میناس تیریت

(تغییرمسیر از میناس‌تریت)
از دانشنامه والیمار
نام ِ میناس تیریت به بیش از یک شخصیت، وسیله یا مفهوم بر‌میگردد. برای دیدن بقیهٔ معانی میناس تیریت (ابهام‌زدایی) را نگاه کنید.
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
میناس تیریت
مشخصات ظاهری
نوعشهر
مکانمنتهی الیه شرقی کوهستان سفید نزدیک آندوین
ساکنینگاندوریان
قلمرو (ها)گاندور ، پادشاهی از نو متحده شده
مشخصات کلی
دیگر نام‌هامیناس آنور ، موندبورگ
ریشه‌یابی نام‌هامیناس: "برج" ، تیریت: "نگهبانی".
اتفاقاتمحاصره میناس تیریت

میناس تیریت (به زبان انگلیسی: Minas Tirith) شهری در فرمانروایی گاندور بود که در ابتدا میناس آنور نام داشت. از سال ۱۶۴۰ دوران سوم به بعد این شهر تبدیل به پایتخت فرمانروایی جنوبی و جایگاه پادشاهان و کارگزاران آن شد.


تاریخچه

میناس آنور

شهر میناس تیریت که در ابتدا میناس آنور ("برج آفتاب") نام داشت، در اصل یک دژ و قلعه نظامی بوده‌است. این شهر در سال ۳۳۲۰ دوران دوم توسط مؤمنان نومه‌نوری ساخته شد. این شهر که همتای غربی میناس ایتیل ("برج ماه") بود، دامنه‌های غربی شهر اوزگیلیات را از گزند آدمیان وحشی کوهستان سفید در امان نگه می‌داشت، همانطورکه میناس ایتیل این شهر را از ورود اهریمنان موردوری حفظ می‌کرد. از اوزگیلیات بود که پسران الندیل به صورت مشترک بر فرمانروایی جنوبی حکم می‌راندند، اما میناس آنور سرای خاندان آناریون و میناس ایتیل نیز جایگاه خاندان ایسیلدور بود. بنابراین زمانیکه هفت سنگ پلانتیری در قلمروهای در تبعید تقسیم شد، یکی از آنها در میناس آنور جای گرفت.

سائورون در سال ۳۴۲۹ دوران دوم به گاندور حمله کرده و میناس ایتیل را تصرف کرد و ایسیلدور را مجبور کرد به شمال نزد پدرش در آرنور فرار کند. در همین زمان آناریون در اوزگیلیات و میناس آنور به مدت پنج سال محاصره شد تا اینکه در آخرین اتحاد الف‌ها و انسان‌ها این محاصره شکسته شد. در سال ۲ دوران سوم ایسیلدور دومین درخت سپید گاندور را به یاد برادرش که در محاصره باراد-دور کشته شده بود در میناس آنور کاشت. از این نقطه زمانی به بعد، پادشاهی گاندور تنها به وارثان آناریون که از اوزگیلیات بر گاندور حکم می‌راندند، اختصاص پیدا کرد.

در سال ۴۲۰ دوران سوم، میناس آنور توسط اوستوهر، هفتمین پادشاه گاندور بازسازی شد و پس از وی مقر پادشاهی از اوزگیلیات به این شهر انتقال یافت. این شهر به مدت هزاران سال به عنوان شهر دوم گاندور به حساب می‌آمد تا اینکه فرمانروایی جنوبی تحت فرمانروایی پادشاهان کشتیران به اوج قدرت خود رسید و پس از آن افول طولانی مدت خود را آغاز کرد. در زمان ستیز خویشاوندی اوزگیلیات به آتش کشیده شد و سنگ پلانتیری آن نیز از بین رفت. از این لحظه به بعد میناس آنور از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار شد. در سال ۱۶۳۶ دوران سوم پایتخت کهن به واسطه شیوع طاعون بزرگ ویران شد به طوریکه جمعیت آن خالی از سکنه شده و رو به ویرانی گذاشت. مدت کوتاهی بعد از این فاجعه، تاروندور به طور کامل خاندان پادشاه را به میناس آنور منتقل کرد.

برای مدت زمانی کوتاه روند نزول فرمانروایی گاندور تحت پادشاهی تاروندور و وارثانش رو به آهستگی گذاشت، هر چند جنگ‌های مداوم و پی در پی با ایسترلینگ‌ها تلفات بیشماری به روی دست آنان گذاشت. در سال ۱۹۰۰ د.س، کالیمه‌تار اولین برج سفید را در قلعه میناس آنور بنا کرد تا سنگ پلانتیری شهر را در آن قرار دهد. اما تنها چند قرن بعد، فرمانروایی ضربه شدیدی را به خود دید. در سال ۲۰۰۲ د.س، میناس ایتیل که سدی مستحکم در برابر نفوذ دشمنان از سرزمین موردور بود، توسط نزگول تسخیر شد. از آن به بعد آن را میناس مورگول نامیده و در مقابل آن میناس آنور نیز به میناس تیریت ، "برج نگهبانی" یا "شهر محافظت شده" ، تغییرنام داد. مدت کوتاهی پس از این واقعه، ائارنیل دوم، آخرین پادشاه گاندور، در دره مورگول به قتل رسید و پادشاهی فرمانروایی جنوبی به دست کارگزاران افتاد.


میناس تیریت

به دنبال فرصتی کوتاه که به واسطه صلح هوشیارانه بوجود آمده بود، گاندور که توسط کارگزاران اداره می‌شد توانست به شیوه‌ای بسیار عالی در مقابل هجوم دشمنان تاب بیاورد: آنان توانستند کنترل ایتیلین و پل‌های مخروبه اوزگیلیات را که بین میناس تیریت و میناس مورگول واقع شده بود به دست بیاورند. نواحی ساحلی که توسط دزدان دریایی اومبار و ایسترلینگ‌های شمالی مورد تاراج قرار گرفته بود پس از مدتی به دست گاندوریان افتاد. برج دیده بانی میناس تیریت تحت رهبری اکته‌لیون اول مرمت شد، وی کسی بود که برج سفید را بازسازی نمود و از آن پس این برج نام وی را بر خود داشت. اما در زمان رهبری بیست و یکمین کارگزار یعنی بلک‌تور دوم، درخت سپید گاندور از بین رفت و دیگر بذری یافت نشد که جانشین آن باشد.

در دوران سلطنت اکته‌لیون دوم، میناس تیریت در مقابل موردور تقویت شد و این زمانی بود که سائورون به طور علنی اعلام موجودیت کرد. از این زمان به بعد بود که آراگورن، پادشاه آینده گاندور و آرنور، به شهر آمد و با نام تورونگیل کارهای بزرگی انجام داد.


نبرد حلقه


در دوران نبرد حلقه، فشار حملات موردور به طور مستقیم متوجه گاندور و میناس تیریت بود. در روز ۱۰ مارس ۳۰۱۹ د.س کایر آندروس سقوط کرده و در روز ۱۲ مارس همان سال، گروهی که توسط فارامیر رهبری می‌شد مجبور به عقب نشینی از مواضع دفاعی خود در اوزگیلیات شدند. تلاش‌هایی برای بازسازی راماس اخور صورت گرفت، اما این کار خیلی دیر انجام پذیرفت. دشمن توانست با گذر از آندوین دشت پله‌نور را زیرپا گذاشته و میناس تیریت را با نیروهای عظیمی از اورک‌ها و ایسترلینگ‌ها که توسط پادشاه جادوپیشه رهبری می‌شدند، محاصره کنند. نیروهای شهر رو به کاهش گذاشته بودند و مدافعان آن نیز امید کمی به پیروزی داشتند؛ در ۱۵ مارس دروازه بزرگ شکسته شد و آخرین کارگزار یعنی دنه‌تور دوم در کمال ناامیدی خود را به آتش کشید. اما گندالف در این میان حضور داشت، و پس از دنه‌تور پسر وی یعنی فارامیر مسئول دفاع از میناس تیریت شد. روهیریم با رهبری تئودن به کمک نیروهای شهر آمدند و آراگورن نیز همراه با ارتشی که از سمت بندر پلارگیر آمده بودند به یاری آنان شتافتند. ایمراهیل، شاهزاده دول آمروت نیز با یورشی برق آسا توانست به کمک دو سپاه دیگر بپیوندد. این سه سپاه کمکی توانستند با کمک یکدیگر در نبرد دشت‌های پله‌نور محاصره شهر را به طور کامل بشکنند.


دوران چهارم

در ۱ می ۳۰۱۹ د.س، آراگورن که از نبرد مورانون پیروز باز می‌گشت، در دشتی بیرون از میناس تیریت تاج گذاری کرد و با عنوان پادشاه اله‌سار وارد شهر شد. در ۲۵ ژوئن وی توانست بذری از درخت نیملوت را که در بخشی مخفی از کوه میندولویین قرار داشت کشف کند. این بذر که چهارمین درخت سپید گاندور بود، در حیاط اصلی قصر به بار نشست.

تحت پادشاهی اله‌سار، میناس تیریت از نو بازسازی و مرمت شد: دروازه بزرگ با میتریل و فولاد دوباره ساخته شد، خیابان‌های شهر با مرمر سفید سنگفرش شده و باغ‌های زیبایی در سرتاسر شهر تعبیه گشت. این کار توسط دورف‌های غارهای درخشنده که توسط گیملی رهبری می‌شدند انجام شد، و الف‌های جنگلی نیز توسط لگولاس به شهر آورده شدند.

جغرافیای مکانی

میناس تیریت بر روی تپه گارد و در دامنه جلویی کوه میندولویین قرار دارد و از طریق یک شانه راه باریک به بخش اصلی کوه متصل است. این شهر از سمت شرق در مقابل اوزگیلیات قرار داشته و دشت پله‌نور آنرا احاطه کرده‌است. شهرهای حاصلخیز پایین دستی در سرتاسر دیوارهای آن به خصوص در مقابل دیوار بزرگ راماس اخور قرار گرفته‌اند.

این شهر بر روی یک تپه بگونه‌ای بنا شده‌است که از هفت طبقه یا لایه مجزا تشکیل شده و طبقه آخر آن به برج نگهبانی ختم می‌شود. دیوار بیرونی که اوترام نام دارد رنگی سیاه داشته و جنس آن مشابه سنگ‌های برج اورتانک است. اوترام تنها در مقابل زلزله‌ای آسیب پذیر است که بتواند زمین روی آن را بشکافد.

هر طبقه نسبت به طبقه پایینتر خود ۱۰۰ فوت یا ۳۳ متر اختلاف سطح دارد و توسط دیوار سفیدی احاطه شده‌است و در هر دیوار نیز دروازه‌ای قرار دارد. هر دروازه به جهت‌های مختلفی باز می‌شوند تا بتوانند میزان آسیب پذیری هر طبقه را تا حد امکان پایین بیاورند. مسیرهای پیچ در پیچی که از دورن شهر می‌گذرند پنج مرتبه از درون تونل‌های محتلفی می‌گذرند.

طبقه اول شامل راث کلرداین است، خیابانی با سنگفرش سفید که دارای یک مهمانخانه قدیمی می‌باشد.

طبقه ششم دارای اسطبل‌هایی برای سوارکاران و یک شفاخانه است. این طبقه همچنین شامل فن هولن است، دری که معمولاً بسته بوده و به راث دینن منتهی می‌شود، شانه صخره‌ای که به تپه و بخش اصلی کوه میندولویین متصل بوده و از طریق آن می‌توان به طبقه پنجم راه یافت و با یک خاکریز مستحکم تجهیز شده‌است. در این مکان مقبره پادشاهان گاندور و کارگزاران آن قرار دارد. بالاترین تونل در مهمیز صخره حفر شده و از سمت دیگر آن می‌توان به بخش شرقی تپه دسترسی پیدا کرد؛ نگهبانان سیتادل دروازه هفتم که ۷۰۰ پا پایینتر از آن با دروازه بزرگ در یک امتداد قرار دارد از آن محافظت می‌کنند. این بخش مقاوم ترین بخش شهر است و با دیوارهای بلندی احاطه شده‌است.

سیتادل یا برج دیده بانی محل حیاط آبفشان و برج اکته‌لیون است که ارتفاع آن به ۱۰۰۰ پا یا ۳۳۰ متر می‌رسد. پیش از ساخت برج، درخت سپید در حیاط اصلی قرار داشت. این محل همچنین کاخ پادشاه و نیز سرای کارگزان آن نیز بود. همچنین سربازخانه و ساختمان مهمانان و کارگزان نیز در این محل قرار داشت.