دورف

از دانشنامه والیمار

پرش به: ناوبری, جستجو
دورف
قلمروهااره‌بور ، خازاد-دووم ، بله‌گوست ، نوگرود ، تپه‌های آهن ، اوروکارنی ، غارهای درخشنده ، کوهستان خاکستری ، شمال کوهستان مه و کوهستان آبی
زبان‌هاخوزدول (دورفی) و ایگلیشمک (زبان اشاره)
قد متوسط۴ تا ۵ فوت (۱۲۰ تا ۱۵۰ سانتی متر)
رنگ پوستاحتمالاً سفید
رنگ موقرمز، سفید، خاکستری، بلوند، قهوه‌ای، تیره
خصوصیاتکوتاه قامت ، ریشدار
طول عمربه طور متوسط ۲۵۰ سال
اعضادورین اول ، گیملی ، تورین دوم
از آنجا که دورف‌ها می‌بایست در روزگار قدرت ملکور پای بر عرصه می‌گذاشتند، آئوله ایشان را چنان ساخت که تاب پایداری داشته باشند. و از این‌روی چو سنگ سخت‌اند، سرسخت، در دوستی و دشمنی استوار، و رنج بیگاری و گرسنگی و زخم‌های تن را بیش از دیگر مردم ناطق تاب می‌آورند. و عمر ایشان دراز است، بسی بیش از عمر آدمیان، اما نه تا ابد.
- سیلماریلیون، حدیث آئوله و یاوانا

دورف‌ها (به زبان انگلیسی: Dwarves) یا کوتوله‌ها یا به زبان خودشان خازاد ، موجوداتی کوتاه قامت بودند که بیشتر با هابیت‌ها دوستی می‌کردند و برای مدت‌های طولانی به الف‌ها مشکوک بودند. عمدتاً آهنگر و سنگ تراش‌های زبده و ماهری بودند و در بعضی هنرها هیچ کس حتی الف‌ها نیز رقیب آنها نمی‌شدند.

در حالیکه قبایل (خاندان‌ها) زیادی از دورف‌ها وجود داشت، اما معروفترین آنها خاندان لانگبردها (ریش‌بلندها) بودند.

فهرست مندرجات

تاریخچه

آئوله پس از خلق دورف‌ها پشیمان شد و قصد نابودی آنها را کرد، اما با مخالفت ایلوواتار مواجه شد

مبدأ وجودی

برخلاف الف‎ها و انسان‌ها ، دورف‌ها جزو فرزندان ایلوواتار به حساب نمی‌آیند. آنها توسط ماهال که به آئوله آهنگر نیز معروف است خلق شده‌اند. آئوله هفت پدر دورف‌ها را در ابتدا در جایی در سرزمین میانه خلق کرد. تمام دورف‌ها از این هفت نفر نشأت می‌گیرند. با این وجود، آئوله قدرتی قدسی برای دمیدن روحی مستقل در هیچ موجودی را در اختیار نداشت؛ از این رو از کار خود پشیمان گشته، به درگاه ایلوواتار رفته و از کار خود ابراز پشیمانی کرد و قول داد که آنها را نابود کند؛ در این لحظه صدای ایلوواتار به گوش آئوله رسید و پذیرفت که به مخلوقات آئوله روح و جانی مستقل عطا کند و آنها را در آردا جای دهد. ایلوواتار به آنها جانی مستقل داد و از آن پس دورف‌ها را فرزندخواندگان ایلوواتار نامیدند ولی می‌بایستی تا بیدار شدن الف‌ها به خواب فرو می‌رفتند.

هفت پدر دورف در مکان هایشان به صورت جفت‌هایی از خواب برخواستند؛ فایربردها (ریش قرمزها) و برودبیم‌ها (ابروپهن‌ها) در دامنه‌های کوه دولمد ، جاییکه آنها شهرهای نوگرود و بله‌گوست را بنا نهادند. استیف‌بردها (ریش‌صاف‌ها) ، بلاک‌لاک‌ها (مومشکی‌ها) و استون‌فوت‌‎ها (پاسنگی‌ها) در کوهستان سرخ ساکن شده و دورین اول که رئیس خاندان لانگبردها (ریش‌بلندها) بود در دامنه‌های گونداباد از خواب بیدار شدند. دورین اول در غارهایی بر فراز خلد-زارام ساکن شد که بعدها به عنوان بزرگترین قلمرو دورف‌ها یعنی خازاد-دووم شناخته شد.


دوران اول

دورف‌ها تا سالیان متمادی هیچ یک از دیگر اقوام را نمی‌شناختند، تا اینکه برودبیم‌ها و فایربردها در سال ۱۲۵۰ سالهای درختان با الف‌ها بلریاند روبرو شدند. در آن زمان بین دورف‌ها و سیندار رابطه دوستی برقرار شد، که منجر به ساخت زره‌ها و دیگر محصولات شد. دورف‌های نوگرود در آهنگری در کل سرزمین میانه بی رقیب بودند. آنها غارهای منه‌گروت را حفر کردند و نوشته‌های دائرون را پذیرفتند. این دورف‌ها بودند که در مورد حمله اورک‌ها به خویشاوندان الف‌ها در آنطرف کوهستان به پادشاه تینگول اطلاع دادند و او نیز با کمک دورف‌ها جنگ افزارهای مختلفی درست کرد.

بعدها ارتش بزرگی از اورک‌ها به الف‌ها حمله کردند و به غیر از نبرد اول بلریاند شکست خورده و فرار کردند. آنهایی که گریخته بودند به سمت جنوب درست به سمت ارتش دورف‌ها که از کوه دولمد عازم شده بودند رسیدند و آنها را نابود کردند.

بعد از بازگشت نولدوها ، فینرود فلاگوند اراده کرد که در غارهای ناروگ مقیم شود و دورف‌های ارد لویین در ساختن قلعه اش کمک کردند و نام فلاگوند را بر او نهادند. در نهایت دورف‌‎ها برای او نارگوتروند را ساختند.

سرانجام در نبرد نیرنائت آرنوئدیاد نیروهای مورگوت در مقابل نیروی الف‌ها، انسان‌ها و دورف‌ها صف آرایی کردند. دورف‌ها برای اتحاد مادروس می‌جنگیدند.

در اوائل دوران دوم ، خاندان‌های فایربردها و برودبیم‌ها از کوهستان آبی به سمت خازاد-دووم مهاجرت کرده و احتمال می‌رود که در زمان نابودی بلریاند از بین رفته باشند.


دوران دوم

دورف‌ها در این دوران در هیچ رویداد مهم تاریخی شرکت نداشتند. هر چند به نظر می‌رسد که دوستی آنها با الف‌ها بیش از هر زمان دیگری بوده‌است. دورف‌های موریا رابطه نزدیک خود را با گوایت-ای-میرداین از اره‌گیون حفظ کردند؛ درهای دورین در موریا ساخته شد تا ارتباط بین دو قوم را تسهیل ببخشد. این درها توسط دو نژاد ساخته شدند.

زمانیکه اره‌گیون توسط نیروهای سائورون مورد حمله قرار گرفت، دورف‌ها از پشت سر به آنها حمله کردند هر چند خیلی دیر بود و آنها نتوانستند از تصرف اریادور به طور کامل جلوگیری کنند.

دوران سوم

در سال ۱۹۸۰ دوران سوم ، بالروگ در اعماق کوهستان مه بیدار شد و دورف‌ها از خازاد-دووم فرار کردند؛ از آن پس آنجا موریا نام گرفت به معنای «گودال سیاه». بسیاری از مردم دورین به سمت کوهستان خاکستری در شمال رفتنه و بعضی از آنها تراین اول را به عنوان پادشاه جدید خود انتخاب کردند. تراین اول در سال ۱۹۹۹ دوران سوم به کناره‌های میرک وود رفت و پادشاهی جدیدش به نام ارد میترین را پایه گذاری کرد.

برای بیش از ۳۰۰ سال دورف‌های کوهستان خاکستری در آرامش زندگی می‌کردند تا اینکه اژدهایان در منتهی الیه سرزمین‌های شمالی قدرت گرفتند. برخی به تپه‌های آهن گریختند اما بسیاری دیگر پادشاهی جدید به نام ترور را برگزیدند و بوسیله او به سمت اره‌بور رفتند و پادشاهی زیر کوهستان را بنا نهادند. در آنجا، آنها برای ۲۰۰ سال در آرامش سپری کردند تا اینکه اسماگ که از اژدهایان قدرتمند بود در سال ۲۷۷۰ دوران سوم به آنجا وارد شد. ترور سعی کرد با افراد اندکی از خانواده و پیروانش به سمت جنوب متواری شوند، درحالیکه اکثر نجات یافتگان به سمت تپه‌های آهنین گریختند.

مردم دورین در دونلند ساکن شدند، و در سال ۲۷۹۰ دوران سوم پادشاه ترور آخرین حلقه باقیمانده از هفت حلقه دورف‌ها را به پسرش واگذار کرد و همراه با نار به سمت شمال جاییکه موریا بود سفر کرد. اما در آنجا بود که توسط پادشاه گابلین‌ها یعنی آزوگ کشته شد. نار بازگشت و تراین را ترغیب به انتقام خون پدرش کرد؛ او نیز تمام خاندان‌های دورف‌ها را به جنگ دعوت نمود. بنابراین ، نبرد اورک‌ها و دورف‌ها در گرفت، که در آن دورف‌ها تمام استحکامات و دژهای گابلین در کوهستان مه را یکی پس از دیگری نابود کرده و با خاک یکسان کردند، تا اینکه به دروازه‌های شرقی موریا وارد شدند، و در آنجا بود که نبرد آزانولبیزار که جنگی بس طاقت فرسا و بزرگ بود در گرفت. در این جنگ تمام خاندان‌های دورف‌ها با یکدیگر متحد شده بودند، ولی گابلین‌ها هنوز هم به کندی پیروزی را کسب می‌کردند، تا اینکه آخرین کمک فرا رسید؛ ناین پسر گرور با نیروی تازه‌ای از دورف‌های تپه‌های آهنین به فریاد آنها رسیدند. نبرد با پیروزی دورف‌ها به پایان رسید اما با هزینه‌ای بس هنگفت. ناین توسط آزوگ کشته شد اما پسرش داین انتقام پدر را با کشتن آزوگ به سختی گرفت. تراین می‌خواست به خازاد-دووم وارد شود، اما دیگر قبایل دورف هیچ تمایلی به این کار نداشتند، و داین هم از وجود بلای جان دورین به تراین هشدار داد، ولی او وقتی به حرف داین رسید که دیگر به دروازه‌ها بسیار نزدیک شده بود.

پس از آن واقعه تراین به کوهستان آبی وارد شد و قلمرواش را در آنجا بنا نهاد اما بعدها گروهی را تدارک دید و به سمت اره‌بور سفر کرد. در مسیرشان، او توسط ساحر که نام دیگر سائورون می‌باشد به دول-گولدور فرستاده شد. گندالف او را ملاقات کرد و پیش از مرگش نقشه و کلید اره‌بور را از او گرفت.

تورین گندالف را ملاقات کرد و در مورد پدرش تراین به او مطالبی گفت و دوازده تن از دورف‌ها را دور خود جمع کرد، که اکثر آنها از خویشانش بودند و با گندالف و بیلبو بگینز همراه شدند. جستجوی اره‌بور با مرگ اسماگ به دست بارد کماندار به پایان خود رسید. بعد از پایان منازعات الف‌ها و انسان‌ها بر روی گنجینه‌های بدون محافظ، زمانی که گابلین‌ها به سمت آنها آمدند، سه دسته (الف‌ها، انسان‌ها و دورف‌ها) با یکدیگر متحد گشتند و با کمک پسرعمویش داین از تپه‌های آهنین، نبرد پنج ارتش به راه افتاد که در آن تورین کشته شد.


تصویر گیملی در سه گانه ارباب حلقه‌ها ساخته پیتر جکسون

دوران چهارم

در دوران چهارم اطلاعات زیادی در دست نیست. بعد از نبرد حلقه ، گیملی بخشی از مردم دورین را از اره‌بور به سمت غارهای درخشنده آورد و مجموعه‌ای را در آنجا شکل داد. بعدها گیملی این اجازه را پیدا کرد که در سال ۱۲۰ دوران چهارم همراه با لگولاس به سمت والینور سفر کند.

گفته می‌شود که دورین هفتم (آخرین) ، موریا را باز پس گرفت و شکوه اصلی خازاد-دووم را دوباره با آن بازگرداند. دورف‌ها در آنجا زندگی کردند تا اینکه دنیا پیر گشته و عمر نژاد دورین نیز به پایان خود رسید.

به نظر می‌رسد که جمعیت دورف‌ها همانند هابیت‌ها و انسان‌ها در دوران اول افزایش یافت.


تصویر یک دروف

طبیعت وجودی

دورف‌ها توسط آئوله نیرومند، مقاوم در مقابل آتش و شیاطین مورگوت خلق شدند. بنابراین آنها موجوداتی مرموز، مغرور و سخت جان تر از هر نژاد دیگر بودند و هیچ اشتباه و دینی را فراموش نمی‌کردند. بیش از ۲۵۰ سال عمر کرده و نسبت به انسان‌ها کمتر آسیب پذیر بودند.

علی رغم قد کوتاهشان که ۴ یا ۵٫۵ فوت (۱۲۰ تا ۱۶۰ سانتی متر) بود، قدرت و دوامشان در نبرد زبانزد خاص و عام بود. همچنین خشم و غضبشان مخصوصاً هنگامیکه قصد گرفتن انتقام از خویشاوندان کشته شده شان را داشتند بسیار سخت و معروف بود و به همین خاطر تبدیل به یکی از بزرگترین جنگندگان تمام سرزمین میانه شدند.

شایان ذکر است که به این دلیل که آنها مخلوقات آئوله بودند، علاقه بسیار زیادی به عناصر آردا و صنعتگری داشتند. آنها فلزات بسیار با ارزشی را از داخل کوهستان‌های سرزمین میانه استخراج می‌کردند و بر روی آنها کار می‌کردند اما شهوت و طمع آنها نسبت به طلا بسیار مشهور است که با هفت حلقه نیز افزایش می‌یافت. آنها بوسیله این حلقه‌ها اعمال حریصانه و عجولانه خود را به انجام می‌رساندند. در میان یکی از این کارها می‌توان به قتل پادشاه والامقام دوریات یعنی تینگول اشاره کرد که به خاطر کسب گردنبند او ناگلامیر صورت پذیرفت. این کار آنها جرقه اولین کینه و خصومت را بین الف‌ها و دورف‌ها مشتعل کرد.

دورف‌ها بعضی اوقات رشد می‌کردند، و این به خاطر تعداد رو به کاهش آنها و درد و رنجهای سنگین از جنگ‌ها بود. دورف‌ها حدود سن ۱۰۰ سالگی ازدواج می‌کردند؛ زنهای معدودی به دنیا می‌آمدند و اکثر آنها نیز ازدواج نمی‌کردند.

الف‌ها ادعا می‌کردند که آنها هیچ آینده‌ای در آردا ندارند، اما دورف‌ها این امید را داشتند که ماهال آنها را کنار دیگر فرزندان ایلوواتار در تالارهای ماندوس جمع کند. نزدیک به مرگشان، بعضی از افراد این اعتقاد را داشتند که دورف‌ها در سنگهایی که از آنها ساخته شده بودند آب می‌شوند.


زبان

زبان دورفی توسط آئوله ابداع شد و خوزدول نامیده می‌شود. این زبان برای الف‌ها و انسان‌ها زبانی عجیب می‌باشد و عده معدودی از غیر دورف‌ها آنرا یاد گرفتند، و شاید به خاطر این بود که این زبان را مخفی نگه می‌داشتند. دورف‌ها ترجیح می‌دادند که با زبانهای همسایگانشان ارتباط برقرار کنند و نام خودشان را آشکار نمی‌کردند (دورف‌های کوچک یا پتی دورف‌ها استثناء بودند). در زمان دوران سوم، لانگبردها از نام‌های انسان‌های شمالی استفاده می‌کردند.

همچنین دورف‌ها یک زبان اشاره سری ابداع کردند که در سکوت با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کردند و آنرا ایگلیشمک می‌نامیدند.

هر چند، یک اصطلاح دورفی بسیار معروف است: فریادی در نبردهای باستانی که حداقل به دوران اول باز می‌گردد و آن اینست :«باروک خازاد! خازاد آی-مینو!» یعنی: «تبرهای دورف‌ها! دورف‌ها با شما هستند!»


خاندان‌های دورف‌ها

اکثر دورف‌هایی که در آثار تالکین ذکر شده‌اند از اقوام دورین هستند. این قوم توسط دورین اول در خازاد-دووم تأسیس شد که به آنها لانگبردها یا ریش‌بلندها نیز می‌گفتند. (یک استثنای قابل توجه در سیلماریلیون وجود دارد و آن هم ساکنان شهرهای دورفی نوگرود و بله‌گوست در کوهستان آبی می‌باشد.) هفت گروه مختلف از اقوام دورف مبدأشان از جایی شروع می‌شود که هفت پدر دورف‌ها برای اولین بار پیش از دوران اول در آنجا بیدار شدند. سه گروه از پدران دورف با یکدیگر بیدار شدند، و مردمان آنها شهرهایشان را نزدیک به یکدیگر ساختند و این درحالی است که دورین خودش به صورت تنها بیدار شد. (در نامه‌های تالکین ذکر شده‌است که به استثناء دورین، دیگر پدران همراه با همسرانشان نیز بیدار شدند.) بنابراین تالارهای لانگبردها در خازاد-دووم در نزدیکی تالار هیچ یک از فرمانروایی‌های دورف‌ها نبود. هفت قبیله یا خاندان دورف‌ها عبارتند از:

گروه هشتمی نیز وجود دارد که از اعضای این هفت خاندان جدا نیستند، اما از تبعیدشدگان هر قوم می‌باشند. پتی دورف‌ها یا دورف‌های کوچک که توسط الف‌ها در حالیکه در حال انقراض بودند در دوران اول شکار شدند.

دورف‌‎های زن

دورف‌های زن تنها یک سوم جمعیت دورف‌ها را تشکیل می‌دهند. آنها به ندرت به سفر می‌روند مگر اینکه نیازشان شدید باشد. علاقه بسیار زیادی به صدا و ظاهر دارند، به سختی می‌توان به آنها گفت که از مردها جدا باشند. این به خاطر تعداد کم زنهاست که جمعیت دورف‌ها به آهستگی رشد می‌کند. دورف‌های زن معمولا در طول زندگیشان یک شوهر اختیار می‌کنند و نسبت به تمام حقوقی که دارند بسیار حسود می‌باشند. تعداد دورف‌هایی که ازدواج می‌کنند یک سوم کل افراد است و حتی خیلی از دورف‌های زن ازدواج هم نمی‌کنند؛ بعضی‌ها اصلاً تصمیم به این کار ندارند، و یا اگر هم داشته باشند آن کسی را که می‌خواهند نمی‌توانند اختیار کنند و بعضی‌ها نیز هیچ کدام از این دو را ندارند. همچنین خیلی از دورف‌های مرد وجود دارد که دوست ندارند ازدواج کنند چون به طور کامل غرق در صنایعشان شده‌اند.

همچنین در شجره نامه‌ها به ندرت اسم آنها آورده می‌شود. آنها به خانواده شوهرشان می‌پیوندند. خواهر تورین سپربلوط که دیس نام داشت تنها به این خاطر اسمش برده شد که پسرانش فیلی و کیلی به طور شجاعانه‌ای مردند. تأثیر عاطفه بر روی خواهرزاده‌ها در میان تمام مردم دوران سوم قوی بوده‌است، اما میزان آن در دورف‌ها کمتر از انسان‌ها یا الف‌ها بوده‌است.

لانگبردها

تورین سپربلوط دوازده تن از دورف‌های را به بگ‌اند آورد تا بیلبو بگینز را برای شکار گنج هایشان از دست اسماگ به کار بگیرند. این دوازده دورف عبارتند از:

داین دوم پاآهنی حدود پانصد دورف که تا دندان مسلح بودند را به سمت کوهستان تنها رهبری کرد تا به تورین سپربلوط کمک کرده و نبرد پنج ارتش را پایان دهد. او بعدها پادشاه زیر کوهستان شد.

گیملی فرزند گلوین به یاران حلقه پیوست و با لگولاس در ارباب حلقه‌ها دوست شد.

اسامی

دورف‌ها خود را خازاد می‌نامند، نامی که آئوله به آنها داد. این نام در زبان سینداری هودهودریم و در زبان کوئنیایی کاساری نام دارد. کاساری نام معمول دورف‌ها در میان نولدوها بود، اما سینداها آنها را ناگریم یا نوگوتریم می‌نامیدند به معنای مردم رشدنکرده.



منابع

«Dwarves». مشارکت‌کنندگانِ دانش‌نامه‌ٔ تخصصی تالکین‌گیت‌وی. بایگانی شده از نسخهٔ اصلی در تاریخ ۱۰ اوت ۲۰۱۰.



ابزارهای شخصی
زبان‌های دیگر