ویچ‌کینگ

از دانشنامه والیمار

پرش به: ناوبری, جستجو
ویچ‌کینگ
اطلاعات شخصی
دیگر نام‌هافرماندهٔ سیاه، شاه نزگول، سردسته‌ی ۹ تن، فرمانروای میناس‌مورگول
آفریده‌شده/تولد۱۸۰۰-۲۲۰۰ دوران دوم، احتمالا در نومه‌نور
سال‌های دارای قدرت۲۲۵۱ دوران دوم-۳۰۱۹ دوران سوم
نابود شده/مرگ۳۰۱۹ د.س ، نبرد دشت‌های پله‌نور
سنبیشتر از ۴۲۰۰ سال
قلمروآنگمار، میناس‌مورگول
مشخصات ظاهری
نژادانسان، نزگول
جنسیتمرد
ظاهرظالم، پادشاهی رنگ پریده با موهای درخشان و دارای تاجی روی سر، غیرقابل روئیت برای بیشتر دیدگان
کار-ماموریتسقوط آرنور، ویرانی میناس‌ایتیل و اوزگیلیات، مرگ ائارنور و تئودن


پادشاه جادوپیشهٔ آنگمار (به زبان انگلیسی: Witch King of Angmar) سردسته نزگول، پادشاه آنگمار، و بزرگترین سروان سائورون بود. شبحی تقریبا فناناپذیر، جنگجویی رعب‌آور، و رزم‌آرایی زیرک.

فهرست مندرجات

تاریخچه

مدتی بعد از اینکه سائورون ۹ حلقه قدرت را در سقوط اره‌گیون بدست آورد، آنها را به ۹ نفر از پادشاهان فانی، ساحران، و دیگر جنگجویان داد. آن ۹ تن با این حلقه‌ها به شکوه رسیده و ثروتمند شدند. توانایی ناپدید شدن را داشتند و گذر زمان روی آنها تاثیری نمی‌گذاشت. اما به‌تدریج همگی تحت اختیار سائورون قرار گرفتند و سرانجام به اشباح حلقه مبدل شدند. از آن پس آنها را «نزگول» نامیدند.

یکی از آنها که بعدا به ویچ‌کینگ معروف شد، احتمالا یکی از سه ارباب نومه‌نوری بی‌نام و نشان بود که حلقه‌ای گرفته بودند. از او بعنوان یکی از اشباح حلقه اولین بار در سال ۲۲۵۱ دوران دوم نام برده شده‌است. بعنوان رعب‌آور‌ترین خدمتگذار اربابش سائورون و قدرتمندترینِ نزگول سرردستهٔ اشباح حلقه شد.

با سقوط موردور در سال ۳۴۴۱ د.د ، نزگول ناپدید شدند و تا مدت‌ها خبری از آنان به گوش نرسید.

قدرت اولیه در آنگمار

بیشتر از هزار سال بعد، در ۱۰۵۰ دوران سوم، سائورون شروع به بازسازی قدرتش در دول-گولدور کرد و نزگول دوباره فعالیت‌هایشان را شروع کردند. ویچ‌کینگ قلمرو خود را در آنگمار پایه‌گذاری کرد، و مرکز قدرتش، کارن-دوم در نوک شمالی کوهستان مه‌آلود بود. او بسیاری از اورک‌ها، انسان‌ها، و دیگر موجودات پلید را به زیر پرچم خود آورد. هیچ کس مطلع نبود که او خدمتگذار سائورون بوده و حتی تعداد اندکی می‌دانستند که او یک شبح است.

در آن زمان پادشاهی آرنور در شمال به سه قلمرو مختلف تقسیم شده بود، کاردولان، رودآئور و آرت‌اداین، و این سه مدام با یکدیگر در نبرد بودند. از این رو ویچ‌کینگ دریافت که آرنور بسیار آسیب پذیر‌تر از پادشاهی جنوب انسان‌ها، گاندور، است. او شروع به فرستادن افرادی در سه قلمرو شمالی کرد تا در آنها نفوذ کند. در سال ۱۳۴۹ د.س. رهبران پادشاهی رودئور بطور پنهانی تحت فرمان ویچ‌کینگ در آمدند و او در خفا آنها را در جنگ علیه دو پادشاهی دیگر یاری کرد. سپس در سال ۱۴۰۹ د.س. در آنِ واحد به هرسه قلمرو هجوم آورد. اول از همه رودئور در شرق سقوط کرد و بسیاری از دون‌ا‌داین توسط افراد او قتل عام شدند. کاردولان نیز ویران شد، اما مردان آرت‌اداین برج نگهبانی آمون‌سول را در حالی که محاصره شده بود، مدتی نگه داشتند. در این راه شاه آروه‌لگ اول جان داد و برج تخریب شد، اما پلانتیر در دستان بازمانده‌های آرت‌اداین به فورنوست آورده شد.

ویچ‌کینگ به تحت فشار گذاشتن آرت‌اداین ادامه داد و حلقه محاصره را تا فورنوست تنگ‌تر کرد. و او با این حرکات تهاجمی تقریبا تمام آرنور را تسخیر کرده بود. اما آراپور، پسر ۱۸ سالهٔ آرولگ، رهبری را بدست گرفت و با کمک کیردان از لیندون، در فورنوست و پشته‌های شمالی با نیروهای ویچ‌کینگ مقابله کرد. الروند نیز ارتشی از الف‌های ریوندل و لوتلورین را با خود آورد و در نهایت ویچ‌کینگ عقب رانده شد.

گرگ و میش آنگمار

ویچ‌کینگ در کارن-دوم خاموش نشست و لشگریانش را برای آخرین هجوم بر آرت‌اداین آماده می‌کرد. در سال ۱۶۳۶، طائون، آخرین دون‌ا‌داین کاردولان را نیز از بین برد. ویچ‌کینگ ارواحی پلید را از آنگمار و رودئور برای تصرف بلندی‌های گورپشته فرستاد و این ارواح بعدا به موجودات گورپشته معروف شدند. در ۱۹۷۴ د.س. پادشاه جادوپیشه دوباره به قدرت رسید و در زمستان نیروهایش را برای تاخت و تاز بر آرت‌اداین فرستاد و فورنوست را تسخیر کرد. شاه آروه‌دوی پیکی برای کمک، به گاندور فرستاد و مدتی در پشته‌های شمالی مقاومت کرد، اما سرانجام دوباره عقب رانده شد و در دریا به هلاکت رسید و پلانتیر نیز با او برای همیشه ناپدید شد. سرانجام پادشاهی شمالی به پایان رسید و آرنور ویران شد، اما پسر آروه‌دوی و بازمانده‌های دون‌ا‌داین از طریق رودخانه لون گریختند.

ویچ‌کینگ در فورنوست به تخت پادشاهی نشست و افراد او تمام شهر را اشغال کردند. در ۱۹۷۵ د.س. ائارنور پسر ائارنیل با ارتشی از گاندور، برای بیرون راندن ویچ‌کینگ به لیندون آمد و به مردم گیردان ملحق شد. گیردان تمام کسانی را که می‌توانست برای جنگ فراخواند: بازمانده‌های دون‌ا‌داین از آرنور، و الف‌های لیندون. حتی گفته شده گروهی از کمانداران هابیت نیز به کمک آنها آمدند. ویچ‌کینگ مغرور از پیروزی قبلی، با سپاهیانش از سنگر بیرون آمد و نبرد آن دو لشگر بین پشته‌های شمالی و دریاچهٔ اوندیم در گرفت. او انتظار آن همه نیرو در صف دشمن را نداشت و نبرد به نفع نیروهای متحد پیش رفت. نیروهای او شروع به عقب نشینی سمت فورنوست کردند، اما سواران ائارنور از شمال بر آنها تاختند و سپاه ویچ‌کینگ را تار و مار کردند.

ویچ‌کینگ سعی کرد با بازمانده های سپاهش به کارن-دوم بگریزد، اما ائارنور و سوارانش به او رسیدند. از طرفی دیگر سپاه نیروهای متحد توسط ارتشی که از ریوندل به رهبری‌ گلورفیندل می‌آمد، تقویت شد. آنگمار چنان در هم شکست که هیچ اورک یا انسان پلیدی در آن قلمرو باقی نماند. اما وقتی همه چیز از دست رفت پادشاه جادوپیشه یکباره ظاهر شد، سیاه پوش، با نقاب سیاه، سوار بر اسبی سیاه. و به سبب نفرت بی حد و حصرش از فرمانده گاندور قصد داشت او را با دستان خود هلاک کند. ولی اسب ائارنور رم کرد و گریخت، ویچ‌کینگ قهقهه سرداد. اما از پی ائارنور، گلورفیندل سوار بر اسب سفیدش آمد، سپس ویچ‌کینگ که همچنان می خندید عنان گرداند و راه گریز در پیش گرفت و به میان سایه ها زد.

ائارنور قصد داشت به تعقیب او بپردازد، اما گلورفیندل او را بازداشت و پیشگویی معروفش را به زبان آورد.

«از پی او مرو! به این سرزمین باز نخواهد گشت. زمان هلاکت او هنوز بسیار دور است، و به دست مردان از پای در نخواهد آمد.»
-گلورفیندل، بازگشت شاه، ضمیمه الف

شاه میناس مورگول

در سال ۱۹۸۰ د.س. ویچ‌کینگ به موردور گریخت و دیگر اشباح حلقه را فراخواند. آنگمار و کارن-دوم از دست رفته بود، از این رو او محاصره میناس ایتیل را آغاز کرد، که دو سال به طول انجامید. سرانجام شهر را تسخیر کرده و آن را اقامتگاه خود ساخت. نام میناس‌ایتیل را به میناس مورگول تغییر داد و پلانتیر را برای سائورون فرستاد. او هاله‌ای از وحشت را در گاندور گسترانید و همینطور بسیاری از باغ‌های ایتیلین به بیابان تبدیل شد.

ائارنور بعد از درگذشت پدرش پادشاهی گاندور را به دست آورد. او هنوز کینه‌ای شخصی از ویچ‌کینگ، بخاطر تحقیر شدن در نبرد فورنوست به دل داشت. در سال تاج‌گذاری ائارنور، شاه میناس مورگول با این طعنه که در نبرد شمال، ائارنور را یارای ایستادگی در مقابل او نبوده است، به نبرد تن‌به‌تن فراخواند. اما مشاور ماردیل از عکس‌العمل عجولانهٔ شاه جلوگیری کرد. هفت سال بعد این دعوت به مبارزه دوباره تکرار شد، و اینبار ائارنور با گروه کوچکی از شهسواران به میناس مورگول تاخت، اما هرگز باز نگشت و از آن پس گاندور دیگر پادشاهی نداشت.

بعد از این ویچ‌کینگ بهمراه دیگر نزگول نیروهایش را سازماندهی کرد، نیروهایی که شامل نژاد جدید و خطرناکی از اورک‌ها بنام اوروک‌‌ها بود. در سال ۲۴۷۵ د.س. او آنها را برای تسخیر اوزگیلیات فرستاد و آنها موفق به انجام این کار شدند. مدتی بعد نیروهای او توسط بورومیر اول عقب رانده شدند، اما از شهر اوزگیلیات تنها ویرانه‌ای باقی مانده بود. بورومیر برای بازپس‌گرفتن ایتیلین دوباره راهی شد، بطوری که حتی ویچ‌کینگ نیز از او وحشت داشت. اما او نیز سرانجام توسط جراحت مورگولی جان باخت.

در جستجوی حلقه

سائورون در سال ۲۹۵۱ به موردور بازگشت و حضور خود را علنا آشکار ساخت. او خامول و دو تن دیگر از اشباح حلقه را به دول گولدور فرستاد (در حالی که ویچ‌کینگ در میناس مورگول باقی مانده بود). از روی خوش‌شانسی نیروهای سائورون گالوم را یافته و از او بازجویی کردند. گالوم در زیر شکنجه داستان حلقه را فاش کرد، اما به قدری جسور بود که سعی کرد سائورون را بفریبد و به آنها گفت هابیت‌هایی که حلقه را از او دزدیده‌اند در اطراف رودخانه گلادن زندگی می‌کنند. بعد از حمله به اوزگیلیات، سائورون نزگول را به رهبری ویچ‌کینگ به جستجوی حلقه فرستاد.

نزگول، اثر مارک هولمز

خامول که از دول‌گولدور می‌آمد به ویچ‌کینگ خبر داد اثری از شایر، سرزمین هابیت‌ها، در کناره‌های آندوین نیست. ویچ کینگ تصمیم گرفت به جستجو ادامه دهد، ولی نهایتا آنها با دست خالی به جنوب بازگشتند. سائورون در مورد خیانت سارومان شنید و همینطور می‌دانست جادوگر هنوز حلقه را پیدا نکرده. از این رو نزگول را برای دیدن سارومان راهی آیزنگارد کرد. زمانی که آنها به آیزنگارد رسیدند، گندالف از چنگ سارومان گریخته بود. قدرت ویچ‌کینگ بقدری نبود که بتواند بر سارومان که در دژ بزرگش بود هجوم بیاورد، از این رو به مذاکره با او پرداخت. سارومان به او گفت تنها کسی که از جای شایر و حلقه خبر دارد گندالف است، از این رو نزگول راهی روهان شدند.

آنها به خیانتکاری که مارزبان نام گرفته بود، برخوردند و از او پرس‌و‌جو کردند. او نیز که بشدت ترسیده بود هرچیز را که می‌دانست فاش کرد؛ اینکه گندالف از روهان گذشته‌است، شایر کجاست و حتی اینکه سارومان به آنها دروغ گفته. ویچ‌کینگ جان او را نگرفت زیرا حس می‌کرد مارزبان سرانجام باعث شکست سارومان خواهد شد. ویچ‌کینگ اشباح را به چهار جفت روانه ساخت و خود نیز به مینهیریات رفت. آنها در بین راهشان به بسیاری از جاسوسان سارومان برخوردند که یکی از آن‌ها فردی جنوبی با چشمانی لوچ بود. او نقشه‌هایی از شایر داشت و همینطور می‌دانست که هابیتی که بگینز نام دارد در هابیتون زندگی می‌کند. ویچ‌کینگ او را به بری فرستاد تا مراقب مسافرهایی که شایر را ترک می‌کنند، باشد.

نزگول به گدار سارن آمدند و در آنجا توسط تک‌آوران دون‌ا‌داین متوفق شدند. تک‌آوران دنبال فرمانده‌شان، آراگورن دوم، فرستادند، که به تنهایی می‌توانست با اشباح مقابله کند. اما او قبلا آنجا را ترک کرده بود و از این رو نزگول گدار را گرفتند و بسیاری از تک‌آوران را کشتند. ویچ‌کینگ سه تن را به رهبری خامول به شایر فرستاد و خودش با بقیه سمت غرب تاخت. اما آنها خیلی دیر رسیدند: حلقه در دستان هابیتی بنام فرودو بگینز از شایر خارج شده بود.

تعقیب حلقه

آتش روی ودرتاپ، اثر تد ناسمیت

خامول در پیدا کردن حلقه ناموفق بود، اما با خود خبرهایی از جاسوسی که در بری گذاشته بودند، آورد. مرد جنوبی ناپدید شدن فرودو را در یک مهمان‌خانه دیده و شبانه حمله‌ای را به مهمان‌خانه ترتیب داده بود. ویچ‌کینگ حدس میزد فرودو به طرف شرق برود، از این رو چهار تن از یارانش را به ودرتاپ، ویرانهٔ برج نگهبانی آمون‌سول، فرستاد و خودش از طریق راه‌سبز به جنوب رفت، اما چیزی نیافت. در این حین گندالف آنها را تعقیب می‌کرد، اما ویچ‌کینگ مانع کار او نشد، اما در ودرتاپ به او حمله کرد. در سپیده‌دم گندالف گریخت و ویچ‌کینگ دوباره افرادش را تقسیم کرد و چهار تن را دنبال جادوگر فرستاد. حلقه کم کم به طرف او می‌آمد. فرماندهٔ تک‌آوران دون‌ا‌داین، آراگورن، رهبری هابیت‌ها را بر عهده گرفت و آنها را به ودرتاپ آورد و در آنجا آنها توسط نزگول مورد حمله قرار گرفتند. ویچ‌کینگ به طرف فرودو رفت و هابیت وحشت‌زده حلقه را در دست کرد، آنگاه نزگول را در چهره واقعی‌شان دید. وقتی فرودو به نام البریت به ویچ‌کینگ هجوم آورد، پادشاه جادوپیشه با تیغ مورگولی شانهٔ فرودو را مجروح کرد. نوک تیغهٔ آن در زخم باقی ماند و سم در رگ‌های هابیت جاری شد. سپس آراگورن با آتش به آنها حمله کرد، و ویچ‌کینگ با افرادش گریخت، مطمئن از اینکه سم کار خودش را خواهد کرد و هابیت تسلیم می‌شود. او از رویارویی مستقیم بیم داشت؛ آراگورن و گندالف افرادی با قدرت‌های گزاف بودند. از طرفی دیگر او می‌دانست سلاح فرودو تیغ وسترنس بود که توسط دون‌ا‌داینکاردولان بر ضد او ساخته شده بود، و این تیغ می‌توانست او را مجروح کند. ویچ‌کینگ به این دلایل عقب نشست، و آراگورن، فرودو و گروه کوچکشان به راه ادامه دادند.

حمله اشباح، اثر تد ناسمیت

او سریعا به تعقیب ادامه داد، و در راه خامول را یافت که توسط دشمن قدیمی‌اش، گلورفیندل از آخرین پل بیرون رانده شده بود. ویچ‌کینگ که فقط یکی از افرادش را همراه داشت، همچنان قادر نبود با گلورفیندل مستقیما روبرو شود. آنها دور هم جمع شدند و به جنوب رفتند، و آنجا چهارتن دیگر نیز به آنها ملحق شدند. با وجود موانعی همچون گلورفیندل و آراگورن، آنها به تعقیب حامل حلقه و یارانش ادامه دادند، تا زمانی که فرودو به تنهایی سوار بر آسفالوت، اسب گلورفیندل، مسیر را در پیش گرفت. اشباح حلقه به دنبال او تاختند، و تعقیب و گریز تا گدار ریوندل ادامه داشت. سپس فرودو اسب را متوقف کرد، ویچ‌کینگ مقاومت او را دید و قهقهه سرداد و با حرکت دستش شمشیر او را شکست. اما رودخانه به فرمان الروند طغیان کرد و همهٔ ۹ تن را با خود شست و برد.

جنگ حلقه

ویچ‌کینگ با تنها اسب سالم به موردور بازگشت، و در ماه دسامبر به آنجا رسید. سپس برای دیگر نزگول کمک فرستاد و آنها نیز بطور مخفیانه بازگشتند. بدستور اربابشان، آنها در میناس مورگول برای حمله‌ای بزرگ به گاندور آماده شدند و سائورون نیرویی شیطانی به ویچ‌کینگ داد و قدرت او بعنوان سردار نیروهای سائورون افزایش یافت، بطوری که حتی افراد خودش از او می‌ترسیدند. در ۱۰ مارس ۳۰۱۹ د.س. با علامت جنگ، میناس مورگول تخلیه شد. ویچ‌کینگ، همانند زمان جنگ‌های آنگمار در جلوی لشگر با پوششی سیاه، سوار بر اسب سیاه میراند. هنگامی که او از دروازه‌های شهر مرده بیرون می‌آمد، وجود فرودو را در آن اطراف حس کرد و در حالی که آشفته شده بود، به راه ادامه داد.

با رهبری ویچ‌کینگ اوزگیلیات خیلی زود تسخیر شد. پیروزی او بخاطر برتری نیروهایش در تعداد، و وحشت جنگجویان گاندور از او بود. طولی نکشید که راماس اچور نیز تسخیر شد و دشت پله‌نور به محاصره در آمد. زمانی که فارامیر و بازمانده‌های افرادش در حال عقب نشینی بودند، فرمانروای میناس‌مورگول دیگر اشباح را سوار بر فل‌بیست فرستاد، اما خودش جلو نرفت. نزگول بر سر فارامیر و نیروهایش ریختند، فارامیر در تماس با رایحهٔ سیاه نزگول قرار گرفته و مسموم شد، سپس با تیری بر زمین افتاد. اما گروهی به رهبری ایمراهیل به کمک فارامیر و افرادش آمدند و آنها را به شهر بازگرداندند. ویچ‌کینگ میناس تیریت را محاصره کرد و آتش و سرهای سربازان گاندور را با منجنیق به داخل شهر انداخت. سپس حمله را آغاز کرد.

گندالف در برابر ویچ‌کینگ مقابل دروازهٔ ویران شهر.

او ابتدا دژکوب موردور، گروند، را فرستاد و خودش نیز در کنار آن جلو میرفت تا بعد از شکستن دروازه اولین نفری باشد که وارد شهر می‌شود. گروند در حالی که از ویچ‌کینگ نیرویی جادویی می‌گرفت، سه مرتبه دروازه میناس تیریت را کوبید. بار سوم دروازه میان شعله‌های آتش در هم شکست. ویچ‌کینگ جلو آمد، اما گندالف سوار بر شدوفکس او را در جلوی دروازه از داخل شدن بازداشت.

«سوار سیاه باشلق اش را کنار زد، و اینک بنگر! تاجی شاه وار داشت؛ و با این حال، تاج بر روی سری نبود که به چشم دیده آید. آتشی سرخ میان تاج و شانه‌های پهن و تاریک رداپوش می‌درخشید. از دهانی نادیدنی خنده‌ای مرگبار به گوش رسید. گفت: «پیر ابله! پیر ابله! ساعت من فرا رسیده‌است. به هنگام دیدن مرگ آن را نمی‌شناسی؟ اکنون بمیر و بیهوده دشنام بگوی!» و با گفتن این شمشیرش را بالا برد و شعله‌ها از تیغ پایین جست»
-بازگشت شاه، محاصرهٔ گاندور

ولی گندالف از جای خود تکان نخورد، و رویارویی آن دو هیچ‌گاه شکل نگرفت چرا که صبح فرا رسید و اولین شعله‌های خورشید همراه با صدای ژرف تعداد زیادی شیپور روهیریم‌ که بالاخره برای کمک به شهر رسیده بودند همراه شد. ویچ‌کینگ بر یک فل‌بیست نشست و به طرف شاه تئودن، که ارتش روهیریم را رهبری می‌کرد رفت. اسب تئودن با یک زوبین واژگون شد و روی شاه افتاد. ویچ‌کینگ سررسید اما قبل از رسیدن به تئودن، سواری بنام درن‌هلم او را به مبارزه طلبید. او سوار را به مرگی وحشتناک تهدید کرد، اما درن‌هلم با برداشتن کلاه‌خودش آشکار کرد که یک زن است، و نام او ائووین بود. در آن لحظه ویچ‌کینگ سخن گلورفیندل (که گفته بود او به دست مردان کشته نمی‌شود) را به یاد آورد و با اینکه مردد بود جلو رفت.

نبرد ائووین و ویچ‌کینگ

ائووین سر فل‌بیست را از تنش جدا کرد، اما ویچ‌کینگ بلند شد و با شکستن سپر ائووین بوسیله گرزش، او را بر زمین انداخت. وقتی برای کشتن آن زن جلو می‌رفت، مریادوک برندی‌باک هابیت از پشت آمد و شمشیرش (که از گورپشته برداشته بود) را در ماهیچه‌ٔ پشت ساق پای او فرو کرد. شمشیرهای معمولی را توان صدمه زدن به پادشاه جادوپیشه نبود، اما مری شمشیر وسترنس داشت که مدت‌ها پیش برای جنگ در برابر آنگمار، آن را ساخته بودند و با این ضربه طلسمی که تار و پود وجود ویچ‌کینگ را به هم پیوسته بود شکست. ائووین بلند شد و شمشیرش را در جایی که سر نامرئی او قرار داشت، فرو کرد. شمشیر شکست و تاج ویچ‌کینگ افتاد. پادشاه جاوپیشه فریادی مهیب کشید و در نهایت نابود شد.

در نتیجه پیشگویی گلورفیندل به حقیقت پیوست، زیرا ویچ‌کینگ به دست یک مرد کشته نشد، بلکه یک زن و یک هابیت او را از بین بردند. بعد از مرگ او و آمدن آراگورن با کشتی‌های سیاه، نبرد دشت‌های پله‌نور به نفع نیروهای روشنایی رقم خورد.

اوائل زندگی

نام واقعی ویچ‌کینگ هیچ‌گاه توسط تالکین گفته نشده‌است. از دید بعضی طرفداران ویچ‌کینگ یکی از سه نومه‌نوری سیاه بود که به گفته تالکین سه حلقه به آنان داده شد و تبدیل به نزگول شدند، و ممکن است او ایسیلمو، یکی از شاهزادگان نومه‌نوری و پدر تار-میناستیر باشد. به عقیده برخی ویچ‌کینگ نمرده‌است، زیرا شمشیر ائووین، شمشیری جادویی نبود و در داستان هم گفته شده که صدای ویچ‌کینگ دوباره در آن دوره از زمین شنیده نشد. و از این رو ممکن است در زمانی نامشخص در آینده او دوباره بازگردد. اما راه حل دیگری برای مرگ او نیز وجود دارد، در واقع ابتدا طلسم محافظ ویچ‌کینگ با شمشیر وسترنس مری شکسته شد و این به ائووین اجازه داد تا با شمشیر معمولی او را نابود کند. همچنین با نابودی حلقه یگانه، ۹ حلقه دیگر نیز که نزگول را پایدار نگاه می‌داشتند قدرت خود را از دست داده بودند و صاحبان آنها نیز برای همیشه نابود شدند.

نام‌ها و القاب

  • پادشاه جادوپیشه آنگمار (ویچ‌کینگ)- در این نام «جادوپیشه» به خاطر سررشتهٔ او از جادوگری و لقب «پادشاه» بعد از پایه‌گذاری قلمرو آنگمار به او داده شده‌است.
  • پادشاه نزگول
  • پادشاه اشباح حلقه
  • فرمانده اشباح حلقه
  • پادشاه ۹ سوار
  • ارباب ۹ سوار
  • شبح فرمانروا
  • شبح پادشاه
  • نزگول والا
  • فرمانروای مورگول
  • پادشاه میناس مورگول
  • فرمانده سیاه
  • فرمانده نومیدی
  • دویمرلیک
  • فرمانروای مردار

ریشه‌یابی نام‌ها

اگرچه در انگلیسی مدرن «ویچ»[۱] به معنای «جادوگر زن» است ولی در انگلیسی میانه «ویک»[۲] جنسیت خاصی را نمی‌رساند. معنای «جادوگر زن» برای کلمهٔ «ویچ» بعد از قرن‌ها در زبان انگلیسی جا افتاده است.

تالکین از زبان قدیمی که برای کلمه جنسیت قائل نشده است استفاده کرده؛ و کلمه جادوگران[۳] مطمئنا برای مایار ایستاری استفاده شده.

توضیح: در زبان انگلیسی مدرن کلمهٔ ویچ (Witch) برای جادوگر زن و کلمهٔ جادوگر(ویزارد Wizard) بیشتر برای جادوگر مرد بکار می‌رود.

پانویس

  1. (به زبان انگلیسی: Witch)
  2. (به زبان انگلیسی: wicche)
  3. (به زبان انگلیسی: Wizards)

منابع

ابزارهای شخصی
زبان‌های دیگر