دنه‌تور

از دانشنامه والیمار

پرش به: ناوبری, جستجو
دنه‌تور دوم
گاندوریان
زندگی‌نامه
زادروز۲۹۳۰ دوران سوم
سلطنتگاندور
مرگ۱۵ مارس ۳۰۱۹ دوران سوم، راث دینن، میناس تیریت
سن۸۹ سال
حزبکارگزار
زبان مورد علاقهوسترون
اطلاعات شخصی
جنسیتمرد
والدیناکته‌لیون دوم
خواهر و برادردو خواهر بزرگتر
همسرفیندویلاس
فرزندانبورومیر و فارامیر
نام دنه‌تور بیش از یک کاربرد دارد. برای مشاهده دیگر کاربردها به دنه‌تور (ابهام‌زدایی) رجوع کنید.

دنه‌تور بیست و ششمین کارگزار گاندور بود. او در سال ۲۹۸۴ جانشین پدرش اکته‌لیون دوم شد. دنه‌تور نجیب و قدرتمند وصف شده، بطوری که در بعضی جاها در بزرگ منشی با گندالف مقایسه می‌شود. او مغرور، بلندقد، خردمند، دوراندیش و شجاع بود؛ شاهانه‌تر از تمام اجدادش. او فرمانروایی بزرگ بود و به تمام مسائل تحت فرمانش، اعم از کوچک و بزرگ، بسیار دقت می‌کرد.

فهرست مندرجات

تاریخچه

قبل از کارگزاری

دنه‌تور اولین پسر اکته‌لیون، کارگزار گاندور بود، که در سال ۲۹۳۰ د.س. بعد از دو خواهر بزرگترش بدنیا آمد.

او مردی خردمند و بزرگ بود، اما از نوع متکبر. هنگامی که مردی شمالی به نام تورونگیل، که یک سال از دنه‌تور کوچکتر بود، به گاندور آمد و توجه اکتلیون را جلب کرد، دنه‌تور به او رشک ورزید. تورونگیل در نبرد استعداد خاصی داشت و به اندازه‌ای به اکتلیون شباهت داشت که به نظر می‌رسید از خویشاوندان نزدیک او باشد، از این رو خیلی زود مورد علاقه مردم قرار گرفت و نفرت دنه‌تور هم از او بیشتر شد. تورونگیل (که در واقع آراگورن دوم، وارث تاج و تخت گاندور بود) ۴ سال قبل از اینکه دنه‌تور جانشین پدرش شود، از گاندور ناپدید شد و قبل از رفتن از اکتلیون خواست که به گندالف جادوگر اعتماد کند، کسی که دنه‌تور به او بدگمان بود.

دنه‌تور با فیندویلاس اهل دول آمروت ازدواج کرد، کسی که بشدت عاشقش بود، دختر آدراهیل دوم. فیندویلاس دو پسر بدنیا آورد: بورومیر و فارامیر. دنه‌تور همیشه به پسر بزرگترش، برومیر بیشتر توجه می‌کرد و فارامیر هیچ‌گاه نتوانست برای پدرش مانند برومیر باشد. دنه‌تور در مطالعاتش علاقه زیادی به دانش پلانتیری داشت.

اوائل کارگزاری

نُه سال پس از ازدواج او، اکتلیون فوت کرد و دنه‌تور کارگزار گاندور شد. دنه‌تور در چشم مردم گاندور به اندازه تورونگیل محبوب نبود و در آن زمان شایعاتی هم در مورد برخاستن قدرت تاریکی در شرق، پخش شد. به همین دلایل دنه‌تور درون سنگ آنور را نگاه کرد، زیرا دنبال پیشی گرفتن از تورونگیل و گندالف بود و همینطور قصد داشت آن‌دو را تحت نظر بگیرد. این کار باعث می‌شد گذر روزگار بر او تاثیر بیشتری گذاشته و زودتر پیر و فرسوده شود.

سه سال بعد از مرگ اکتلیون، فیندویلاس نیز درگذشت. بعد از فوت او، دنه‌تور سرد و غمگین شد و بیش از پیش ساکت و عبوس به نظر می رسید.

پلانتیر بیشتر چیزهایی که می‌خواست ببیند را به او نشان داد، و بر دانایی او افزود، از این رو دنه‌تور مورد توجه مردم قرار گرفت. اما سرانجام سائورون در سنگ ربوده شده‌ی ایتیل نگریست و دریافت که دنه‌تور از پلانتیر استفاده می کند. سائورون سعی کرد سنگ آنور را تحت اختیار خود در آورد، اما در برابر قدرت اراده‌ی دنه‌تور، بی‌عیبی او، و نیت پاکش در استفاده از سنگ، باز ماند. اما این باعث شد جسم ضعیف کارگزار، تحت فشار بیشتری قرار گیرد، که سائورون با نشان دادن شکست ناپذیری ظاهری‌اش از طریق سنگ، آن را دوچندان می کرد. احتمالا دنه‌تور با سنگ آنور فقط به موردور نگاه نکرد، بلکه سارومان را نیز تحت نظر گرفت و اطلاعات زیادی از جادوگر، برای منفعت خودش بدست آورد.

او چشم‌هایش را بروی تمام نبرد‌ها بجز نبرد خودش و سائورون، نبرد مردمش و اورک‌های سائورون، بست. او به تمام کسانی که در مقابل سائورون پایداری می کردند، اما تحت فرمان خودش نبودند، بدگمان بود. او زیر ردایش زره می پوشید تا در سنین کهن‌سالی‌اش سست و ضعیف نشود.

آغاز دردسرها

فارامیر، پسر جوان‌تر او رویاهایی در مورد ایملادریس و «بلای جان ایسیلدور» دید. او فارامیر را دوست نمی داشت، زیرا اگرچه مثل خودش زیرک بود، اما دوست میتراندیر بود، جادوگری که دنه‌تور از او تنفر داشت، زیرا گمان می کرد میتراندیر قصد دارد او را از جایگاهش براندازد. برومیر مدتی بعد، همان رویاهای برادرش را دید، و برادر و پدرش را متقاعد کرد تا برای یافتن دلیل این رویاها به ایملادریس در شمال سفر کند. برومیر از ماموریتش باز نگشت؛ او توسط اوروک-هی در آمون هن کشته شد. شیپورش دو نیم شده بود و دیده‌بان‌ها آن را در انت‌واش یافتند، و نزد دنه‌تور آوردند. دنه‌تور از غم و اندوه فراوان تا مرز دیوانگی پیش رفت، و از فارامیر که اولین بار آن رویا را دیده بود، بیش از قبل خشمگین شد و با خودش فکر می‌کرد که او باید بجای برومیر می رفت.

دنه‌تور که می دانست خطر از جانب موردور خواهد آمد، از فرماندهان‌اش در سرزمین‌های خارجی خواست از میناس تیریت دفاع کنند. نزگول شروع کردند به پرواز بر فراز میناس تیریت، خارج از دید و تیررس بودند، اما سایه‌ی وحشت را بر شهر می انداختند.

سیزده روز پس از مرگ برومیر، میتراندیر همراه پره‌گرین توک هابیت به میناس تیریت رسید. دنه‌تور در همان ابتدا خشمش را آشکار کرد، اما هابیت که یکی از شاهدان مرگ برومیر بود، مورد توجه وی قرار گرفت، و با بدگمانی از هابیت سوال می پرسید. زمانی که پره‌گرین از کارگزار خواست تا برای جبران فداکاری برومیر به خدمت دنه‌تور در آید، خوشحال و متحیر شد. بعد از مشاهده شمشیر وسترنس هابیت، خدمت او را با احترام پذیرفت. او سپس با گندالف روبرو شد. گندالف از سقوط آیزنگارد گفت و دنه‌تور اشاره کرد با توانایی‌هایی که دارد خودش می تواند ببیند در دنیا چه اتفاقاتی می افتد.

محاصره‌ی گاندور

طولی نکشید که راماس توسط دشمن احاطه شد و گاندور تحت محاصره قرار گرفت. فارامیر از ماموریتش در ایتیلین بازگشت و در مورد برخوردش با فرودو بگینز، حامل حلقه، به دنه‌تور و گندالف خبر داد. دنه‌تور بیش از پیش سرد و خشمگین شد، زیرا فارامیر اجازه داده بود فرودو به ماموریتش برای نابود کردن حلقه ادامه دهد و حلقه را به گاندور نیاورده بود. آن‌ها سپس به مسائل استراتژی پرداختند و تصمیم دنه‌تور این بود که نباید با فرستادن نیروهای بیشتر به کایرآندروس ریسک کرد، بلکه می بایست سنگر اوزگیلیات را تقویت نمود، و پسرش باید این کار را انجام می‌داد. فارامیر سعی کرد او را از این تصمیم منصرف کند، اما تاثیری نداشت. دنه‌تور آشکارا پذیرفت که آرزو می کرد فارامیر می‌مرد و برومیر زنده می‌ماند، و پسرش را حتی بدون وداع به سمت خطر فرستاد.

فارامیر زمین‌های از دست رفته‌ی غرب آندوین را پس گرفت، اما خیلی زود با فوج عظیمی از میناس مورگول و هاراد روبرو شد، که پادشاه جادوپیشه آنگمار رهبری آن را برعهده داشت. فارامیر در حالی که یک سوم افرادش را از دست داده بود، مجبور به عقب‌نشینی شد، و در این حین نزگول بر او و مردانش حمله‌ور شدند و فارامیر با یک تیر سمی مجروح شد.

دنه‌تور که اکثر سنگرهای خارج پله‌نور را از دست داده بود، در پلانتیر نگاه کرد و نیروهای دشمن را بسیار قدرتمند تر از خود دید و وحشت اینکه حلقه به دست سائورون افتاده باشد وجودش را گرفت. او فرماندهی شهر را به ایمراهیل و گندالف سپرد، و خودش کنار فارامیر در برج سفید ماند. خبرهای بد رسیدند، روهان نمی توانست به کمک آنان بیاید و اولین حلقه‌ی شهر در آتش می‌سوخت. با رسیدن این اطلاعات، دنه‌تور به کلی ناامید شد و تصمیم گرفت همراه پسرش خودکشی کند.

زمانی که گروند دروازه‌‌های شهر را در هم شکست، او تله هیزمی برای سوزاندن خود و پسرش در رات دینن آماده کرد. بره‌گوند، یکی از نگهبانان ارگ، مانع او شد، تا اینکه گندالف سررسید و فارامیر را از روی هیزم‌ها برداشت. ابتدا به نظر می‌رسید دنه‌تور از خودکشی منصرف شده، اما ناگهان پلانتیر را بالا آورد و سقوط گاندور را پیش‌بینی کرد. او آراگورن و گندالف را نفرین گفت، سپس یک مشعل را از دست خدمتکارانش ربود و آن را روی هیزم‌ها انداخت. او عصای کارگزاری را به نشانه پایان کارگزاری‌اش و پایان فرمانروایی کارگزاران گاندور، شکست. سپس در حالی که پلانتیر را روی سینه‌اش گذاشته بود، برروی تخت آتش خوابید و سرانجام در میان شعله‌ها سوخت.

بعدها

فارامیر زنده ماند، و میناس تیریت به خاطر رسیدن معجزه‌اسای روهیریم و آراگورن همراه دونه‌داین، سقوط نکرد. فارامیر عنوان کارگزار را حفظ کرد، اما فرمانروایی گاندور را به آراگورن، که دنه‌تور نفرینش کرده بود، سپرد. در مورد عکس‌العمل فارامیر نسبت به مرگ پدرش چیزی گفته نشده است.

در فیلم ارباب حلقه‌ها

در سه‌گانه ارباب حلقه‌ها به کارگردانی پیتر جکسون، نقش دنه‌تور را جان نوبل ایفا می‌کند. او ابتدا در یک سکانس حذف شده از ارباب حلقه‌ها: دو برج ظاهر می‌شود، اما نقش مهم او از فیم بعدی آغاز می‌شود. در ارباب حلقه‌ها: بازگشت شاه، نقش او بطور اساسی با شخصیت کتاب فرق می کند. او با روشن کردن چراغ‌های پیغام رسان، برای کمک گرفتن از روهان مخالف است، در حالی که در کتاب خود او دستور روشن کردن آن‌ها را می‌دهد. او پسر باقی‌مانده‌اش فارامیر را همراه تمام سواره نظام در عملیاتی شبیه به خودکشی، به اوزگیلیات، که در اشغال نیروهای دشمن است، می فرستد. او زمانی که نیروهای سائورون را می بیند به مدافعان شهر دستور می دهد فرار کنند، اما گندالف صلاحیت او را سلب می کند و خودش فرماندهی مدافعان را بر عهده می گیرد. دنه‌تور بشکل آدمی خودخواه نشان داده می‌شود، که در حالی که مهاجمان به شهر نزدیک می شوند، او به شعر پره‌گرین توک گوش می دهد، و مشغول نوشیدن و پرخوری است. اما در کتاب، او همیشه در زیر لباس‌هایش زره می پوشد و روز و شب با خود شمشیر همراه دارد.

بعدا، در حالی که بشکلی جنون آمیز سعی دارد خودش را همراه پسرش زنده بسوزاند، پی‌پین و گندالف فارامیر را که هنوز زنده است نجات می‌دهند و دنه‌تور در آتش می‌سوزد. در این لحظه دنه‌تور تازه می‌فهمد که چه کرده و در حال سوختن پشیمان می‌شود، و با اندوه به فارامیر نگاه می کند. سرانجام در حالی که در آتش و پشیمانی است خود را از بالاترین نقطه شهر پرت می کند. در نسخه تمدید شده‌ی فیلم، بعد از مرگ دنه‌تور، آراگورن در حال استفاده از یک پلانتیر در کنار تخت پادشاهی دیده می‌شود. در فیلم تنها یک بار به استفاده دنه‌تور از پلانتیر که باعث دیوانگی او شد، اشاره می‌شود، در سکانس مرده سوزان دنه‌تور، که دیوانگی او در آنجا خیلی شدیدتر از کتاب است. جکسون پرت شدن دنه‌تور از ارگ را هم به این قسمت اضافه کرده، که یکی از تفاوت‌های آشکار با کتاب است.

در کتاب دنه‌تور هر کاری که در قدرتش است انجام می‌دهد تا شهر را آماده دفاع کند. او خطر عظیم استفاده از پلانتیر میناس آنور را به جان می خرد، سنگی که او را به ناامیدی می کشاند، اما دنه‌تور تا زمانی که پسرش را در آستانه مرگ دید و جنگ به نظرش بی نتیجه آمد، عقلش را از دست نداد.

ریشه یابی نام

دنه‌تور نام فرمانده ناندوریان در دوران اول بود. این نام در زبان سینداری به معنای "شخص لاغراندام و نحیف" است.

منابع

«Denethor_II». مشارکت‌کنندگانِ دانش‌نامه‌ٔ تخصصی تالکین‌گیت‌وی. بایگانی شده از نسخهٔ اصلی در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۰.


سلف:
اکته‌لیون دوم
بیست و ششمین کارگزار گاندور
۲۹۸۴ - ۳۰۱۹ د.س
جانشین:
فارامیر
به صورت تشریفاتی


ابزارهای شخصی
زبان‌های دیگر