بورومیر پسر دنه‌تور دوم

از دانشنامه والیمار

پرش به: ناوبری, جستجو
این مقاله مربوط به بورومیر پسر دنه‌تور دوم یکی از اعضای یاران حلقه است. برای دیگر کاربرد‌ها به بورومیر (ابهام‌زدایی) رجوع کنید.
تصویر:Boromir.jpg
بورومیر
گاندوریان
زندگی‌نامه
زادروز۲۹۷۸ د.س
مرگ۲۶ فوریه، ۳۰۱۹ د.س
سن۴۱ سال
اطلاعات شخصی
جنسیتمرد
رنگ موتیره
رنگ چشمخاکستری
والدیندنه‌تور دوم و فین‌دویلاس از دول آمروث
خواهر و برادرفارامیر

بورومیر (به زبان انگلیسی: boromir) پسر ارشد دنه‌تور دوم و برادر بزرگتر ِفارامیر بود. و همینطور یکی از ۹ نفری که بعداً یاران حلقه را تشکیل دادند.

فهرست مندرجات

تاریخچه

بورومیر در سال ۲۹۷۸ دوران سوم، ۵ سال پیش از برادرش، فارامیر، بدنیا آمد. دو برادر بسیار به هم علاقه داشتند و از همان دوران کودکی بورومیر همیشه یاور و پشتیبان فارامیر بود. زمانی مادرشان فوت کرد او فقط ۱۰ سال داشت و پس از آن پدرشان عبوس و خشمگین شد. بورومیر همیشه مورد علاقه پدرش بود و از نظر چهره و در غرور و تکبر شباهت زیادی به او داشت. بورومیر در زندگی‌اش هرگز ازدواج نکرد و بیشتر به سلاح و رزم توجه داشت.

بورومیر مردی بود با قدرت و شجاعت بسیار. او چهره‌ای زیبا و نجیب داشت با موهای تیره و چشمان خاکستری. زمانی که سائورون به ازگیلیات حمله کرد، به فرماندهی او، نیروهای گاندور، اورک‌ها را عقب راندند و تا زمان تخریب آخرین پل _ برای جلوگیری از عبور اورکها از رودخانه _ آنها را پشت پل نگه داشتند.

سفر به ریوندل

« در خواب دیدم که آسمان مشرق تاریک شد و تندر لحظه به لحظه رو به فزونی گذاشت در مغرب نوری رنگ پریده در آسمان درنگ کرده‌بود و از میان آن صدایی شنیدم، صدایی دور اما واضح که فریاد می‌زد:


شمشیری را بجوی که شکسته بوَد

آن را در ایملادریس می‌یابی؛

شورایی به پا خواهد شد

نیرومندتر از افسون‌های مورگول.

نشنه‌ای خواهی دید

که نشان از تقدیر نزدیک دارد

بلای جان ایسیلدور بیدار خواهد شد،

و هافلینگ آن را خواهد آورد.

 »

[۱]


در غروب قبل از حمله سائورون به ازگیلیات، فارامیر در خواب رویایی شبیه به رویای بورومیر دیده بود. هردوی آنها فقط مقدار اندکی از این جملات را می‌توانستند بفهمند، بنابراین نزد پدرشان که در فرهنگ عامهٔ گاندور داناترین بود، رفتند. اما او فقط توانست به آنها بگوید که ایملادریس دره‌ای در شمال دور است، جایی که الروند زندگی می‌کند. با اینکه فارامیر بسیار مشتاق رفتن به ایملادریس بود، به خاطر وجود خطرهای بسیار در راه، بورومیر خودش این مسافرت را بر عهده گرفت.

سفر بورومیر به شمال ۱۱۰ روز به طول انجامید. او از شکاف روهان گذشت و از راههای غرب کوهستان مه‌آلود به شمال رفت. او با سختی‌های زیادی مواجه شد، زیرا بسیاری از راهها نابود شده بودند و با فروریختن گذرگاه‌های قدیمی از جاده شمال-جنوب هم دیگر اثری نمانده بود. او در نزدیکی تاربد، هنگامی که قصد عبور از روی پل نیمه‌خرابی را داشت اسبش را از دست داد و ادامه راه را با پای پیاده طی کرد.

زمانی که بورومیر به ریوندل رسید، در شورای الروند شرکت کرد. او در مورد مقاومت و تلاش گاندور برای جلوگیری از گذشتن نیروهای موردور از آندوین سخن گفت. زمانی که او رویایی را که باعث آمدنش به ریوندل شده بود را تعریف کرد، جواب معماهایش پیدا شد: آراگورن تکه‌های نارسیل و فرودو بگینز حلقه یگانه که بلای جان ایسیلدور بود را آوردند. سپس او تلاش کرد تا شورا به او اجازه دهد که حلقه را به گاندور برده و برای دفاع در مقابل موردور از آن استفاده کند. اما الروند برای او شرح داد که حلقه قابل استفاده نیست و حتی اگر سعی کنید برای نیت خیر نیز از آن استفاده کنید نهایتا هدف و عمل به شر ختم خواهد شد.

یاران حلقه

بورومیر قصد بازگشت به میناس تیریت را داشت، از این رو به یاران حلقه پیوست. زمانی که یاران حلقه به کارادراس رسیدند، به پیشنهاد بورومیر هر کدام یک دسته هیزم با خود حمل کردند و زمانی که گروه در یک کولاک شدید گرفتار شده بود آتشی که با این هیزم‌ها درست کردند جانشان را نجات داد. صبح روز بعد بورومیر و آراگورن راه را با کنار زدن برفها باز کرده و هابیت‌ها را تا رسیدن به مکانی امن، حمل کردند.

با بسته شدن گذرگاه شاخ سرخ، بورومیر پیشنهاد داد که آنها باید از غرب کوه‌های مه آلود به سمت جنوب رفته و سپس با گذشتن از شکاف روهان یا رودخانه آیزن، از طریق سرزمین‌های جنوبی لنگستراند و له‌به‌نین به راهشان ادامه دهند. اما گندالف مخالفت کرد زیرا با خیانت سارومان، آن سرزمین‌ها دیگر امن نبودند. گندالف پیشنهاد داد که باید از طریق معدن‌های موریا به راهشان ادامه دهند، اما بورومیر گفت که هرگز به آن سمت نمی‌رود، البته نه زمانی که بقیه گروه نظری بر خلاف او داشته باشند.

بورومیر نهایتا قبول کرد، اما با رسیدن به درهای دورین از اینکه گاندالف رمز عبور را نمی‌دانست، از خشم سنگی در آبهای تاریک انداخت. این باعث بیدار شدن هیولایی در آب شد و زمانی که گندالف توانست در را باز کند آن به فرودو حمله کرد اما نهایتا همگی موفق شدند به طرف معدن‌ها بگریزند.

زمانی که گروه در مزربول مورد حمله قرار گرفته بود، بورومیر دلیرانه جنگید، در غربی را قفل و بازوی یک ترول غارنشین را قطع کرد. بعد از ترک خوابگاه، زمانی که به پل خزد-دوم رسیدند گروه دوباره توسط اورکها مورد حمله واقع شد و اینبار یک بالروگ هم با آنها بود. بورومیر در شیپور خود دمید و با اینکار دشمنان را متوقف کرد و آنها به راهشان ادامه دادند. زمانی که گندالف در حال نبرد با بالروگ بود، بورومیر و آراگورن به سمت او دویدند، اما همین که به پل رسیدند گندالف پل را خراب کرد، بالروگ سقوط کرده و گندالف را هم به دنبال خود پایین کشید.

بعد از آن آراگورن گروه را به سمت لوتلورین رهبری کرد، اما بورومیر با رفتن به آنجا مخالف بود و می‌گفت که گذشتن از میان این جنگل به گفته گاندوریان کار خطرناکی است و عده کمی سالم به مقصد میرسند! آراگورن پاسخ داد فقط آنهایی که با خود پلیدی به همراه داشته باشند باید از لوتلورین بترسند. بعد از اینکه بانو گالادریل با هر کدام از یاران حلقه درباره افکارشان صحبت کرد، بورومیر بسیار مشتاق بود که بداند چه سخنانی میان بانو و حامل حلقه گذشته، اما فرودو از آن حرفی نزد. زمانی که گروه لوتلورین را ترک می‌کرد گالادریل به هر کدام از آنها یک هدیه داد و هدیه بورومیر یک کمربند طلایی بود.

فرودو و بورومیر، توسط تد ناسمیت

وقتی که یاران حلقه مسیرشان را از میان رودخانه آندوین پیش گرفتند، بورومیر با مری و پی‌پین در یک قایق بود. در طول سفر افکار بورومیر بیشتر و بیشتر او را در برابر حلقه تسلیم می‌کرد. او مدام با خود حرف میزد و ناخن‌هایش را می‌جوید و گاهی اوقات هم به قایق فرودو نزدیکتر میشد. رفتار او بتدریج مری و پی‌پین را ناراحت کرد و پی‌پین یک درخشش غریب را در چشمان بورومیر که به فرودو زل زده بود مشاهده کرد. زمانی که گروه به تندرو‌های سارن گبیر رسید، بورومیر بود که آنها را به موقع مطلع ساخت و اینگونه از آن مسیر توانستند دور بزنند. بعد از آن بورومیر از آنها خواست که رودخانه را ترک کنند و راه گاندور را پیش بگیرند. اما فرودو قصد رفتن به گاندور را نداشت و بنابراین آنها راهشان را از طریق رودخانه ادامه دادند.

در آمون‌هن وقت آن رسیده بود که مسیر بعدی شان را انتخاب کنند. وقتی که فرودو در جنگل سرگردان شده بود، بورومیر به دنبال او رفت. او سعی کرد فرودو رامتقاعد ساخته تا حلقه را به میناس تیریت بیاورد. قدرت وسوسه حلقه در بورومیر بیشتر شده بود. او خود را پادشاهی مقتدر می‌خواند که می‌تواند سائورون را شکست داده و گاندور را برای پیروزی رهبری کند. اما وقتی که فرودو پیشنهادش را رد کرد عصبانی شد و سعی کرد حلقه را بزور از فرودو بگیرد. اما فرودو حلقه را در دست کرد و ناپدید شد، بورومیر پی به اشتباهش برد و گریان و پشیمان از فرودو خواست برگردد، اما خیلی دیر شده بود.


آخرین نبرد بورومیر، توسط تد ناسمیت

او به گروه برگشت و برای آنها گفت که چه اتفاقی افتاده. مری و پی‌پین به دنبال دوستشان فرودو رفتند و آراگورن هم بورومیر را برای محافظت از آن دو فرستاد. وقتی که او هابیت‌ها را پیدا کرد، آنها توسط چندین اورک محاصره شده بودند. بورومیر بسیاری از آنها را کشت و تعدادی هم گریختند. او سعی کرد هابیت‌ها را به طرف اردوگاه هدایت کند اما یکباره بیشتر از ۱۰۰ اورک جلوی راهشان سبز شدند. بورومیر در شیپور خود دمید و بار دیگر دلیرانه جنگید و از رسیدن اورکها به مری و پی‌پین جلوگیری کرد. بدن او نهایتا بوسیله چندین تیر شکافته شد و دشمنان مری و پیپین را به اسارت بردند.

زمانی که آراگورن او را پیدا کرد بورومیر هنوز زنده بود. بیشتر از بیست لاشه اورک در اطراف او روی زمین افتاده بود. بورومیر همچنان شمشیرش را در دست داشت، در حالی که تیغه شمشیرش از دسته شکسته و شیپورش به دو نیم شکافته شده بود. قبل از مرگش بورومیر به آراگورن گفت که سعی کرده حلقه را از فرودو بگیرد. سپس آراگورن، گیملی و لگولاس بدن بورومیر را در یکی از قایق‌ها گذاشتند. شمشیر و شیپور شکسته اش را روی سینه او و سلاح‌های دشمنانش را زیر پاهایش قرار دادند. قایق را به میان آندوین انداختند و رودخانه بدن بورومیر را به سمت آبشار رائوروس حمل کرد.


از میان روهان، از روی باتلاق‌ها و دشت‌ها،‌ آنجا که علف‌های بلند می روید
باد غرب راه می سپارد،‌ و برگرد دیوارها می پیچد.
«ای باد سرگردان امشب از غرب چه خبری برایم آورده‌ای؟
بورومیر بلندقامت را در زیر نور ماه یا ستاره‌ها دیده‌ای؟»
«دیدمش که می راند بر روی رودهای هفتگانه،‌ روی پهنه‌ی آب‌های خاکستری؛
دیدم که گام بر می داشت در سرزمین‌های خالی، تا آن که در سایه های شمال در گذشت.
دیگر او را ندیدم. شاید که باد شمال نفیر شاخ پسر دنه‌تور را شنیده باشد.»
«ای بورومیر! از دیوارهای بلند مشرف به غرب تا دورها نگریستم،
اما تو از سرزمین‌های خالی بازنگشتی، سرزمین‌هایی که هیچ آدمیزادی در آنجا یافت نمی شود.»

از دهانه‌های دریا باد جنوب پر می کشد،‌ از روی تپه‌های ماسه‌ای و از روی سنگ‌ها؛
صدای شیون مرغان دریایی می آورد و بر آستانه‌ی دروازه زوزه می کشد.
«ای باد نالان، مرا در این شب از جنوب چه خبری آورده‌ای؟
بورومیر خوب‌روی اکنون کجاست؟ او درنگ می کند و من در ماتم اویم.»
«از من مپرس که او کجا مسکن کرده است استخوان‌های بسیاری در آنجا آرمیده است.
بر روی ساحل‌های سفید و ساحل های تاریک و در زیر آسمان توفانی؛
چه بسیارند کسانی که از آندوین گذشته‌اند برای یافن دریای مواج.
از باد شمال خبر کسانی را بپرس که باد شمال به سوی من رهسپارشان می سازد!»
«ای بورومیر! در آن سوی دروازه، جاده‌ی دریا به سوی جنوب می رود،
اما تو با مرغان نوروزی شیو‌ن‌گر از دهانه‌ی دریای خاکستری باز نیامدی.»

از دروازه‌ی پادشاهان باد شمال سواره می آید و از آبشار خروشان می گذرد؛
و برگرداگرد برج،‌ آواز بلند شاخش شفاف و سرد به گوش می رسد.
«ای باد نیرومند، امروز چه خبری از شمال برایم آوردده‌ای؟
چه خبر از بورومیر بی‌باک؟ چرا که او دیری است رفته است.»
«در زیر آمون‌هن فریاد او را شنیدم. آنجا با دشمنان بسیاری نبرد کرد.
سپر شکافته،‌ و شمشیر شکسته‌اش را آب با خود آورد.
سری چنین مغرور و چهره‌ای چنین زیبا، و دستانش را چنان گذاشتند که بیارامد؛
و رائوروس،‌ آبشار طلایی رائوروس او را بر روی سینه‌اش برد.»
ای بورومیر! برج نگهبانی همیشه نگاهش را به شمال خواهد دوخت،
به رائوروس،‌به آبشار رائوروس، تا روز بازپسین.»


- آواز آراگورن و لگولاس بعد از سپردن قایق جنازه بورومیر به آبهای آندوین


سه شب بعد، در حالی که فارامیر در کناره آندوین در اوزگیلیات نشسته بود، یک قایق شناور از مقابلش رد شد. فارامیر قبلا شنیده بود که صدای شیپور بورومیر پیش از این، در دوردست‌ها زمانی که او نیاز به کمک داشته به گوش رسیده و حالا او جسد برادرش را در قایق دید، اما اثری از شیپور نبود. مدتی بعد دو تکه شیپور پیدا شده و آن را نزد دنه‌تور بردند. گفته شده که قایقی که بدن بورومیر را حمل می‌کرد با جریان آندوین پیش رفته و وارد دریا شده‌است.

پانویس

  1. بورومیر، یاران حلقه، شورای الروند


منابع


ابزارهای شخصی
زبان‌های دیگر