ائومر

از دانشنامه والیمار

پرش به: ناوبری, جستجو
ائومر
روهیریم
زندگی‌نامه
دیگر نام‌ها و القابائومر اِدیج
زادروز۲۹۹۱ د.س.
سلطنت۳۰۱۹ د.س. - ۶۳ د.چ.
مرگ۶۳ دوران چهارم
سن۹۳ سال
اطلاعات شخصی
جنسیتمرد
بلندا۶٫۶ پا
رنگ موطلایی تیره
والدینائوموند و تئودوین
خواهر و برادرائووین
همسرلوتیریل
فرزندانالف‌واین

ائومر از خاندان ائورل، هجدهمین پادشاه روهان و اولین پادشاه از نسل سوم شاهان روهان بود. او پسر تئودوین، خواهر تئودن شاه، و ائوموند، ارتشبد سرزمین چابک‌سواران، بود. بعد از اینکه او و خواهرش ائووین یتیم شدند، تئودن آن‌ها را مانند فرزندان خودش بزرگ کرد.

فهرست مندرجات

تاریخچه

دوران جوانی

ائومر پسر ائوموند و تئودوین در سال ۲۹۹۱ دوران سوم بدنیا آمد. وقتی که یازده سال داشت پدرش در امین مویل توسط گروهی از اورک‌های مهاجم کشته شد. مادرش نیز روحیه خود را باخت و مدتی بعد فوت کرد. دایی او تئودن شاه، سرپرستی او و خواهرش ائووین را پذیرفت و آنها را به مدوسلد برد.

ائومر رشد کرد و تبدیل به جنگجویی بلند قامت، ماهر و دلیر شد. تئودن او را سومین ارتشبد سرزمین سواران کرد، و او مانند پدرش فرماندهی مارک شرقی را بر عهده داشت. او در آلدبورگ، در فولد، یکی از قدیمی ترین شهرهای روهان، خانه داشت. او همراه ائورد خودش شجاعانه از مرزهای روهان در برابر اورک‌های موردور دفاع می‌کرد.

ستیز با سارومان سفید

با این حال دشمنان روهان فقط در مرزهای خارجی نبودند، بلکه در خود سرزمین چابک سواران نیز وجود داشتند. گریما مارزبان، مشاور شاه تئودن، بطور پنهان جاسوس سارومان سفید بود، جادوگری که در دژ آیزنگارد اقامت داشت و تبدیل به یکی از متحدان سائورون شده بود. گریما بطور مخفیانه سیاستی را برای تضعیف شاه و سرزمینش در پیش گرفته بود، و تئودن ناخواسته تحت نفوذ او قرار داشت. با این حال گریما سعی نکرد وفاداری ائومر نسبت به تئودن و پسرش تئودرد، که در نظر ائومر مانند برادر بود، را از بین ببرد.

در تابستان سال ۳۰۱۸ برومیر پسر دنتور دوم، برای رسیدن به مقصدش، ریوندل، از روهان گذشت. ائومر از او رویایش در مورد بلای جان ایسیلدور شنید. در ۱۹ سپتامبر ۳۰۱۸ گندالف به ادوراس آمد و به تئودن در مورد خیانت سارومان خبر داد. اما تئودن تحت تاثیر حرفهای گریما فقط به او گفت اسبی بردارد و از آنجا برود. چیزی از رفتن گندالف نگذشته بود که مردان، اورک‌ها و وارگ‌ها تحت فرمان سارومان دست به مبارزه آشکارا با روهیریم زدند. سارومان که در پشت پرده فرماندهی روهان را در دست داشت، شکاف روهان را مسدود کرد.

تنها موانع برای سارومان جهت بدست آوردن روهان، تئودرد و ائومر بودند. از این رو جادوگر سفید تمام جنگجویان خشم آلودش را فرستاد تا به هر ترتیب تئودرد را از میان بردارند. بنابراین اولین جنگ بزرگ در این کشمکش بوجود آمد، اولین نبرد گدار آیزن در ۲۵ فوریه ۳۰۱۸، که در نتیجه آن تئودرد مجروح و نهایتا کشته شد.

روز بعد از نبرد ائومر متوجه شد دسته‌ای از اورک‌ها از مرزهای شرقی وارد روهان شده‌اند، که در واقع همان اورک‌هایی بودند که مریادوک برندی‌باک و پره‌گرین توک را اسیر کرده و به آیزنگارد می‌بردند. ائومر که نسبت به اتحاد میان سارومان و سائورون بدگمان بود، تصمیم گرفت به آن‌ها یورش ببرد. تئودن تحت نفوذ قوی گریما، با رفتن ائومر مخالفت کرد، زیرا در آن صورت ادوراس بی دفاع می‌ماند. اما ائومر که از مدتها قبل به گریما مشکوک بود، از فرمان سرپیچی کرد.

در ۲۷ فوریه او با گروه خودش از ادوراس خارج شد و در اواخر روز بعد افرادش دسته اورک‌ها را در مرزهای جنگل فنگورن رسد کردند. آنها تمام شب اورکها را زیر نظر گرفتند و با چندین حمله مختصر آنها را تضعیف کردند، تا اینکه دسته دیگری از اورک‌ها از آیزنگارد رسیدند. روهیریم موفق شدند دسته جدید را نیز متوقف کنند و با برآمدن خورشید در روز جدید آنها به باقیمانده اورک‌ها حمله‌ور شدند و ائومر خودش سردسته اورک‌ها، یوگلوک، را کشت. ۱۵ مرد و ۱۲ اسب نتوانستند از آن حمله جان سالم بدر برند. اجساد آنان در پشته‌ای که با ۱۵ نیزه احاطه شده بود دفن شدند.

در راه بازگشت به ادوراس، ائومر آراگورن، گیملی و لگولاس را ملاقات کرد. او نام آنها و کارشان در روهان را پرسید و در این بین نزاعی بین ائومر و گیملی در گرفت، تا اینکه آراگورن میانجی‌گری کرد و نام حقیقی اش را گفت و شمشیرش، آندوریل، را به او نشان داد. ائومر به داستان سفر آنها گوش داد، و از تلف شدن گندالف و برومیر و گم شدن دو هابیت جوان مطلع شد. او دو اسب بنام آرود و هاسوفل به آنها داد، و از آنها خواست با برگرداندن اسب‌ها به ادوراس، اعتمادش را پاسخ دهند. در بازگشت به ادوراس، ائومر گریما را برای نزدیک شدن به ائووین تهدید کرد. از این رو گریما او را دستگیر و به سرپیچی از دستورات شاه متهم کرد.

زمانی که گندالف تئودن را از شر گریما خلاص کرد، ائومر نیز آزاد شد. او از دیدن پادشاه که دوباره قدرتش را بدست می‌آورد و اینکه دوباره او را خواهرزاده اش صدا می‌زد بسیار خوشحال بود. با آشکار شدن خیانت گریما، به درخواست گندالف، شاه از کشتنش صرف نظر کرد، اما او را از تالار طلایی بیرون انداختند. تئودن که به وضعیت سرزمینش پی برده بود تصمیم گرفت بی درنگ به سارومان حمله کند. سه نخجیرگر و گندالف همراه شاه و نیروهایش از ادوراس خارج شدند.

روز بعد آنها به کئورل برخوردند، دیده‌وری که توسط ارکنبراند فرستاده شده بود تا به ائومر در مورد مشکلات پیش آمده هشدار دهد. او در مورد حمله نیروهای سارومان، و عقب نشینی روهیریم از گدار آیزن بعد از شکست‌های سنگینشان خبر داد. این خبر تئودن را مجبور کرد تا در استراتژی‌اش تجدید نظر کند. بعد از مشاوره با گندالف او به گودی هلم تاخت تا در آنجا به ارکنبراند بپیوندد، اما جادوگر روهیریم را ترک کرد و گفت دوباره به آنها ملحق خواهد شد.

آنها در شب ۳ مارس به گودی هلم رسیدند و ائومر سرپرستی نیروهای قلعه جهت آماده شدن برای نبردی بزرگ را بر عهده گرفت. محاصره از نیمه‌های شب شروع شد و زمانی که دژکوب‌های آیزنگارد دروازه‌ها را زیر ضربه گرفته بودند، ائومر و آراگورن از دربی مخفی در کنارهٔ شاخ آواز حمله‌ای ناگهانی ترتیب داده و دشمنان را از دروازه دور کردند. در همین حین گیملی، ائومر را که توسط دو اورک گرفتار شده بود نجات داد. نبرد تمام شب ادامه داشت و مهاجمان بیشتری آمدند و نردبان‌هایی بلند بر روی دیوارها گذاشتند. ائومر و آراگورن مدافعانی را که اکثرا دیگر توانی برای ادامه نبرد نداشتند، رهبری می‌کردند. اورک‌ها به کمک یکی از سلاح‌های جدید سارومان یک انفجار در قسمتی از دیوارها ایجاد کردند، که به تخریب شدید دیوار انجامید. بعد از آن انفجار، اورک‌ها غیر قابل توقف بودند و از این رو مدافعان پراکنده شدند. ائومر و گیملی به غارهای درخشان پناه بردند، در حالی که آراگورن و لگولاس به دفاع از شاخ آواز پرداختند.

نبرد شکست خورده به نظر می‌رسید، تا اینکه در هنگام طلوع آفتاب گندالف به همراه ارکنبراند و ۱۰۰۰ مرد پیاده از فولد غربی سررسید. آنها با هم اورک‌ها را از گودی به سمت بیشهٔ مرموزی که در طول شب در آن نزدیکی شکل گرفته بود، عقب راندند.

بعد از نبرد ائومر پادشاهش را برای رفتن به آیزنگارد همراهی کرد. در آنجا سارومان قصد داشت با صدای جادویی‌اش تئودن را بنده خویش بکند، اما تئودن و ائومر هردو به ذات سیاه و مقاصد شوم او پی بردند. تئودن گفت روهان تا زمانی که سارومان و تمام استحکاماتش نابود نشوند، هرگز در آرامش نخواهد بود. سپس گندالف عصای سارومان را شکست و او را از فرقهٔ جادوگران و همچنین شورای سفید بیرون کرد.

نبرد دشت پله‌نور

در ۵ مارس گروه عازم گودی هلم شد. شب هنگام زمانی که همه در حال استراحت بودند، پی‌پین پلانتیر اورتانک را از کنار گندالف که در خواب بود برداشت، به درون آن نگریست و با سائورون مواجه شد. به دلیل خطری که پی‌پین را تهدید می‌کرد، گندالف گروه را بدرود گفت و همراه پی‌پین به سوی میناس تیریت تاخت. سه نخجیرگر و روهیریم راه خود را برای رسیدن به گودی هلم در پیش گرفتند و در ۶ مارس به مقصد رسیدند. آن هنگام آراگورن به درون پلانتیر نگاه کرد و وجودش را برای سائورون آشکار کرد، چیزی که درون آن سنگ دید باعث شد تصمیم بگیرد که برای رسیدن به هدفش رفتن به جاده مردگان را انتخاب کند. ائومر نگران این بود که هرگز او را دوباره نبیند اما آراگورن در جوابش گفت: «در نبرد شاید دوباره همدیگر را ببینیم، هرچند که تمام لشکریان موردور بین ما ایستاده باشند.» و رفت.

ائومر همراه پادشاه به فراخوان دون هارو رفت و در آنجا خواهرش ائووین را دوباره ملاقات کرد. سپس تیر سرخ گاندور که نشانه درخواست کمک بود، توسط چاپاری از گاندور به قرارگاه پادشاه آورده شد و بعد از آن روهیریم با عجله به میناس تیریت تاختند. آنها مسیرهای باریک کوهستانی را انتخاب کردند و در ۱۳ مارس به جنگل دروادان رسیده و به گان-بوری-گان، سردستهٔ دروداین برخوردند. او قبول کرد راهی مخفی را به روهیریم نشان دهد تا بتوانند به موقع در صحنه نبرد حاضر شوند.

بنابراین در سپیده دم ۱۵ مارس روهیریم به زمین نبرد در دشت پله‌نور رسیدند. ائومر اولین ائورد را که باید پرچم شاه را در مرکز جلو می‌برد، رهبری کرد. روهیریم قوی و خشمگین بودند و در اولین هجوم بسیاری از دشمنان را هلاک کردند. هنگامی که شاه سخت مجروح شده بود، تنها کسی که بالای سرش آمد ائومر بود، تئودن قبل از مرگش ائومر را پادشاه سرزمین چابک‌سواران خواند و ائومر و کسانی که در آن نزدیکی بودند بخاطر مرگ وی گریستند. او وقتی که خواهرش ائووین را که در آن نزدیکی روی زمین افتاده بود دید، از خشم لب ریز شد و منتظر آمدن افراد داخل شهر نماند و شروع کرد به کشتن تمام دشمنانی که جلوی رویش می‌دید.

طولی نکشید که ائومر و افرادش توسط دشمن محاصره شدند، اما هیرلوین زیباروی از تپه‌های سبز و ایمراهیل امیر دول آمروت همراه با سواران گاندور به موقع از شهر بیرون آمدند و به یاری روهیریم شتافتند. با این حال دشمنان بیشتری از سمت اوزگیلیات رسیدند، و زمانی که کشتی‌های دزدان دریایی نیز از آندوین آمدند، همه چیز تمام شده به نظر می‌رسید. ائومر باقیمانده افرادش را جمع کرد تا برای آخرین نبرد برابر دزدان دریایی حاضر شود، اما در کمال تعجب آراگورن و افرادش را دید که از اولین کشتی بیرون آمدند.

از این رو نیروهای سائورون با دیدن کشتی‌های خودشان که پر از افراد دشمن بود، پا به فرار گذاشتند، و ائومر و آراگورن همانطور که آراگورن پیشبینی کرده بود دوباره یکدیگر را در میدان نبرد ملاقات کردند.

جنگ با پیروزی آنها به پایان رسید و ائومر دریافت که خواهرش نمرده، اما بشدت مجروح شده و در شفاخانه‌ها بسر می‌برد. او فهمید که مواجهه با شاه نزگول تنها دلیل بیماری او نبوده و ناامیدی درد او را دوچندان کرده‌است. آراگورن ائووین را شفا داد و او با شنیدن صدای برادرش بیدار شد. مریادوک برندی‌باک نیز شفا یافت و ائومر در پاسخ به خدمتش برای تئودن و ائووین، او را یک «شوالیه سرزمین چابک‌سواران» خواند.

روز بعد ائومر در گفتگوی سران غرب شرکت کرد. گندالف گفت که اکنون تنها امید آنها به فرودو بگینز و سم‌وایز گمجی است که برای نابود کردن حلقه سائورون به موردور رفته بودند. گندالف پیشنهاد کرد که آنها باید به دروازه‌های سیاه بتازند تا با این کار سائورون را به خالی کردن سرزمینش برای دفاع از دروازه وادارند، و از این رو فرصتی به حامل حلقه بدهند تا آن را نابود کند. آراگورن پذیرفت و ائومر نیز در جبران کمک بهنگام او در میدان نبرد، موافقت کرد.

در ۱۸ مارس ارتش غرب، گندالف، سه نخجیرگر، و ائومر همراه آنها به دروازه‌های سیاه تاختند. آنها در ۲۵ مارس به آن مکان رسیدند و دست از نبرد نکشیدند تا زمانی که حلقه یگانه نابود شد و سائورون و تمام نیروهایش به هلاکت رسیدند.

بعد از پیروزی بزرگ، آراگورن اردوگاهی در دشت کورمالن در ایتیلین شمالی تشکیل داد و ائومر در جشن پیروزی شرکت کرد. همراه دیگر سران غرب او نیز به میناس تیریت بازگشت و در ۱ مِی شاهد تاجگذاری آراگورن بود. یک هفته بعد او همراه ائووین به روهان بازگشت، سرزمینی که بعد از این ماجراها بشدت نیازمند سازماندهی و توجه بود. قبل از ترک میناس تیریت، ائومر سوگند ائورل را با آراگورن تازه کرد و هردو سوگندی برای اتحاد جاودانه بین روهان و گاندور یاد کردند. ائومر در ماه جولای بازگشت و پیکر شاه تئودن را با خود به ادوراس برد. در ۱۰ آگوست مراسم خاکسپاری تئودن برگزار شد و ائومر نامزدی ائووین با فارامیر، مباشر گاندور و شاهزاده ایتیلین، اعلام کرد. زمانی که مراسم به پایان رسید ائومر مری را هولدواین، «یار وفادار» خواند.

پادشاه سرزمین چابک‌سواران

بعد از سقوط سائورون، پادشاه غرب باز هم باید دشمنان بسیاری را از سر راه بر می‌داشت تا درخت سپید بتواند در صلح و آرامش رشد کند. از این رو ائومر به سوگند ائورل وفا کرد و همراه آراگورن به شرق و جنوب سرزمین میانه تاخت. او به ائومر ادیج یا «ائومرِ خجسته» مشهور شد، زیرا در دوران پادشاهی او روهان خیلی زود از خسارات جنگ خلاص و تبدیل به سرزمینی ثروتمند شد. او با لوتیریل، دختر شاهزاده ایمراهیل از دول آمروث که در مدت اقامتش در گاندور او را دیده بود، ازدواج کرد، و آن دو صاحب پسری شدند و او را الف‌واین زیباروی نامیدند.

در سال ۶۳ دوران چهارم، ائومر از شوالیه‌اش مریادوک برندی‌باک خواست تا او را برای آخرین بار ببیند. مری و دوستش پی‌پین به روهان آمدند و مدتی را در آنجا ماندند. در پاییز همان سال ائومر فوت کرد و پسرش الف‌واین پادشاه روهان شد. ائومر بمدت ۶۵ سال پادشاهی کرد، بیشتر از تمام شاهان روهان، بجزر آلدور پیر.

شخصیت

منابع

«Eomer». مشارکت‌کنندگانِ دانش‌نامه‌ٔ تخصصی تالکین‌گیت‌وی. بایگانی شده از نسخهٔ اصلی در تاریخ ۱۰ آگوست ۲۰۱۰.


سلف:
تئودن
هجدهمین پادشاه روهان
از ۳۰۱۹ دوران سوم تا ۶۳ دوران چهارم
جانشین:
الف‌واین
ابزارهای شخصی
زبان‌های دیگر