تار-منلدور

از دانشنامه والیمار

پرش به: ناوبری, جستجو
منلدور
نومه‌نوریان
زندگی‌نامه
دیگر نام‌ها و القابایریمون، النتیرمو
زادروز۵۴۳ د.د.
سلطنت۱۴۳ سال
مرگ۹۴۲ د.د
سن۳۹۹ سال
اطلاعات شخصی
جنسیتمرد
والدینتار-الندیل
خواهر و برادرسیلمارین، ایسیلمه
همسرآلماریان
فرزندانآناردیل، آیلینل، آلمیل


تار-منلدور (به زبان انگلیسی: Tar-Meneldur) پنجمین قانونگزار نومه‌نور بود. او در سال ۵۴۳ دوران دوم بدنیا آمد. پدرش، تار-الندیل، بود و دو خواهر بزرگتر داشت: سیلمارین و ایسیلمه. به این دلیل که زنان نمی‌توانستندد فروانروا شوند، پس منلدور چانشین تار-الندیل شد.

نام تار-منلدور در بدو تولد ایریمون [۱] بود. او منلدور را انتخاب کرد که معنای «خادم بهشت» می‌دهد؛ چرا که وی از مطالعه درباره ستارگان و حرکاتشان لذت می‌برد. همچنین او النتیرمو _یعنی مراقبت کننده ستارگان خوانده_ نیز می‌شد.او برج بلندی بر روی صخرهٔ سورونتیل در شمال ناحیه فوروستار به منظور مشاهدات نجومی ساخت. منلدور مردی خردمند، نجیب و شکیبا بود؛ و کارهای ذهنی را به کارهای عملی ترجیح می‌داد.


فهرست مندرجات

ازدواج

منلدور با آلماریان که دختر کشتیران، وئانتور، بود ازدواج کرد.آنها ۳ فرزند داشتند: یک پسر به نام آلداریون متولد ۷۰۰ و دو دختر، یکی به نام آیلینل متولد ۷۱۲ و دیگری به نام آلمیل[۲] متولد ۷۲۹.

پسر منلدور دنباله رو پدر بزرگ مادری خود، وئانتور، شد و به کشتیرانی بزرگ مبدل شد. ابتدا منلدور خوشحال بود که آلداریون علاقه مند به سرگرم کردن اوست؛ ولی بزودی نگران این شد که آلداریون بیش از نومه نور، عاشق دریاست. منلدور با اکراه اجازه داد که پسرش همراه وئانتور در سال ۷۲۵ به سرزمین میانه برود. زمانی که آلداریون پس ازدو سال به نومه نور بازگشت، منلدور متوجه این شد که او شیفتهٔ دریاست.

پادشاهی

منلدور چوگان شاهی را در سال ۷۴۰ از پدرش دریافت کرد. در همان حال او از منزلگاهش در فوروستار به منزلگاه پادشاهان در آرمنلوس نقل مکان کرد. تار-منلدور پادشاه خوب و خردمندی بود.

وقایع در زمان پادشاهی

برای مدت اندکی پس از اینکه تار-منلدور پادشاه شد، آلداریون به منظور گرامی داشت پدر در خانه ماند؛ ولی بزودی او به دریا بازگشت و پدر و فرزند دوباره از یکدیگر دور شدند. تار-منلدور قطع درختان را به منظور ساختن کشتی محدود کرد؛ ولی آلداریون منبع دیگری برای الوار، در سرزمین میانه پیدا کرد و بندر لوند دائر را در نزدیکی آن تاسیس کرد.

در سال ۸۰۰ زمانی که آلداریون ۱۰۰ سال داشت، تار-منلدور رسماً او را آنطور که در نومه نور رسم بود به عنوان جانشین شاه به همگان معرفی کرد. او همچنین لقب «ارباب کشتی‌ها و بندر‌های نومه نور» را به آلداریون داد؛ ولی به او دستور داد که برای مدتی سفرهای دریایی خود را متوقف کند.

در سال ۸۰۶ آلداریون اجازهٔ دوباره برای دریا نوردی خواست و تار-منلدور با اکراه قبول کرد. وقتی که آلداریون در ۸۱۳ بازگشت، تار-منلدور دلواپسی خویش را نسبت به علاقهٔ کم وی به مردم و سرزمین نومه نور، بیان کرد؛ و به او پیشنهاد کرد تا همسری برای خود برگزیند.

تار-منلدور هنگامی که آلداریون در سال ۸۱۶ دوباره برای سفر دریایی دیگری عازم می‌شد، عصبانی گشت. او به ملکه و دخترانش اجازهٔ اجرای سنت شاخهٔ سبز بازگشت را در دماغه کشتی آلداریون نداد. شاخه سبز توسط زنی به نام ارندیس که عاشق آلداریون بود، به او هدیه شد. آلداریون در بازگشت از سرزمین میانه در سال ۸۲۰ برای ارندیس الماسی زیبا و گرانبها هدیه آورد. تار-منلدور دلواپس بود زیرا که آلداریون قصد ازدواج با ارندیس را نداشت.

در ۸۲۴ تار-منلدور ترک کردن نومه نور را برای آلداریون ممنوع اعلام کرد. ولی آلداریون با او مخالفت کرد و به سفری دیگر عازم شد. تار-منلدور لقب ارباب کشتی‌ها و بندر‌ها را که پسرش داده بود، باطل کرد، انجمن ماجراجویان و محل کشتی سازی او را بست و قطع درختان به منظور ساختن کشتی را به تمامی متوقف ساخت. زمانی آلداریون در ۸۲۹ بازگشت و از این اتفاقات آگاه گشت، بلافاصله از نومه نور خارج شد و به یک سفر دریایی ۱۴ ساله رفت.

تار-منلدور بدلیل غیبت طولانی پسرش به شدت نگران شد و هنگامی که آلداریون بالاخره در ۸۴۳ بازگشت، تار-منلدور او را توبیخ کرد؛ ولی پس از آن از او عذر خواهی کرد و دوباره او را با لقب ارباب کشتی‌ها و بندر‌ها، و همچنین "ارباب جنگلهاً خواند. آلداریون در ۸۵۸ با ارندیس نامزد شد و تار ملندور به او(ارندیس) زمین و خانه‌ای در امریه داد.

تار-منلدور آلداریون را برای ازدواج با ارندیس در دوران سه سالگی نامزدیشان تشویق کرد ولی آلداریون به یک سفر دیگر رفت و عروسی آنان تا سال ۸۷۰ به تاخیر افتاد. در ۸۷۷ آلداریون بدون دعای خیر پدرش دوباره عازم دریاها شد. او قول داد که دو ساله بازگردد ولی برای پنج سال، تا ۸۸۲، بازنگشت.

آلداریون دلیل تاخیر خود را افزایش آشوب در سرزمین میانه عنوان کرد و برای تار-منلدور نامه‌ای از پادشاه الفها گیل-گالاد آورد. گیل گالاد، تار-منلدور را از قدرت گرفتن خادم مورگوت آگاه ساخت؛ در حالی که در آن زمان نمی‌دانست این خادم سائورون است. تار-منلدور فهمید که پسرش در گردآوری اطلاعات به گیل گالاد کمک کرده و متوجه شد که او بندر لوند دائر را به منظور دفع حمله احتمالی از شرق اریادور ساخته‌است.

پایان پادشاهی و مرگ

تار-منلدور نمی‌توانست تصمیم بگیرد که آیا صلح ِ نومه‌نور را با نبرد بر هم بریزد؛ یا اینکه هیچ کاری نکند و خطر گسترش دشمن را به جان خریداری کند. او تصمیم گرفت که در این زمان چوگان شاهی باید به آلداریون برسد؛ زیرا او از مشکلات سرزمین میانه درک بهتری دارد. اکثر اعضای انجمن چوگان شاهی، به جز هالاتان، سعی در منصرف کردن تار-منلدور داشتند؛ ولی او تصمیمش را گرفت. آلداریون در بهار سال بعد در سال ۸۸۳ پادشاه نومه نور شد.

سلطنت تار-منلدور ۱۴۳ سال طول کشید. آلداریون سفر‌های خود را پس از اینکه پادشاه شد ادامه داد ولی تار-منلدور نایب السلطنه شدن را در غیبت او رد کرد؛ پس این وظیفه بر عهده هالاتان افتاد. تار-منلدور در سال ۹۴۲ در ۳۹۹ سالگی در گذشت.


  1. ایریمون اسمی که تار-منلدور در هنگام تولد داشت به درستی معرفی نشده ولی احتمالا به کلمه ایریما(írima) به معنی دوست داشتنی مربوط می‌شود.
  2. Almiel

سلف:
تار-الندیل
پنجمین قانونگزار نومه‌نور
فرمانروایی از ۷۴۰ تا ۸۸۳ دوران دوم
جانشین:
تار-آلداریون
ابزارهای شخصی