نیرنائت آرنوئدیاد

از دانشنامه والیمار
نیرنائت آرنوئدیاد
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
نبرد: نبرد جواهرات (پنجمین نبرد از نبردهای بلریاند)
تاریخ: ۴۷۲ د.ا
مکان: آنفائوگلیت
نتیجه: پیروزی قاطع آنگباند به دلیل خیانت انسان‌ها. ویرانی هیت‌لوم با جایگزینی ایسترلینگ‌ها. اشغال بخش های بیشتری از بلریاند.
طرفهای متخاصم

اتحاد مادروس. شامل اتحادی از نولدور، اداین، ایسترلینگ‌ها و دورف‌ها.

ارتش اورک‌ها، گلارونگ، گوتموگ.

فرماندهان
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
مادروس
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
فینگون
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
تورگون
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
مورگوت
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
گوتموگ
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
گلارونگ
قدرت ها

۱۰۰٬۰۰۰ تا ۱۲۰٬۰۰۰ تن از نولدور و جنگجویان اداین از دور-لومین، ۱۰٬۰۰۰ تن از گوندولینی‌ها تحت فرماندهی تورگون، گروهی از الف‌های نارگوتروند، گروهی از مردمان هالت از بره‌تیل، و ۱ تا ۲۰۰۰ دورف از بله‌گوست، ایسترلینگ‌هایی از خاندان بور.

چندین ارتش از بالروگ‌ها، اورک‌ها و ترول‌ها. همراه با چندین گروه از خائنین ایسترلینگ‌ها

تلفات

خسارتی شدید و سخت بر نولدور، انسان‌های دور-لومین به غیر از هورین، و هزاران اسیر.

تلفاتی سنگین در ابتدای نبرد، اما به طور کلی متوسط

نیرنائت آرنوئدیاد یا "نبرد اشکهای بی شمار" پنجمین نبرد مصیبت بار از سلسله نبردهای بلریاند بود.

تاریخچه

رویدادهای پیش از نبرد

در سال ۴۷۳ از سال‌های خورشید در دوران اول، مادروس تصمیم گرفت تا حمله‌ای را به قصد آنگباند صورت دهد تا شاید بتواند قلمروهای از دست رفته نولدور را از مورگوت باز پس بگیرد. تقریباً دو دهه بعد از شکست نولدور در نبرد داگور براگولاخ، آنها کنترل تمام سرزمین‌های شمال بلریاند را از دست داده بودند، و بسیاری از بازماندگان به شهرهای هیت‌لوم و نارگوتروند پناه آورده بودند. گوندولین هنوز هم بسته و پنهان بود.

نیروهای متخاصم و استراتژی آنها

تمام الف‌های بلریاند، به همراه اداین، دورف‌ها و ایسترلینگ‌های تازه وارد به اتحاد مادروس پیوستند تا با کمک و نیروی یکدیگر مورگوت را شکست دهند. این اتحاد ابتدا بلریاند و دورتونیون را از لوث وجود اورک‌ها پاک کردند و پس از آن برای حمله به تانگورودریم آماده شدند.

نقشه جنگ این چنین بود که نیروهای مادروس از شرق به ارتش آنگباند حمله کنند، سپس نیروهای فینگون از ارد وترین به از حناح غرب به نیروهای مورگوت حمله ببرند.

مادروس باقیمانده پسران فئانور را جمع کرد و الف‌ها و انسان‌های هیمرینگ تحت فرماندهی مادروس و بور و نیز انسان‌های آمون ارب تحت رهبری کارانتیر و اولفانگ نیروهای خود را متمرکز کردند.

فینگون در غرب الف‌ها و انسان‌های هیت‌لوم، الف‌های فالاس، هالادین از بره‌تیل و گروهی که از نارگوتروند آمده بودند و نیز دو نفر از دوریات یعنی به‌لگ و مابلونگ را سازماندهی کرد.

به خاطر اعمال شرورانه کله‌گورم و کوروفین ، دو برادر مادروس، نارگوتروند تنها گروه کوچکی از الف‌ها را که تحت رهبری گویندور بودند به نبرد فرستاد. از دوریات هم تینگول سوگند خورده بود که هیچگاه در کنار پسران فئانور نجنگد، ولی با این وجود تنها دو تن از فرماندهانش به نام‌های به‌لگ و مابلونگ را به نیرد اعزام نمود. با این وجود، تورگون به طور غیر منتظره‌ای با چندین هزار نفر سرباز از گوندولین به نبرد وارد شد و تعداد سپاهیان غرب را دو برابر نمود.

نبرد

اما مورگوت از طریق جاسوسانش از نقشه جنگ با خبر شد، و یکی از جاسوسان وی به نام اولفانگ، که به نولدور خیانت کرده بود، در نبرد مادروس تأخیر انداخت. در این حین گروه کوچکی از اورک‌ها از آنگباند به غرب سپاه حمله کردند. در مقابل دید سپاهیانی که در ارد وترین قرار داشتند، گلمیر برادر گویندور که در نبرد داگور براگولاخ اسیر شده بود، به جلو آورده شده و به طرز وحشیانه‌ای کشته شد. گویندور که از این صحنه خونش به جوش آمده بود دستور حمله داد و همراه با تعداد زیادی از سربازان فینگون به سمت دشمن یورش بردند. خشم آنها به حدی بود که توانستند اورک‌هایی که در غرب سپاه قرار داشتند را نابود کنند و نقشه مورگوت را نقش بر آب کنند.

گفته شده‌است زمانی که گویندور و سپاهیانش به دروازه‌های آنگباند رسیدند، مورگوت بر خود لرزید. آنها دروازه‌ها را شکستند و نگهبانان آنگباند را از لب تیغ گذراندند. اما افسوس که توسط نیروهای مخفی محاصره شدند و تمامی شان یا کشته شدند و یا به اسارت در آمدند. از دروازه‌های پنهان آنگباند هزاران اورک یورش بردند و نیروهای فینگون را از دیوارها به عقب راندند. سپاهیان الف با صدمات فراوان عقب نشینی کردند و بسیاری از انسان‌های هالادین هنگام نبرد از بین رفتند.

تورگون، که اجازه حمله بی پروا را به نیروهایش نداده بود، حالا یورشی ناگهانی را بر سپاهیان اورک وارد آورد. پیاده نظام تورگون به درون خطوط نیروهای آنگباند هجوم برد و به گارد نظامی فینگون پیوست. ملاقات دو برادر در میانه نبرد بسیار انرژی بخش بود.

سرانجام مادروس فرا رسید، ولی پیش از آنکه بتواند به فینگون و تورگون بپیوندد، گلارونگ اژدها و گوتموگ ارباب بالروگ‌ها جلوی او را گرفتند. نیروهای اتحاد هنوز هم می‌توانستند بر نبرد غالب آیند، اما اولدور، پسر اولفانگ و یک خائن، نیروهای خود را برگرداند و از عقب به مادروس حمله کرد، در حالیکه بسیاری از خویشانش از کوه‌ها پایین می‌آمدند و از شرق حمله کردند. نیروهای شرقی که زیر فشار حمله از سه جهت بودند، پراکنده گشتند و تنها دلاوری و شجاعت دورف‌های بله‌گوست بود که توانست آنان را از آن مهلکه نجات دهد. همانطورکه ارباب آنها آزاغال و نیروهایش گلارونگ را عقب می‌راندند، اجازه دادند که پسران فئانور به داخل اوسیریاند بگریزند.

آزاغال و ارتشش با نقاب‌های آهنی قدرتمندی که بر چهره داشتند مبارزه می‌کردند و قادر بودند در برابر آتش بیش از هر الف یا انسان دیگر تاب بیاورند. بعد از مدتی که از نبرد گذشت، گلارونگ آزاغال را زیر پاهایش له کرد اما آزاغال از فرصت استفاده کرد و دشنه اش را به شکم گلارونگ فرو کرد و اژدها از درد به خود پیچید و از میدان فرار کرد در حالیکه صدای جیغش تمام کارزار را پر کرده بود. همراه با او بسیاری از نیروهای مورگوت نیز گریختند. در یک تشییع جنازه موقرانه دورف‌ها رهبر فقیدشان را از زمین بلند کردند، درحالیکه نبرد را فراموش کردند و همگی به صورت دسته جمعی از صحنه نبرد محو شدند. خشم آنان به حدی بود که در میانه راه هیچ کس جرأت نمی‌کرد به آنان نزدیک شود.

تمام این اتفاقات به نیروهای غربی که از سوی اورک‌های بیشماری که گوتموگ آنان را رهبری می‌کرد، کمک نکرد. فینگون در آن مهلکه گیر افتاده بود، و هورین نیز از تورگون درخواست کرد که به گوندولین بازگردند. هور و هورین و دیگر افراد باقیمانده از انسان‌های دور-لومین دیواری انسانی را در مرداب سِرِخ شکل دادند تا مگر بتوانند از طریق این کار زمانی را برای تورگون و دیگر بازماندگان الف‌ها مهیا کنند تا به شمال بازگردند. افرادی که این دیوار انسانی را شکل داده بودند تعداد بسیاری شان از بین رفتند - هور درحالیکه چشمش توسط تیری زهرآگین مورد اصابت قرار گرفته بود بر زمین افتاد اما برادرش هورین پس از اینکه تعداد زیادی از اورک‌ها و ترول‌ها را در پای کوه از بین برد از سوی گوتموگ زنده دستگیر شد.

اتفاقات بعدی و واکنش ها

پیروزی مورگوت تقریباً حتمی بود، زیرا توانسته بود تمام مردم هیتلوم را از بین ببرد و پسران فئانور را نیز از هیمرینگ پراکنده کند. اورک‌های مورگوت تمام بلریاند به جز دوریات ، که هنوز هم توسط حصار ملیان محافظت می‌شد، و نیز بندرگاه‌های فالاس را ویران کرده بودند.

مورگوت به خادمان خود یعنی ایسترلینگ‌ها خیانت کرد ، آنها را در هیتلوم محکوم به مرگ نمود و از اینکه سرزمین‌های حاصلخیز بلریاند را به آنها بدهد سر باز زد. اما مورگوت هنوز هم احساس ترس می‌نمود، از تورگون که حالا پس از مرگ فینگون پادشاه والامقام نولدور شده بود و پس از نجات از نبرد به شهر مخفی خود گوندولین گریخته بود. مطمئن باشید که حملات اتحاد صدمات بسیار سنگینی را بر نیروهای مورگوت وارد آورده بود، و زمان زیادی طول می‌کشید که این ضررها جبران شود و مورگوت بتواند نیروهایش را دوباره تجهیز کند و به نیروی قبلی خود بازگرداند. اما با این وجود تمام صدماتی که مورگوت دیده بود در مقابل صدمات جبران ناپذیری که به اتحاد وارد آورده بود ناچیز بود.


وجه تسمیه

نیرنائت آرنوئدیاد به زبان سینداری عبارت است از : "اشک‌های بی شمار".


نبردهای بلریاند
نبرد اول بلریاند | داگور-نوئین-گیلیات | داگور آگلارب | داگور براگولاخ | نیرنائت آرنوئدیاد | نبرد خشم