ملیان

نسخهٔ تاریخ ‏۸ سپتامبر ۲۰۱۰، ساعت ۱۵:۵۱ توسط Aragorn (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
از دانشنامه والیمار
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
ملیان
مایا
زندگی‌نامه
دیگر نام‌هاملیانا (Melyanna)
ورود به آرداپیش از پیدایش آردا ، سال های درختان
تاریخ مرگنمرده است
مشخصات ظاهری
جنسیتزن
رنگ مومشکی


ملیان (به زبان انگلیسی: Melian) یک مایار بوده و همسر الوه تینگول، مادر لوتین و ملکه دوریات می باشد. او در سیلماریلیون و منظومه فرزندان هورین ظاهر می شود.

تاریخچه

خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد

در والینور، ملیان در باغ های لورین زندگی می کرد. او یکی از وابستگان یاوانا می باشد. ملیان به خاطر عشق فراوانی که به سایه های عمیق درختان و جنگل ها داشت، به سرزمین میانه مسافرت کرد. در جنگل های نان الموت او به الوه سینگولو (که بعدها به الوه تینگول شهرت یافت) بر می خورد و این درست زمانی است که او با قوم تلری ها در حال مهاجرت به غرب بودند. الوه دچار افسون او و محو در نور ملیان مایار شد. آنها دست در دست هم به صورتی که هیچ یک قادر به حرکت نبودند در مقابل هم ایستادند. این کار آنها چند سال طول کشید تا اینکه درختان اطراف آنها قد برافراشتند. به خاطر غیبت طولانی مدت الوه، بخشی از مردمانش باقی ماندند تا به دنبال او بگردند، در حالیکه بقیه به سمت والینور روان شدند. ملیان و تینگول فرمانروایی دوریات را در سرزمین میانه بنا نهادند و به عنوان پادشاه و ملکه بر آن حکم راندند. تنها دختر آنان لوتین با یک انسان به نام برن ازدواج می کند و در نتیجه، خون ملیان مایار هم به الف ها و هم به آدمیان منتقل می شود.

هنگامیکه جنگ با دشمن بزرگ، مورگوت به دوریات کشیده می شود، او از قدرتش به عنوان حفاظ برای محافظت و دفاع از دوریات استفاده می کند که به کمربند ملیان "the Girdle of Melian" معروف می شود. این حفاظ باعث می شود که هر کسی که قدرتی کمتر از قدرت ملیان دارد نتواند وارد قلمرو پادشاهی شود. اما، به عنوان یک مایا او پیشگویی می کند که یک روز کسی با قدرتی بیشتر از او قادر خواهد بود تا به قلمرو آنان وارد شود. پیشگویی ها به حقیقت پیوستند و زمانیکه برن وارد شد، او با پادشاه تینگول صحبت کرد تا مانع فرستادن برن برای جستجوی سیلماریل ها شود، که در نهایت هم منجر به سقوط دوریات شد. این یکی از مواردی بود که او از طریق هوش و فراستش و نیز قدرت پیشگویی ثابت کرده بود. به دلیل اینکه از همسرش بسیار عاقل تر بود، برای آن سرزمین ارزش بسیار بالایی داشت. گرگ شرور بزرگ کارچاروت از سپر دفاعی عبور کرد. او در دوریات دوست و استاد گالادریل شد و نحوهٔ پخت لمبا (Lemba) که یک نان به خصوص است را به او آموخت. بعد از رفتن برن و لوتین، او به تورین و خواهر و مادرش کمک کرد. او به بلگ مقداری لمبا داد و سرنوشت او در پیداکردن تورین را پیشگویی کرد. هنگامی که هورین برگشت، او تنها کسی بود که طلسم مورگوت را از روی او برداشت.

پس از مرگ تینگول، او از سرزمین میانه ناپدید شد و به سمت والینور روانه شد و در آنجا در تالارهای ماندوس در فراق همسر و نیز سرنوشت نامعلوم دخترش که به مرگ انسانی دچار شده بود، در غم و ماتم فرو رفت. ملیان و تینگول زوج منحصر بفردی بودند، تنها موردی که یک آینو با یک الف یا انسان وصلت کرد. همچنین او تنها آینویی است که در آثار تالکین صاحب فرزند شده است.

وجه تسمیه

ملیان در زبان سینداری به معنای "هدیه عزیز" (Dear Gift) و در زبان کوئنیایی Melyanna می باشد. نام او متشکل است از : mel : "عشق" و anna : "هدیه" . همچنین او را توریل یا "ملکه" نیز می نامند.


شجره نامه

ملیان
 
الوه
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
لوتین
 
برن
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
دیور
 
نیملوت
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
الورینالوردالوینگ
 
ائارندیل
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
الروندالروس

منابع