از آنها آرون بود. اما کلبریان در سال ۲۵۰۹ توسط اورک‌ها دستگیر شد و مورد شکنجه قرار گرفت. او بعدها از طریق دریا به سمت غرب سفر کرد.

در سال ۲۴۶۳، شورای سفید تشکیل شد. گالادریل یکی از عاقلان بود و بزرگترین خطر برای زندگی سائورون به حساب می‌آمد. کله‌بورن هم یکی از اعضا بود ولی این مشخص نیست. گالادریل یکی از دوستان خوب گندالف بود و او به توصیه کرد که ریاست شورا را به او بدهد. اما تشخیص داده شد که سارومان ریاست را بر عهده بگیرد درحالیکه گالادریل به او اعتماد نداشت.

در زمان نبرد حلقه، گالادریل یاران حلقه را در سال ۳۰۱۹ ملاقات کرد. او توجه خاصی به فرودو بگینز داشت که حلقه یگانه را حمل می‌کرد. او ننیا را به فرودو نشان داد و به او اجازه داد که به آینه اش نگاه کند. فرودو حلقه‌ها را به گالادریل پیشنهاد داد و علی رغم میل شدیدی که به حلقه داشت در مقابل آن با موفقیت مقاومت کرد. او یاران حلقه‌ها را با هدایا و ره توشه‌های مختلفی راهی کرد. دو تا از مهمترین هدایا را به آراگورن، که خیلی خوب می‌شناختش و دوستش می‌داشت و دورفی با نام گیملی داد. او به آراگورن سنگ الفی که خود و دخترش کلبریان ساخته بودند را داد. از چیزی که می‌خواست به گیملی بدهد زیاد مطمئن نبود، بخاطر همین هم از او پرسید که چه می‌خواهد. بعد از اینکه گیملی از زیبایی‌های گالادریل تعریف و تمجید کرد، دسته‌ای از موهای گالادریل را از او خواست. گالادریل یاد درخواست فئانور در مورد سیلماریل‌ها افتاد، اما قلب و سرشت گیملی را جستجو کرد و فهمید که باطن گیملی پاک و ذلال است. او هم به عنوان جایزه سه دسته مو هدیه داد، و گیلمی هم به یاد او آنها را درون یک کریستال قرار داد تا هیچگاه از بین نروند.

مدتی کوتاه بعد از عزیمت یاران حلقه، او پذیرای گندالف به زندگی برگشته یا گندالف سفید بود. گالادریل لباسی جدید به او داد و ره توشه او را نیز فراهم کرده و چیزهای جدیدی به او داد. بعد از ترک گندالف، لوسلورین از سوی سپاهیان دول گولدور سه بار پشت سر هم مورد حمله قرار گرفت. اما نیروهای لوسلورین توانستند با قدرت حلقه هر سه بار دشمن را عقب برانند. بعد از آن کله‌بورن شخصاً حمله‌ای را بر علیه دول گولدور ترتیب داد. به محض اینکه نیروهای تاریکی در دستان گالادریم قرار گرفت، گالادریل آمد، دیوارهای آنجا را فرو ریخت و آنجا را از لوث اهریمنان پاک کرد. این آخرین استفاده قدرت گالادریل بود، زیرا حلقه یگانه نابود شده بود و قدرت ننیا نیز مدتی بعد از آن از بین رفته و به طور کامل ناپدید شد.


بازگشت به والینور

گالادریل در مراسم ازدواج آرون و آراگورن شرکت کرد و پس از آن به لوسلورین برگشت. اما دو سال بعد در سال ۳۰۲۱ او با همسرش کله‌بورن وداع گفت و به سمت والینور در غرب سفر کرد. به همراه او، دو حمل کننده حلقه‌های دیگر یعنی گندالف و الروند، فرودو و بیلبو بگینز که حلقه یگانه را حمل می‌کرد به والینور رفتند. آنها به سمت غرب سفر کردند و هیچگاه به سرزمین میانه بازنگشتند. در والینور گالادریل می‌بایست زخم‌های معنوی فرودو را درمان می‌کرد. اینکه آیا او موفق بوده یا خیر مشخص نیست. اما در دوران چهارم او پذیرای همسرش کله‌بورن بود. و گفته می‌شود که گیملی ستاینده گالادریل در سال ۱۲۰ د.چ وارد والینور شد و در همان جا از دنیا رفت.

خصوصیات

گالادریل بسیار زیبا بود و موهایش معروف ترین مشخصه او بودند. او باقیمانده الداهای نور دو درخت بود. او در جوانیش طبیعتی مغرور و مبارز داشت. روحش آزاد بود و زمانیکه در آمان بود دائم رؤیاهایی در مورد سرزمین‌های بی حد و مرز و آزاد می‌دید. برادر مورد علاقه اش فینرود بود و او نیز به مانند خواهرش در این رؤیاها شریک بود. او می‌توانست ذهن و قلب مردم را بکاود و به آنها خیره شود. شاید به خاطر زیبایی و قدرت عجیبش بود که آنقدر مغرور بود.

اما در دوران سوم دیده می‌شود که او با فراست و متانت خاصی عمل می‌کند. در ارباب حلقه‌ها، او بسیار محترم، عاقل و زیبا ظاهر می‌شود. او از سوی کله‌بورن بسیار مورد احترام قرار می‌گرفت.

شجره نامه

 
 
 
 
 
 
فینارفین
 
 
 
ائارون
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
فینرود
 
آنگرود
 
الدالوته
 
آئگنور
 
گالادریل
 
کله‌بورن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اورودرت
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کلبریان
 
الروند
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
گیل-گالاد
 
فیندویلاس
 
 
 
 
 
الادان
 
الروهیر
 
آرون
 
آراگورن
 


منابع

ابزارهای شخصی
زبان‌های دیگر