تولکاس: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه والیمار
جز (تولكاس به تولکاس منتقل شد: ك > ک)
سطر ۱: سطر ۱:
'''تولکاس، بزرگترین در زور و پهلوانی'''
+
{{جعبه اطلاعات والار
 +
| تصویر=
 +
| نام=تولکاس
 +
| نام‌های دیگر=[[آستالدو]](دلیر)
 +
| رسیدن= [[سال‌های فانوس‌ها]]
 +
| منصب= قهرمان [[والار]]
 +
| آفرینش=
 +
| مایار=[[تیلیون]]
 +
| منزل‌گاه=[[والینور]]
 +
| جنسیت= مرد
 +
| همسر=[[نسا]]
 +
| برادر یا خواهر=
 +
| ظاهر=
 +
| ردا=
 +
| رنگ مو=طلایی
 +
| رنگ چشم=
 +
|}}
 +
'''تولکاس'''، بزرگترین در زور و پهلوانی در بین [[والار]]. بزرگ ترین والار در زور و پهلوانی تولکاس است، و نام دیگرش آستالدوست، دلیر.
  
نام های دیگر: [[آستالدو]](دلیر)
+
او آخر از همه به [[آردا]] آمد، برای یاری والار در نخستین نبرد‌ها با [[ملکور]]. از کشتی گرفتن و زورآزمایی لذت می‌برد؛ و بر هیچ مرکبی نمی‌نشیند، زیرا از همهٔ موجودات پادار تند تر می‌دود و خستگی نمی‌شناسد. موی سر وریش او زرین است، و چهره‌اش گلگون؛ سلاح او دستان اوست. گذشته و آینده را به چیزی نمی‌شمارد، و رای زدن با او بیهوده‌است، اما در دوستی پایدار است.
  
بزرگ ترین والار در زور و پهلوانی تولکاس است، و نام دیگرش آستالدوست، دلیر. او آخر از همه به [[آردا]] آمد، به یاری [[والار]] در نخستین نبرد ها با [[ملکور]]. از کشتی گرفتن و زورآزمایی لذت می برد؛ و بر هیچ مرکبی نمی نشیند، زیرا از همه ی موجودات پادار تند تر می دود و خستگی نمی شناسد. موی سر وریش او زرین است، و چهره اش گلگون؛ سلاح او دستان اوست. گذشته و آینده را به چیزی نمی شمارد، و رای زدن با او بیهوده است، اما در دوستی پایدار است. همسر تولکاس [[نسا]]ست، خواهر [[اورومه]]، و او نیز چالاک و گریز پاست. تولکاس همیشه خندان است، در ورزش و در جنگ، و حتی در نبردهای پیش از آمدن [[الف ها]]، رودرروی [[ملکور]] ایستاد و خندید.
+
همسر تولکاس [[نسا]]ست، خواهر [[اورومه]]، و او نیز چالاک و گریز پاست. تولکاس همیشه خندان است، در ورزش و در جنگ، و حتی در نبردهای پیش از آمدن [[الف]]‌ها، رودرروی ملکور ایستاد و خندید.
در نخستین نبرد، که پیش شکل گرفتن کامل [[آردا]] روی داد، زمانی دراز برتری با [[ملکور]] بود. اما در میانه ی نبرد، مینویی پرتوان و بی باک صدای نبرد را در قلمرو کوچک از آسمان برین شنید و به یاری [[والار]] آمد؛ و [[آردا]] از صدای خنده ی او پرگشت. چنین آمد تولکاس نیرومند، که خشم او همچون بادی توفنده می گذرد و ابرها و تاریکی را از برابر خویش می تاراند؛ و [[ملکور]] از برابر خشم و خنده ی او گریز گرفت، و [[آردا]] را ترک گفت و تولکاس آنجا ماند و یکی از والار قلمرو [[آردا]] گشت. اما نفرت [[ملکور]] از آن پس تا ابد معطوف تولکاس شد. سپس تولکاس زور و قدرت را در روزگار تلاش به کار برد و بی وقفه در خدمت همه بود و در آن بهار بود که با [[نسا]] پیوند زناشویی بست. آنگاه تولکاس بعد از جشن به سبب خستگی و خوشنودی بسیار در خواب شد و در آن هنگام بود که [[ملکور]] بار دیگر وارد [[آردا]] شد و شروع به ساختن دژ بزرگ خود [[اوتومنو]] کرد و [[والار]] دیر به این موضوع پی بردند، و [[ملکور]] [[دو فانوس]] را نابود کرد ولی از ترس تولکاس پا به فرار گذاشت و در دژ خود پنهان شد.  
+
 
و این تولکاس بود که در جنگی که، پیش از آمدن الف ها، برای نابود کردن قدرت [[ملکور]] در شمال روی داد، در انتها به دژ وارد شد، با [[ملکور]] کشتی گرفت و صورت او را به خاک آورد، سپس او را با زنجیر [[آنگاینور]] بست و جهان تا مدتی دراز روی آرامش را دید.
+
در نخستین نبرد، که پیش شکل گرفتن کامل آردا روی داد، زمانی دراز برتری با ملکور بود. اما در میانهٔ نبرد، مینویی پرتوان و بی باک صدای نبرد را در قلمرو کوچک از آسمان برین شنید و به یاری والار آمد؛ و آردا از صدای خندهٔ او پرگشت. چنین آمد تولکاس نیرومند، که خشم او همچون بادی توفنده می‌گذرد و ابرها و تاریکی را از برابر خویش می‌تاراند؛ و ملکور از برابر خشم و خندهٔ او گریز گرفت، و آردا را ترک گفت و تولکاس آنجا ماند و یکی از والار قلمرو آردا گشت.
 +
 
 +
اما نفرت ملکور از آن پس تا ابد معطوف تولکاس شد. سپس تولکاس زور و قدرت را در روزگار تلاش به کار برد و بی وقفه در خدمت همه بود و در آن بهار بود که با [[نسا]] پیوند زناشویی بست. آنگاه تولکاس بعد از جشن به سبب خستگی و خوشنودی بسیار در خواب شد و در آن هنگام بود که ملکور بار دیگر وارد آردا شد و شروع به ساختن دژ بزرگ خود [[اوتومنو]] کرد و والار دیر به این موضوع پی بردند، و ملکور، [[دو فانوس]] را نابود کرد ولی از ترس تولکاس پا به فرار گذاشت و در دژ خود پنهان شد.
 +
 
 +
و این تولکاس بود که در جنگی که، پیش از آمدن الف‌ها، برای نابود کردن قدرت ملکور در شمال روی داد، در انتها به دژ وارد شد، با ملکور کشتی گرفت و صورت او را به خاک آورد، سپس او را با زنجیر [[آنگاینور]] بست و جهان تا مدتی دراز روی آرامش را دید.
 +
 
 +
 
 +
{{والار}}
 +
 
 +
[[رده:والار]]

نسخهٔ ‏۱۱ سپتامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۱:۳۳

تولکاس
والار
زندگی‌نامه
دیگر نا‌م‌هاآستالدو(دلیر)
ورود به آرداسال‌های فانوس‌ها
منصبقهرمان والار
مایارتیلیون
منزل‌گاهوالینور
مشخصات ظاهری
جنسیتمرد
همسرنسا
رنگ مو طلایی


تولکاس، بزرگترین در زور و پهلوانی در بین والار. بزرگ ترین والار در زور و پهلوانی تولکاس است، و نام دیگرش آستالدوست، دلیر.

او آخر از همه به آردا آمد، برای یاری والار در نخستین نبرد‌ها با ملکور. از کشتی گرفتن و زورآزمایی لذت می‌برد؛ و بر هیچ مرکبی نمی‌نشیند، زیرا از همهٔ موجودات پادار تند تر می‌دود و خستگی نمی‌شناسد. موی سر وریش او زرین است، و چهره‌اش گلگون؛ سلاح او دستان اوست. گذشته و آینده را به چیزی نمی‌شمارد، و رای زدن با او بیهوده‌است، اما در دوستی پایدار است.

همسر تولکاس نساست، خواهر اورومه، و او نیز چالاک و گریز پاست. تولکاس همیشه خندان است، در ورزش و در جنگ، و حتی در نبردهای پیش از آمدن الف‌ها، رودرروی ملکور ایستاد و خندید.

در نخستین نبرد، که پیش شکل گرفتن کامل آردا روی داد، زمانی دراز برتری با ملکور بود. اما در میانهٔ نبرد، مینویی پرتوان و بی باک صدای نبرد را در قلمرو کوچک از آسمان برین شنید و به یاری والار آمد؛ و آردا از صدای خندهٔ او پرگشت. چنین آمد تولکاس نیرومند، که خشم او همچون بادی توفنده می‌گذرد و ابرها و تاریکی را از برابر خویش می‌تاراند؛ و ملکور از برابر خشم و خندهٔ او گریز گرفت، و آردا را ترک گفت و تولکاس آنجا ماند و یکی از والار قلمرو آردا گشت.

اما نفرت ملکور از آن پس تا ابد معطوف تولکاس شد. سپس تولکاس زور و قدرت را در روزگار تلاش به کار برد و بی وقفه در خدمت همه بود و در آن بهار بود که با نسا پیوند زناشویی بست. آنگاه تولکاس بعد از جشن به سبب خستگی و خوشنودی بسیار در خواب شد و در آن هنگام بود که ملکور بار دیگر وارد آردا شد و شروع به ساختن دژ بزرگ خود اوتومنو کرد و والار دیر به این موضوع پی بردند، و ملکور، دو فانوس را نابود کرد ولی از ترس تولکاس پا به فرار گذاشت و در دژ خود پنهان شد.

و این تولکاس بود که در جنگی که، پیش از آمدن الف‌ها، برای نابود کردن قدرت ملکور در شمال روی داد، در انتها به دژ وارد شد، با ملکور کشتی گرفت و صورت او را به خاک آورد، سپس او را با زنجیر آنگاینور بست و جهان تا مدتی دراز روی آرامش را دید.