سیندار

از دانشنامه والیمار
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
سیندار
قلمروهادوریات ، فالاس ، نان‌الموت و بخش اعظمی از بلریاند
زبان‌هاسینداری
قد متوسطبلندقامت
رنگ پوستسفید
رنگ مومعمولاً تیره
خصوصیاتخوانندگان، شکارچیان و کشتی سازان ماهری بودند
طول عمرنامیرا
اعضاالوه ، لوتین ، دائرون ، مابلونگ ، کردان ، به‌لگ ، اوروفر ، لگولاس و تراندوییل

سیندار (به زبان انگلیسی: Sindar) (به معنای "مردمان خاکستری" و جمع سیندا) الف‌هایی از تبار تلری بودند. آنها را همچنین "الف‌های خاکستری" نیز می نامند. زبان آنها سینداری می باشد. پادشاه دوریات ، الوهتینگول و فرزندش دیور پادشاهان بلندمرتبه سینداها بودند.

سینداها خاکستری بودند شاید به خاطر اینکه وارد سرزمین والینور نشده بودند و جزو الف های نورانی نبودند. اما آواری نیز نبودند بلکه دعوت والاها برای سفر به والینور را پذیرفتند و عازم سفر شدند (پس از این لحاظ آنها جزو الداها محسوب می شوند). همچنین در بعضی جاها آنها را "الف های توییلات" نیز می نامند. واژه خاکستری می تواند اشاره به ردای خاکستری الوه تینگول نیز داشته باشد. کلمه سیندار در واقع یک کلمه سینداری نیست، بلکه واژه ای کوئنیایی است که توسط تبعیدشدگان نولدوری ابداع شده بود. به آنها لیندار نیز می گویند، نامی تلری که آنها بر خود گذاشتند. نام دیگری که سیندارها بر خود می گذاشتند Edhil نیز بوده است (به معنای الف ها)

تلری ها بزرگترین گروه از الداها بودند. آنها دو پادشاه داشتند، برادرانی به نام های الوه (Elwë) (به زبان سینداری الوه تینگول نامیده می شد) و اولوه (Olwë). هنگامیکه تلری ها در ایام کوئیوینن به بلریاند رسیدند، الوه در جنگل های آنجا گم شد. در جنگل های نان الموت او ملیان را ملاقات کرد که یک مایار بود. آنها عاشق یکدیگر شدند، تینگول فریفته او شد و چندین سال در جنگل های نان الموت ایستاده محو در ملیان شد.

در آن زمان، اولوه و بسیاری از تلری های دیگر نمی توانستند بیش از آن منتظر الوه بمانند، و بدون الوه آنجا را به مقصد آمان ترک گفتند. پیروان الوه آنجا ماندند و به جستجوی پادشاه خود پرداختند. آنها از آن به بعد به Eglath یا "رها شدگان" معروف شدند. زمان بسیار زیادی طول کشید که آنها پادشاهی دوریات را در مرکز بلریاند بنا نهادند. نام دیگر بلریاند، Eglador یا "سرزمین رها شدگان" یا "سرزمین الف ها" می باشد. دورف‌های نوگرود و بله‌گوست در کوهستان های آبی با آنها قرار گذاشتند که شهر منگروت را برای سینداها بسازند.

دیگر تلری ها نیز عقب ماندند؛ آنها دوستان اوسه که یک مایار است، بودند و عاشق سواحل سرزمین میانه شدند و آن را ترک نکردند. رهبر آنان کردان (Círdan) است و شهرهایی را در اگلارست و بریتومبار بنا نهادند. به آنها فالاتریم یا "الف های فالاس" نیز می گویند.آنها جزو قلمرو دوریات نبودند ولی با این حال تینگول را به عنوان پادشاه والای خود پذیرفته بودند.

با این حال دیگر گروه های تلری ها در نروست و هیتلوم در شمال اگلاروند سکونت داشتند ولی برای خود هیچ قلمرویی ایجاد نکرده بودند.

الف های اگلادور در سرزمین های شمالی و نیز فالاس ها بعدها مجموعاً با عنوان سیندار یا سینداها شناخته می شدند، زیرا آنها تمدنی را در آنجا بنا نهادند که کاملا با تمدنی که کالاکوئندیها یا الف های نورانی در والینور بنا نهاده بودند، برابری می کرد.

آخرین گروه از الف های تلری که در بلریاند بودند، به لای کوئندیها یا "الف های سبز" شهرت یافتند. آنها از ناندوها بودند، که در سفر بزرگ در کوهستان مه از بقیه جدا شدند و در امتداد جنوبی رودخانه بزرگ سکنی گزیدند. بخشی از آنان، به رهبری دنه تور از کوهستان آبی گذشتند و سرانجام در اوسیریاند ساکن شدند که بعدها به لیندون (به معنای "سرزمین خوانندگان") مشهور گشت. مردم آنجا برای مدتی طولانی از دیگران جدا افتاده بودند، ولی در آخر پس از قتل دنه تور به قلمرو تینگول وارد شدند.

درست پیش از رسیدن تبعیدشدگان نولدویی، ارباب تاریکی مورگوت به دژ مستحکم قدیمی خود یعنی آنگباند بازگشت و فعالیت هایش را از سر گرفت.تینگول با استفاده از سحر ملیان توانست کمربندی محافظتی را دورتادور قلمرواش ایجاد کند که هیچ کس قادر نبود از آن عبور کند مگر با اجازه و رخصت پادشاه. از این به بعد بود که آنجا به "دوریات" یا "سرزمین حفاظها" مشهور گشت. تینگول پادشاه دوریات و نیز پادشاه بزرگ بلریاند باقی ماند، هر چند برخی از نولدوها که از پسران فئانور تبعیت می کردند، دستورات او را نادیده می گرفتند.

زبان سینداها یعنی سینداری زبان متداول سرزمین بلریاند شد و این زبان برای مدت های طولانی زنده ماند. در آن زمام، نولدوها وارد بلریاند شده بودند، و زبان سینداری برای آنها تقریباً غیر قابل فهم بود، اما به زودی آنرا فرا گرفتند. در دوران دوم و سوم، زبان سینداری به عنوان "زبان اشراف" شناخته شد و تبدیل به زبان روزمره الف های سرزمین میانه گشت. (البته با کمک تینگول که استفاده از زبان کوئنیایی را ممنوع اعلام کرد) البته این زبان توسط نومه‌نوریان نیز به عنوان زبان روزمره استفاده می شد و تا حدی در سرزمین های تبعیدی گاندور و آرنور نیز مورد استفاده قرار می گرفت.


پادشاهان والای سیندار


نیم‌الف‌هایی از تبار سیندار

پردهیل (Peredhilالروند (Elrond) و الروس (Elros) تقریباً از نسل سیندار بودند. مادر آنها الوینگ دختر دیور، پسر لوتین و دختر تینگول و ملیان بود.

منابع