الف

(تغییرمسیر از مردم ستارگان)
از دانشنامه والیمار
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
الف
قلمروهاکوئیوینن، تیریون، تانیکوئتیل، فورمه‌نوس، آلکوالونده، تول ائریسیا، دوریات، فالاس، هیت‌لوم، اوسیریاند، وینیامار، نارگوتروند، گوندولین، اده‌لوند، کوه‌های سیریون، جزیره بالار، لیندون، الدالونده، اره‌گیون، لوتلورین، ریوندل، میرک‌وود و ایتیلین
زبان‌هاکوئنیایی و سینداری با گویش‌های مختلف
قد متوسطبلندقامت
رنگ پوستسفید تا سبزه
رنگ موطلایی، مشکی، قهوه‌ای، قرمز و به ندرت نقره‌ای
خصوصیاتتقریباً نامیرا، مبتکرین خط و دیگر هنرها
طول عمربه اندازه عمر آردا
اعضااینگوه،تینگول،فینوه،فئانور،گالادریل

در افسانه تالکین الف‌ها یکی از نژادهایی هستند که در آردا زندگی می‌کنند. آنها در هابیت (کتاب)، ارباب حلقه‌ها (کتاب) ظاهر می‌شوند، اما تاریخچه کامل آنها به طور مفصل در سیلماریلیون تشریح شده‌است. تاریخچه دیگر آنها در کتاب‌های دیگر این نویسنده نظیر داستان‌های ناتمام (Unfinished Tales) و تاریخ سرزمین میانه (The History of Middle-Earth) آورده شده‌است.

تاریخچه

مبداً

در ابتدا، در دهه‌های ۱۹۱۰ و ۱۹۲۰، اینگوه (Ingwëفینوه (Finwë) و الوه (Elwë) قدیمی ترین الف‌ها بودند. تا سالهای ۱۹۵۹ و ۱۹۶۰ تالکین داستان‌های مفصل تری از بیداری الف‌ها نوشت، که آنرا کوئیوین یارنا نامیده شد. حال اینگوه، فینوه و الوه اولین سفیران و پادشاهان الف‌ها بودند.

بر اساس متون اولیه، الف‌های اولیه توسط ارو ایلوواتار در کنار ساحل کوئیوینن (Cuiviénen) در زمان سالهای درختان در دوران اول بیدار گشتند. آنها زمانی که آسمان با نور ستارگان روشن می‌شد و ماه و خورشید به تازگی خلق شده بودند، بیدار شدند. الف‌های اولیه که بیدار شدند، سه جفت بودند: ایمین (Imin) «اول» و همسرش ایمینیه (Iminyëتاتا (Tata) «دوم» و همسرش تاتیه (Tatië) و انل (Enel) «سوم» و همسرش انه‌لیه (Enelyë).

ایمین، تاتا و انل و همسرانشان به یکدیگر ملحق شده و به سمت جنگل‌ها روانه شدند. آنها به جفت‌های شش تایی، نه تایی و دوازده‌هایی از الف‌ها برخوردند، و هر رئیس خاندان مدعی جفت‌ها شد. حال شصت الف در کنار رودخانه‌ها زندگی می‌کردند و آنها شعر و موسیقی را در سرزمین میانه ابداع کردند. در سفرهایی که داشتند، آنها به هیجده جفت از الف‌ها برخوردند که در حال تماشای ستارگان بودند و تاتا رهبری آنها را به عهده گرفت. آنها بلندقامت و سیاه مو بودند و پدران اکثر نولدوها می‌باشند. حال نود و شش الف موجود کلمات جدیدی را ابداع کردند. در ادامه سفرشان، آنها بیست و چهار جفت الف را یافتند، که بدون زبانی خاص آواز می‌خواندند، و انل آنها را به مردمانش افزود. آنها اجداد کسانی هستند که لیندار (Lindar) یا لینداها «خوانندگان» که بعدها تله‌ری (Teleri) نامیده شدند بودند. آنها دیگر الفی را نیافتند؛ مردمان ایمین کوچکترین گروه بودند، که اجداد وانیاها (Vanyar) بودند. تمام الف‌ها ۱۴۴ نفر بودند. به دلیل اینکه الف‌ها در گروه‌های ۱۲ تایی بودند، ۱۲ عدد پایهٔ آنها و ۱۴۴ بزرگترین عدد آنها شد (برای مدتی طولانی) و حتی هیچ یک از زبانهای الفی بعدی نیز نام مشترکی برای عدد بزرگتر نداشتند.

آنها توسط اورومه که یک والار بود پیدا شدند و او نیز خبر بیداری آنها را به والینور رساند.

در سیلماریلیون آمده‌است که ملکور، ارباب تاریکی، هم اکنون تعدادی از الف‌های آواره را زندانی کرده و اندام آنها را تغییر داده و به اورک تبدیل نموده‌است. هر چند تالکین بعدها از این تفسیر خوشش نیامد، و آغاز جدیدی را برای اورک‌ها متصور شد.


جدایی الف ها

خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
جدایی الف‌ها از یکدیگر

والاها تصمیم گرفتند تا الف‌ها را به والینور دعوت کنند،به جای اینکه آنها را در جاییکه برای اولین بار بیدار شده بودند ، رها کنند، یعنی نزدیک دریاچه کوئیوینن در منتهی الیه شرقی سرزمین میانه.آنها اورومه را برای این کار فرستادند تا اینگوه، فینوه و الوه را به عنوان سفیر به والینور بیاورد.

در بازگشت به سرزمین میانه، اینگوه، فینوه و الوه بسیار راغب بودند که سفر به والینور را آغاز کنند. بخشی از الف‌ها با مهاجرت موافق نبودند و آنهایی که میلی به مهاجرت نداشتند به آواری‌ها (Avari) شهرت یافتند یعنی «بی تمایلان». بقیه الدار نامیده شدند یعنی «مردمان ستارگان» و اینگوه، فینوه و الوه را به عنوان رهبران خود انتخاب کرده و به ترتیب وانیاها، نولدورها و تلری‌ها نامیده شدند. در راه سفر، برخی از تلری‌ها از کوهستان مه ترسیدند و از آن گذر نکردند. آنها به عقب برگشته و در دره‌های آندوین ساکن شدند. از آن پس به آنها ناندوها گفته می‌شود. آنها توسط لنوه رهبری می‌شدند.

اورومه دیگران را از کوهستان مه و ارد لیندون به سمت بلریاند راهنمایی کرد. در آنجا الوه گم شد و تلری‌ها باقی ماندند تا به دنبال او بگردند. وانیاها و نولدوها به سمت جزیره شناور حرکت کردند که توسط اولمو به سمت والینور برده می‌شد.

بعد از سالها، اولمو به بلریاند بازگشت تا به دنبال باقیمانده تلری‌ها بگردد. به این دلیل که الوه هنوز پیدا نشده بود، بخش اعظمی از تلری‌ها برادر او اولوه (Olwë) را به عنوان رهبر انتخاب کردند و همراه با اولمو به سمت والینور روانه شدند. با این حال، بخشی از تلری‌ها باقی ماندند تا به جستجوی الوه ادامه دهند. و بقیه که در سواحل مانده بودند توسط اوسه فرا خوانده شدند. آنها گیردان (Gírdan) را به عنوان رهبر برگزیدند و از آن پس فالاتریم (Falathrim) نامیده شدند. تمام تلری‌هایی که در بلریاند باقی ماندند، بعدها به سیندار (Sindar) شهرت یافتند.


تبعید

در والینور، فئانور پسر فینوه، بلندمرتبه ترین نولدور، سیلماریل‌ها را ساخت. که در آن بخشی از نور دو درخت که والینور را روشن می‌ساختند، قرار داشت. پس از سه دوران، در تالارهای ماندوس، ملکور از بند آزاد شد. او شرارتش را گسترش داد و در نهایت فینوه را به قتل رسانده و سیلماریل‌ها را به سرقت برد. از آن پس بود که فئانور او را مورگوت یا «دشمن سیاه» نامید. فئانور و پسرانش سوگند خوردند که سیلماریل‌ها را بازگردانده و ارتش بزرگ نولدو را به سمت بلریاند رهبری کنند.


نبردهای بلریاند

در بلریاند، الوه سرانجام پیدا شد و با ملیان که یک مایار بود ازدواج کرد. او ارباب بزرگ بلریاند شد و از آن پس خود را تینگول (Thingol) (به سینداری، ردای خاکستری) نامید. بعد از نبرد اول بلریاند هنگام اولین طلوع ماه، نولدور به بلریاند رسیدند. آنها دژ مستحکم مورگوت یعنی آنگباند را محاصره کردند، اما در نهایت شکست خوردند. ائارندیل دریانورد (Eärendil the Mariner) که یک نیم‌الف از خاندان فینوه بود، به سمت والینور حرکت کرد تا از والاها درخواست کمک کند. پس از محکومیت نولدوها پایان یافت و نبرد خشم (War of Wrath) شروع شد که در آن مورگوت در نهایت سرنگون شد.

دوران دوم و سوم

بعد از جنگ نهایی، والار سعی کردند تا الف‌ها را به والینور بازگردانند. بسیاری موافقت کردند اما برخی نیز ماندند. در دوران دوم، آنها قلمروهای لیندون (Lindonاره‌گیون (Eregion) و میرک‌وود (MirkWood) را بنا نهادند. سائورون، خادم پیشین مورگوت، جنگی را بر علیه آنها راه انداخت، اما الف‌ها با کمک نومه‌نوریان آنها را شکست دادند.

طی دوران دوم و سوم، آنها چند قلمرو که با حلقه‌های قدرت محافظت می‌شدند برپا نمودند، اما پس از نبرد حلقه قدرت آنها رو به افول گذاشته و اکثر الف‌ها سرزمین میانه را به قصد والینور ترک گفتند.

پس از نابودی حلقه یگانه، قدرت حلقه‌های سه گانه الف‌ها نیز پایان یافت و دوران آدمیان شروع شد. الف‌هایی که در سرزمین میانه باقی مانده بودند، رو به افول گذاشتند و طبق گفته‌های گالادریل آنها افرادی روستایی و غارنشین شدند و از قدرت و نجابت باستانی آنها دیگر چیزی باقی نماند.

در بخش‌های مختلفی از ارباب حلقه‌ها گفته می‌شود که وجود الف‌ها در سرزمین میانه تا اوائل دوران چهارم نیز ادامه یافته‌است. الادان و الروهیر پسران الروند، پدر خود را هنگامی که با کشتی سفید حلقه را حمل می‌کردند، همراهی نکردند و ارباب بزرگ نولدوها این حلقه را از جنگل خاکستری (لیندون) به سمت والینور برد. گفته می‌شود که آنها برای مدت‌های طولانی در لیندون باقی ماندند. کله‌بورن در اواخر دوران سوم بخش‌های اعظمی از میرک وود را به قلمرو خود یعنی لورین (سرزمین میانه) (Lórien) افزود، اما تالکین اظهار می‌دارد الف‌هایی که تا آن زمان در لورین ساکن بودند بالاخره سرزمین میانه را به قصد والینور ترک گفتند.

همچنین تالکین می‌گوید، الف‌هایی که در زمان پادشاهی السار به سمت ایتیلین (Ithilien) حرکت کردند، به او در بازسازی گاندور کمک کردند. سرانجام آنها در جنوب ایسیلین در امتداد سواحل آندوئین ساکن شدند. همچنین گفته شده‌است که الف‌ها به زندگی خود در جنگل خاکستری ادامه دادند، حداقل در یک دورهٔ خاص. تالکین می‌گوید، سم‌وایز گمجی هنگام ترک الروند به سمت این جنگل‌ها روانه شد. و می‌افزاید که برخی از الف‌ها ممکن است در میتلوند (Mithlond) باقی مانده باشند. در ارباب حلقه‌ها گفته شده‌است که لگولاس بعد از مرگ السار قایقی ساخت و با آن به سمت والینور روانه شد.

در داستان آراگورن و آرون ، تالکین سرزمین میانه را اینگونه به تصویر می‌کشد که اکثر الف‌ها آنجا را ترک گفته‌اند. اکثر آنهایی که باقی مانده‌اند در میرک وود ساکنند و بخش کوچکی از آنان نیز در لیدون زندگی می‌کنند. آراگورن از باغ‌های خالی الروند در ریوندل سخن به میان می‌آورد. به طور واضح تر، بعد از مرگ عمدی السار، آرون به سمت لورین روانه می‌شود که کاملاً خالی از سکنه بود و در آنجا جان خودش را در اندوه و سکوت از دست می‌دهد.

منابع

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Elf»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد. (بازیابی در ۱۵ آگوست ۲۰۱۰).