فئانور

از دانشنامه والیمار
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
فئانور
نولدو
زندگی‌نامه
نام کوئنیاییکوروفینوه ، فئانارو
عناوینپادشاه بلندمرتبه نولدور
تاریخ و محل تولد۱۱۶۹ سال‌های درختان
قلمروتیریون، فورمه‌نوس
مرگ۱ د.ا
سن در هنگام مرگ۳۱۷۱ سال
اطلاعات شخصی
جنسیتمرد
والدینفینوه و میریل سرینده
همسرناردانل
فرزندانمادروس ، ماگلور ، کله‌گورم ، کارانتیر ، کوروفین ، آمرود ، آمراس
رنگ مومشکی

فئانور (به زبان انگلیسی: Fëanor) شاهزاده قوم نولدور و بزرگترین و موردعلاقه ترین پسر فینوه بود. او قدرتی فوق العاده در کلام و دست داشت و بیشتر به عنوان یک صنعتگر، جواهر ساز و جنگنده شناخته می‌شد. فئانور سیلماریل‌ها را ساخت که معروف ترین کار او می‌باشند، همچنین پلان‌تیرها و چراغ‌های فئانوری، دیگر ساخته‌های او می‌باشند. او همچنین نوشته‌های تنگوار را ابداع کرد. فئانور دشمن شماره یک مورگوت بوده و سوگند هولناک او به طور مستقیم منجر به پیروزی‌ها و تراژدی‌های بزرگی در دوران اول شد.

تاریخچه

زندگی در تیریون

خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد

فئانارو کوروفینوه (نام کوئنیایی فئانور) بزرگترین پسر فینوه پادشاه بلند مرتبه نولدور و همسرش مریل سرینده است. او در هنگام تولد انرژی بسیار زیادی از مریل گرفت و باعث شد که مریل نتواند به مانند قبل زندگی کند و به لورین برود و سرانچام در آنجا روحش از بدنش بیرون آمد و جان داد. فینوه دوباره ازدواج کرد، و صاحب دو پسر دیگر به نام‌های فین‌گولفین و فینارفین و نیز دو دختر به نام‌های فیندیس و ایریمه شد. فئانور با ناردانل دختر ماهتان ازدواج کرد و صاحب هفت پسر شد به نام‌های : مادروس ، ماگلور ، کله‌گورم ، کارانتیر ، کوروفین ، آمرود ، آمراس.

در این زمان، ملکور نیرومندترین والار و منبع و منشأ بدی، توسط والاها در بند شده بود تا در مورد کارهای بدش تفکر کند. او بخشیده شد و در والینور ساکن شد، اما قصد این را کرد که نولدوها را آلوده کرده و آنها را خصوصاً فئانور تبدیل به واسطه‌ای برای نیت‌های شرش کند. اما فئانور که بخشی از نقشه ملکور بود، به شدت از ملکور متنفر بود.

فئانور در بزرگترین دستیابی اش، توانست نور دو درخت را گرفته و سه جواهر سیلماریل که به جواهرات بزرگ نیز معروف است را بسازد. او علاقه بسیار زیادی به این جواهرات داشت، و این ظن در او ایجاد شد که والاها و دیگر الداها به آن چشم دوخته‌اند. او یا با خودبینی و غرور زیاد آنها را نشان می‌داد و یا با حسادت از آنها حفاظت می‌کرد و تنها به خانواده درجه اولش اجازه می‌داد به آن نزدیک شوند.

دشمنی با فین‌گولفین

خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
فئانور فین‌گولفین را تهدید به مرگ می‌کند

ملکور با اشتیاق فراوانی خواستار سیلماریل‌ها بود و از رشد فئانور متنفر بود، اما والاها از نیت واقعی ملکور اطلاع نداشتند. ملکور بر روی فطرت و غرور فئانور کار کرد تا او را متقاعد کند که فین‌گولفین برادر ناتنی او نه تنها می‌خواهد جایگاهش به عنوان وارث فینوه را غصب کند بلکه می‌خواهد جواهرات را برای خودش به دست آورد. نفرت فئانور از فین‌گولفین تا حدی پیش رفت که او را تهدید به مرگ کرد. (این اولین بار بود که نولدوها شروع به ساخت سلاح کردند) به خاطر این کار، والاها او را به فورمه‌نوس تبعید کردند. او گنجینه‌های مورد نیاز، از جمله سیلماریل‌ها را برداشت و در یک جعبه قفل شده قرار داد. فینوه هم برای نشان دادن پشتیبانی از پسرش با او به فورمه‌نوس رفت.

والاها فهمیدند که پشت کارهای فئانور ملکور قرار دارد. آنها تولکاس را برای زندانی کردن ملکور فرستادند اما نتوانستند او را پیدا کنند. ملکور برای مدت‌های طولانی دیده نشد، اما ناگهان از فورمه‌نوس سر در آورد. از آنجاییکه در غیبت فینوه و فئانور فین‌گولفین پادشاه شده بود، به نظر می‌رسید که دروغ‌های ملکور حقیقت داشته‌اند. ملکور بار دیگر سعی کرد تا فئانور را متقاعد کند، اما اشتباه کرد و فئانور به هدف اصلی ملکور که همان دستیابی به سیلماریل‌ها بود پی برد. پس در را به روی ملکور بست و ملکور در عصبانیت کامل آنجا را ترک کرد. وقتی والاها از این درگیری اطلاع حاصل کردند، باز هم سعی کردند تا ملکور را بیابند. اما مشخص بود که ملکور از والینور رفته‌است. او به شمال گریخته بود اما دوباره به جنوب بازگشت.


دزدیده شدن سیلماریل ها

بعد از مدتی والاها سعی کردند اختلافی را که بین فئانور و فین‌گولفین پیش آمده را برطرف کنند و او را به والینور دعوت کردند. فین‌گولفین دست خود را به طرف برادر ناتنی اش دراز کرد تا او را به عنوان برادر بزرگتر مورد احترام قرار دهد اما فئانور با اکراه و لجاجت آن را پذیرفت.

در این زمان، ملکور به آواتار در جنوب آمان گریخته بود تا به دنبال اهریمن عنکبوت شکل یعنی آنگولیانت بگردد. آنگولیانت به ملکور کمک کرد تا دو درخت را نابود کنند و تاریکی را به والینور بیاورند. ملکور و آنگولیانت به سمت فورمه‌نوس رفتند، فینوه را کشتند و تمام جواهرات از جمله سیلماریل‌ها را دزدیدند. آنها از هلکاراکسه یا «یخ‌های تیز» گذشتند و به شمال سرزمین بلریاند در سرزمین میانه رفتند.

به نقل یکی از پیامرسانان، ملکور در حالیکه در یک ابر غیر قابل نفوذ در حال حرکت بود، به سمت فورمه‌نوس، جایگاه فئانور رفته بود. فینوه پادشاه بلندمرتبه با او جنگیده و شکست خورده بود. او اولین الفی بود که در والینور کشته می‌شد. ملکور شهر را غارت کرده و تمام جواهرات از جمله باارزش ترین آنها را دزدیده بود.


خویشاوندکشی

خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
جنگ میان نولدوها و تلری‌ها بر سر کشتی در آلکوالونده

والاها و الداها اکنون وسعت خیانت ملکور را می‌دانستند. فئانور وقتی از کشته شدن پدرش و نیز دزدیده شدن سیلماریل‌ها اطلاع حاصل کرد، از آن پس ملکور را «مورگوت» یا «دشمن سیاه» نامید. حال فئانور، پادشاه جدید نولدوها ، سخنرانی تحریک آمیزی را انجام داد که تا به حال در سرتاسر آردا انجام نشده بود، که سهواً با آلودگی مورگوت لبریز شد. او مورگوت را به شدت سرزنش کرد، اما به دلیل تأثیرات ملکور بر او، والاها را نیز به خاطر اعمال مورگوت مورد سرزنش قرار داد. فئانور اکثریت مردمش را ترغیب کرد که به این دلیل که والاها آنها را تنها گذاشته‌اند، پس باید از او تبعیت کرده و به سرزمین میانه بروند تا با ارباب تاریکی مبارزه کنند. سپس او سوگند معروفش را خورد و به همراهش هفت پسر او نیز اعلام آمادگی کردند. آنها سوگند خوردند که با هر کس یا هر چیزی - چه الف، انسان، والا یا مایا - که سیلماریل‌ها را در اختیار داشته باشد، بجنگند و حتی ایلوواتار را نیز به عنوان شاهد گرفتند. این سوگند موجب درگیری‌ها و منازعات بیشتری شد و به دنبال آن تراژدی‌های بزرگی برای پسران او اتفاق افتاد.

فئانور در حالیکه دنبال راهی برای رفتن به سرزمین میانه بود، به سواحل آمان رسید. در آنجا دریانوردان تلری زندگی می‌کردند. فئانور از آنها درخواست کشتی هایشان را کرد. وقتی تلری‌ها از دادن و یا قرض دادن کشتی هایشان ممانعت کردند، فئانور به نولدوها دستور داد تا به زور کشتی‌ها را به دست بیاورند. تلری‌ها مقاومت کردند و در این جنگ بسیاری از نولدوها و تلری‌ها کشته شدند.

فینارفین پسر سوم فینوه از این کار توبه کرد، و همراه با مردمش بازگشتند. آنها از سوی والاها مورد بخشش قرار گرفتند و فینارفین به عنوان پادشاه نولدوها انتخاب شد.

تبعید به سرزمین میانه

خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
سوزاندن کشتی‌ها توسط نولدوها در لوسگار

کشتی‌های زیادی برای بردن تمام نولدوها به آن طرف دریا وجود نداشت. پس فئانور و پسرانش اولین گروه را رهبری کردند. پس از رسیدنشان به لوسگار، در سرزمین لاموت در منتهی الیه غرب بلریاند، که زمان زیادی از عبور مورگوت و آنگولیانت از آنجا نمی‌گذشت، آنها تصمیم گرفتند که کشتی‌ها را آتش بزنند و فین‌گولفین و همراهانش را در آنجا تنها بگذارند. هر چند، فئانور پسرش آمراس را تصادفاً در کشتی جا گذاشت و او را زنده زنده سوزاند. زمین در آن دوران هنوز صاف بود، بنابراین دیگر نولدوها شعله آتش را از دور دیدند و دریافتند که اگر آنها می‌خواهند به سرزمین میانه بروند، راه دیگری جز عبور از هلکاراکسه وجود ندارد. آنها این کار را تحت رهبری فین‌گولفین انجام دادند، و در طی مسیر تلفات و مشقت‌های زیادی را تحمل کردند. همین درد و رنج‌ها باعث شد که نفرت و کینه آنها از فئانور و پسرانش به حد زیادی بالا برود.

خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
نبرد فئانور با گوتموگ ارباب بالروگ‌ها

وقتی مورگوت از رسیدن فئانور و پسرانش اطلاع حاصل کرد، نیروهایش را از آنگباند عازم جنگ با نولدوها کرد و به سپاهیان فئانور در میتریم حمله برد. این نبرد داگور-نویین-گیلیات یا «نبرد زیر نور ستارگان» نام دارد زیرا آن موقع هنوز خورشید و ماه بوجود نیامده بودند. نولدوها جنگ را به نفع خود به پایان بردند و نیروهای مورگوت را پراکنده کردند. فئانور که هنوز هم به شدت از دست مورگوت عصبانی بود، به ارتشش دستور داد تا به سمت آنگباند حرکت کنند. او تا تیررس آنگباند نیز نزدیک شد، اما با نیروی بالروگ‌ها روبرو شد، در حالیکه تنها چند الف اطراف او بودند. او با رشادت زیادی جنگید، اما از گوتموگ ارباب بالروگ‌ها صدمات بسیار زیادی دید.

پسران او همراه با بسیاری از الف‌ها به جنگ با بالروگ‌ها رفتند و آنها را به عقب راندند. با این حال که فئانور از صحنه نبرد بیرون آورده شد، اما می‌دانست که زخم‌های موجب مرگش می‌شوند. او سه بار آنگباند را نفرین کرد و در حالیکه آخرین نفس‌هایش را می‌کشید این را نیز می‌دانست که الف‌ها، بدون کمک ، هرگز قادر نخواهند بود که برج‌های تاریکی را فرو بریزند. در همین زمان روح آتشین او از بدنش خارج شد و موجب خاکستر شدن بدنش شد.

پسران او همچنان بر سر سوگندشان بودند تا سیلماریل‌ها را به دست بیاورند. این سوگند آنها آغازگر اتفاقات بسیاری در سرزمین میانه در دوران اول بود.

شجره نامه

 
 
ماهتان
 
مریل سرینده
 
 
 
فینوه
 
 
 
ایندیس
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ناردانل
 
 
 
فئانور
 
 
 
 
 
 
فیندیس
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
مادروس
 
 
 
 
 
 
 
فین‌گولفین
 
 
 
 
 
 
ماگلور
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کله‌گورم
 
 
 
 
 
 
 
ایریمه
 
 
 
 
 
 
کارانتیر
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کوروفین
 
 
 
 
 
 
 
فینارفین
 
 
 
 
 
 
آمرود
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آمراس
 
کله‌بریمبور
 


سلف:
فینوه
دومین پادشاه بزرگ نولدور
۱۴۹۵ تا ۱۴۹۷ سالهای درختان
جانشین:
فین‌گولفین

منابع