نولدور

از دانشنامه والیمار

پرش به: ناوبری, جستجو
نولدور
قلمروهاتیریون ، وینیامار ، هیتلوم ، نارگوتروند ، دورتونیون ، گوندولین ، بلریاند شرقی ، لیندون ، اره‌گیون
زبان‌هاکوئنیایی نولدوری
قد متوسطبلندقامت
رنگ پوستسفید
رنگ موتیره، گاهی اوقات قرمز
خصوصیاتمهارت بالایی در کار با صنایع و جواهرات داشتند، دارای دانش عمیقی بودند
طول عمرنامیرا
اعضافینوه ، فئانور ، فین‌گولفین ، فینرود ، فینگون ، گیل-گالاد ، تورگون ، گالادریل ، ایندیس ، کله‌بریمبور ، اورودرت

نولدور (به زبان انگلیسی: Noldor) دسته دوم از الف‌هایی بودند که به آمان وارد شدند. آنها به طور فوق العاده‌ای در صنایع دارای مهارت بودند و دانش زیادی در مورد آن کسب کردند، و آن را پس از تبعیدشان به انسان‌ها منتقل کردند. اولین پادشاه آنها فینوه بود اما به دست مورگوت به قتل رسید و سلطنت به پسرش فئانور رسید تا انتقام پدرش را بگیرد و جواهرات به سرقت رفته را با به راه انداختن جنگی در سرزمین میانه از چنگ او در آورد. نبرد نولدورها علیه مورگوت آغازگر اتفاقات بزرگی در دوران اول بود.

فهرست مندرجات

تاریخچه

در افسانه‌ها آمده، قوم نولدور توسط تاتا، دومین الفی که در کوئیوینن از خواب بیدار گشت، تأسیس شد. همسر او تاتیه و یارانش ۵۴ نفر بودند، اما این فینوه بود که به عنوان اولین نولدور همراه با اورومه‌ی والار به سرزمین والینور قدم گذاشت. در آنجا او پادشاه اکثر مردمانی بود که به والینور آمدند.

نولدور در والینور

نولدوها بزرگترین قبیله الف‌ها بودند و تمام مردم آن در سرزمین میانه مهارت بسیار بالایی در فرهنگ و دانش، جنگاوری و صنایع داشتند. در والینور، «مهارت و دانش آنان به شدت فزونی یافت؛ حتی تشنگی آنها برای کسب دانش بیشتر از خود علمشان بیشتر بود و در بسیاری چیزها به سرعت از استادان خود برتری می‌جستند. نولدوها سخنوران قاهری بودند، زیرا عشق وافری به واژه‌ها داشته و پیوسته به دنبال آن بودند که نامی مناسب تر برای هر چیزی که می‌دانند یا تصور می‌کنند بگذارند.» آنها آئوله آهنگر را محترم می‌شماردند، و اولین کسانی بودند که گوهرها را شناخته و تراشیدند. مأوی و مأمن اصلی آنان شهر تیریون بر فراز تونا بود. فرزانه ترین نولدوها رومیل نام داشت که ابداع گر اولین سیستم نوشتاری بود و کتاب‌های بسیاری را در فرهنگ و دانش به رشته تحریر در آورد. فئانور، پسر فینوه و میریل سرینده، بزرگترین صنعتگر ، "و نیز قدرتمندترین آنان در سخنوری و صنعتگری بود"، کسی که سیلماریل‌ها را خلق نمود.

نفرت ملکور از نولدور به حد اعلی رسیده بود، زیرا به دارایی‌های آنان به خصوص سیلماریل‌ها رشک بسیار می‌برد. برای همین هر از چند گاهی به میان آنان می‌رفت و نولدور نیز به او گوش فرا می‌دادند زیرا رفتار و کردار ملکور به آنان خوش آمده بود. اما در میان نصیحت‌های خوبی که ملکور به آنان می‌کرد، بذر دروغ و تزویر را در میان خاندان نولدور کاشت و آنان را در مقابل یکدیگر قرار داد، و اینگونه بود که صلح و صفای تیریون مسموم شد. فئانور پس از تهدید به مرگ برادرش فین‌گولفین ، توسط والار از تیریون اخراج و همراه با او پدرش فینوه نیز به تبعید رفت. فین‌گولفین به عنوان رهبر نولدوهای تیریون باقی ماند.

اما ملکور هنوز طرح‌های اجرا نشده‌ای در ذهن داشت. مدت کوتاهی بعد به کمک آنگولیانت او دو درخت را نابود کرده و به سمت فورمه‌نوس رفت و فینوه را از پای درآورد، سیلماریل‌ها را دزدید و آمان را ترک کرد. فئانور با اندوهی فراوان و حس انتقامی شدید، در برابر والاها خروش کرد، به تیریون برگشته و سخنرانی باشکوهی را در مقابل نولدور انجام داد. در این هنگام بود که او قوم نولدور را تحریک کرد که والینور را ترک گویند و به دنبال ملکور در سرزمین میانه بروند، نبردی سهمگین با او انجام دهند تا جواهرات را بدست آورند. در آنجا بود که او و پسرانش آن سوگند وحشتناک را خوردند که ملکور را دنبال کنند و به هر قیمتی که شده سیلماریل‌ها را بدست آورند. فئانور از آن پس عنوان پادشاه والامقام نولدور را پس از مرگ پدرش یدک کشید، اما اگرچه بسیاری از نولدوها هنوز هم فین‌گولفین را پادشاه خود می‌دانستند، به خاطر غیرت و شجاعتشان از فئانور در تبعید پشتیبانی کردند.


خویشاوندکشی

نولدوهایی که از فئانور تبعیت می‌کردند از تلری‌ها درخواست کردند تا اجازه استفاده از کشتی هایشان را به آنان بدهند. اما زمانیکه تلری‌ها با این تقاضا مخالفت کردند، آنها کشتی هایشان را به زور گرفته و اولین خویشاوندکشی را به راه انداختند. پیام آوری از سوی والار به پیش آنها رفت و حکم ماندوس را به آنان تحویل داد. این حکم به خاطر خویشاوندکشی و طغیان نولدوها صادر شده و به آنان هشدار می‌داد که اگر بیش از پیش بروند امکان این وجود دارد که هیچگاه دستشان به سیلماریل‌ها نرسد و علاوه بر آن با اندوه و غم فراوان کشته و یا شکنجه خواهند شد. در این زمان، هراس و نگرانی برخی از نولدوهایی که دستشان به خون خویشانشان آلوده نشده بود را برداشت، که در میان آنان فینارفین پسر فینوه و ایندیس به والینور بازگشته و والاها نیز آنان را بخشیدند. دیگر نولدوها که توسط فین‌گولفین رهبری می‌شدند (که برخی از آنان در خویشاوندکشی بیگناه بودند) مصمم شدند که والینور را به قصد سرزمین میانه ترک گویند. در میان آنان مشهورترین فرد پسر فینارفین ، فینرود قرار داشت.

تبعید به سرزمین میانه

نولدوهایی که توسط فئانور رهبری می‌شدند به وسیله کشتی‌ها از دریا عبور کرده به سرزمین میانه وارد شدند و دیگرانی که توسط فین‌گولفین رهبری می‌شدند را در سواحل رها کردند. پس از رسیدن به سواحل سرزمین میانه، فئانور تصمیم گرفت که کشتی‌ها را بسوزاند. زمانیکه نولدوهایی که فین‌گولفین را دنبال می‌کردند از خیانت فئانور باخبر شدند، مجبور شدند که به سمت شمال دور رفته و از یخ‌های تیز عبور کنند که در این راه جان بسیاری از آنها گرفته شد.

مردمان فئانور خیلی زود از سوی مورگوت مورد حمله قرار گرفتند. زمانیکه فئانور در نبرد داگور-نوئین-گیلیات از محافظانش فاصله زیادی گرفت، بسیارری از بالروگ‌ها که در میان آنها گوتموگ اربابشان نیز وجود داشت با او جنگیدند. علی رغم نبرد شجاعانه، فئانور زخم‌های عمیق و مرگباری برداشت و نزدیک بود که او را گرفته و به آنگباند ببرند که به خاطر سرعت عمل پسرانش این اتفاق نیافتاد، اما سرانجام فئانور در میان مردمش از دنیا رفت و جسد او تبدیل به خاکستر شد.

به دلیل اینکه فئانور به مردم برادر ناتنی اش فین‌گولفین خیانت کرده بود و آنها را در سواحل غربی دریا تنها گذاشته بود، دشمنی زیادی بین دو خاندان سلطنتی نولدور به وجود آمده بود. فینگون پسر فین‌گولفین، مادروس پسر فئانور را با رشادت بی نظیری از زندان‌های مورگوت در تانگورودریم نجات داد ، اما دشمنی هنوز هم وجود داشت. مادروس که جانشین فئانور بود، از شرکت خود در خویشاوندکشی بسیار پشیمان بود، به همین دلیل مقام پادشاهی والای نولدور را به عمویش فین‌گولفین اعطا کرد و اینگونه بود که او اولین پادشاه والامقام نولدور در سرزمین میانه گشت. برادران مادروس با این کارش مخالف بودند و از آن پس خود را «محرومین» نامیدند زیرا مقام پادشاهی از آنان برداشته شده و به خاندان دیگری انتقال یافته بود.

پادشاهان نولدور

در شمال غربی سرزمین میانه، نولدوها با قوم سیندار، الف‌های بلریاند، و نیز با انسان‌های سه خاندان اداین متحد گشتند. فین‌گولفین مدت طولانی در سرزمین هیتلوم حکم راند و پسر جوانش تورگون شهر مخفی گوندولین را بنا نهاد. پسران فئانور بر سرزمین‌های شرقی بلریاند حکم می‌راندند، درحالیکه فینرود پسر فینارفین پادشاه نارگوتروند بود و برادرانش آنگرود و آئگنور به صورت مشترک بر ارتفاعات دورتونیون حکومت می‌کردند. فرمانروایی فین‌گولفین از سوی مورگوت مورد حمله قرار گرفت و در سال ۶۰ دوران اول پس از پیروزی در نبرد داگور آگلارب، نولدور محاصره آنگباند دژ مستحکم و بزرگ مورگوت را آغاز کردند. در نبرد داگور براگولاخ در سال ۴۵۵ دوران اول محاصره توسط مورگوت شکسته شد و در آن قلمروهای شمال شرقی الف‌ها به دست مورگوت و سپاهیانش افتاد. فین‌گولفین با خشم و ناامیدی بسیار به سمت آنگباند روانه شد و در یک نبرد تن به تن با مورگوت وارد شد. او هفت زخم بر مورگوت وارد کرد اما در نهایت در این جنگ نابرابر کشته شد. فینگون بزرگترین پسرش جانشین او شد و دومین پادشاه والامقام نولدور در بلریاند شد.

نیرنائت آرنوئدیاد

در سال ۴۷۲، مادروس حمله‌ای همه‌جانبه را بر علیه مورگوت طرح ریزی کرد که منجر به نبرد نیرنائت آرنوئدیاد یا نبرد اشک‌های بی‌شمار شد. نیروی‌های نولدور از سوی ایسترلینگ‌های تازه وارد مورد خیانت واقع شدند و سیندار و اداین به طرز غم انگیزی شکست خوردند. فینگون شجاع در این نبرد کشته شده و مقام پادشاهی به برادرش تورگون رسید.

مورگوت نیروهای باقیمانده پسران فئانور را از هم پاشید و در سال ۴۹۵ نیز نارگوتروند سقوط کرد. تورگون به سمت گوندولین متواری شد که از دید مورگوت و دیگر الف‌ها پنهان مانده بود. در سال ۵۱۰، گوندولین نیز با خیانت مایگلین لو رفته و نابود شد. در این حمله تورگون کشته شد ولی بسیاری از مردمش از طریق راه مخفی جنوبی فرار کردند. تورگون پسری نداشت، بنابراین گیل-گالاد ، آخرین مرد باقیمانده از تبار فین‌گولفین، چهارمین پادشاه والامقام نولدور در سرزمین میانه گشت.

سرانجام با تلاش ائارندیل والاها به سرزمین میانه آمدند و در سالهای ۵۴۵ تا ۵۸۳ ، در نبرد خشم جنگیدند و مورگوت را از تحت به زیر کشیده و به پوچی بیرون جهان انداختند. اما بلریاند به استثنای اوسیریاند (لیندون) و چند جزیره درون آب غرق شد. شکست مورگوت پایان دهنده دوران اول و آغازگر دوران دوم بود.

دوران دوم

بسیاری از نولدوها در اواخر دوران اول به آمان بازگشتند، اما برخی نظیر گالادریل دختر فینارفین و یا کله‌بریمبور نوه فئانور بخشش والاها را قبول نکردند و در سرزمین میانه باقی ماندند. گیل-گالاد قلمرو جدیدی را در لیندون بنا نهاد و سراسر دوران دوم بر آن حکم راند، که پس از فینوه طولانی ترین دوران حکومت را از آن خود کرد. نولدوهای اره‌گیون نیر او را به عنوان پادشاه والا پذیرفتند. اما پس از مدتی سائورون لقب ارباب تاریکی را که پیش از آن در وصف مورگوت به کار می‌رفت از آن خود نمود. با کمک حلقه یگانه موردور را تقویت کرد و نبردی طولانی را با الف‌های باقیمانده از سر گرفت. او به اره‌گیون حمله برد و آنجا را نابود کرد اما در ریوندل و لیندون متوقف شد. با کمک نومه‌نوریان نولدوها توانستند او را برای مدتی شکست دهند.


دوران سوم

در دوران سوم ، نولدوهای سرزمین میانه رو با کاهش گذاشتند، و در اواخر این دوران تنها جوامع بزرگ نولدوها در سرزمین میانه باقی ماندند که در ریوندل و لیندون اقامت داشتند. در سالهای بعد تعداد آنها رو به زوال گذاشت تا اینکه مانند دیگر الف‌ها به کلی از جهان ناپدید گشتند.

پادشاهان والامقام نولدور

* در والینور :

۱. فینوه ، اولین پادشاه برین

۲. فئانور ، اولین پسر فینوه ؛ این عنوان را پس از پدرش کسب کرد.

۳. فین‌گولفین ، پسر دوم فینوه ، عنوان پادشاه برین را برای رهبری اکثریت نولدوها کسب نمود.

۴. فینارفین ، پسر سوم فینوه ، بر نولدوهای باقیمانده در آمان حکم راند.

* در سرزمین میانه :

۱. فین‌گولین ، پس از اینکه مادروس اولین پسر فئانور از سلطنت چشم پوشید

۲. فینگون ، پسر اول فین‌گولین

۳. تورگون ، پسر دوم فین‌گولین

۴.گیل-گالاد ، پسر اورودرت و نوه آنگرود


دقیقاً مشخص نیست که فینوه چگونه پادشاه برین گشت : ممکن است که او یکی از نوادگان اجداد نولدوریان به نام تاتا بوده باشد، و یا اینکه صرفاً مقام رهبری را بر اساس وضعیت او به عنوان سفیر والار پذیرفته باشد. نولدوها در کنار خاندان فینوه چندین خاندان اشرافی دیگر نیز دارند، نظیر گلورفیندل از گوندولین و گویندور از نارگوتروند، که به فینوه هیچ ارتباطی ندارند و در جای خودشان شاهزاده می‌باشند. این خاندان‌های کوچکتر هیچ قلمرویی از خود نداشتند، با این وجود تمام قلمروهای نولدوریان از بلریاند گرفته تا اریادور همگی تحت فرمانروایی نوادگان فینوه بوده‌است.

نوادگان انسانی الروس (پادشاهان آرنور) نیز خود را پادشاه والامقام می‌نامیدند، اگرچه حق آنها تنها بر روی دون‌ا‌داین بوده‌است. الروس و الروند به این دلیل که از تبار مادرشان هستند واجد شرایط مقام فرمانروایی نیستند و علاوه بر این الروند نیز هیچگاه خود را پادشاه خطاب نکرد.

قابل ذکر است که گالادریل، آخرین بازمانده خاندان فینوه (جدای از نیم‌الف‌ها) و عمه بزرگ گیل-گالاد، به طور مشابهی عنوان ملکه والامقام را نپذیرفت. در واقع تنها پادشاهی الفی که در سرزمین میانه در دوران دوم شناخته می‌شود متعلق به قلمرو سیلوان در سیاه بیشه‌است که توسط تراندویل سیندار رهبری می‌شد.

خاندان فینوه

پادشاهان نولدور همگی از خاندان فینوه می‌باشند. نوادگان این خاندان بسیاری از چهره‌های تاریخی مهم دوران‌های دوم و سوم را تشکیل می‌دهند که این تأثیر تاریخی در آراگورن دوم همسر آرون به اوج خود می‌رسد.

خصوصیات

قوم نولدور از نظر رتبه و اندازه در رده دوم قرار دارند،قوم دیگر وانیار که گروه کوچکترند و تلری‌ها که بسیار بزرگتر از بقیه هستند. نولدورها معمولا چشمانی خاکستری و موهایی تیره دارند (به غیر از آنهایی که خون وانیاری در آنها جریان دارد و اکثراً متعلق به خاندان فینارفین می‌باشند.)

با این وجود، نولدوها مغرورترین الف‌ها بودند، و به قول سینداها، آنها به سرزمین میانه آمدند «زیرا احتیاج به اتاقی داشتند تا در آن دعوا کنند» . همین غرور بود که ملکور با آن توانست دو خاندان فئانور و فین‌گولفین را به جان یکدیگر بیاندازد. غرور نولدوها باعث سقوط و تبعیدشان از سرزمین میانه نیز شد.

اسامی

حالت مفرد کلمه نولدور ، نولدو و صفت آن نیز نولدورین می‌باشد.

سخنگویان سینداری، نولدور را گولودریم (Golodhrim) و فالماری‌های تال ایریسیا آنان را گولودی (Golodi) می‌نامیدند.




منابع

ابزارهای شخصی
زبان‌های دیگر