دوریات

از دانشنامه والیمار
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
دوریات
اطلاعات سیاسی
وجه تسمیه"سرزمین محصور"
نوع حکومتسلطنتی
رهبرالو تینگول، ملیان مایار
اطلاعات اجتماعی
پایتختمنه‌گروت
زبان‌هاسینداری
مکانبلریاند
جمعیتالف‌های تله‌ری
اطلاعات تاریخی
ایجاد شده توسطدر دوران سفر بزرگ زمانیکه الوه و مردمانش در سرزمین میانه باقی ماندند.
تاریخ تاسیسسال ۱۱۵۲ س.د
تاریخ احیا۵۰۴ د.ا
تاریخ ازهم پاشیدن۵۰۶ د.ا
دوراناول

دوریات (به زبان انگلیسی: Doriath) سرزمین سیندار بود. آنرا سرزمین محصور می‌نامیدند، به خاطر ملکه‌اش، ملیان، زیرا حصاری سحرآمیز دورتادور آن کشیده بود که هیچ کس بدون اجازه پادشاه تینگول توانایی ورود به آنرا نداشت.

دوریات قلمرو جنگل‌های انبوه اطراف رود بزرگ سیریون بود، جنگل‌های نلدورت (یا [[تائور-نا-نلدور، جنگل راش شمالی)، [[نیوریم (بیشه درختان بلوط) و رگیون (بیشه اصلی). علاوه بر آن بیشه‌های بره‌تیل و نان الموت بخشی از دوریات بوده، اما بیرون از حصار ملیان قرار گرفته بودند. پادشاه دوریات الو تینگول، که پادشاه برین سیندار نیز بود، تمام بلریاند را در قلمرو خود می‌دید، از گلیون تا بله‌گائر.

الف‌های وانیار و نولدور در سفر بزرگ از آن گذشته بودند و زمانیکه تله‌ری به آنجا رسید، آنان نیز وارد جزیره شناور تول ائریسیا شده بودند. در آن هنگام پادشاه آنان الوه در بیشه‌های نان الموت مفقود گشت و زمانیکه اولمو به خاطر آنها بازگشت، بخشی از تله‌ری‌ها در سرزمین میانه باقی ماندند. آنان به سیندار یا الف‌های خاکستری مشهور گشته و زمانیکه تینگول بازگشت، پادشاه آنان شد و بر دوریات حکم راند.


خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
نقشه دوریات

دوریات در اصل اگلادور نام داشت، به معنای "سرزمین رهاشدگان" یا "سرزمین الف‌ها"، اما در سالهای واپسین دوران اول این سرزمین از سوی موجودات اهریمنی مورگوت یعنی اورک‌ها مورد تاراج و یغما قرار گرفت و در نتیجه ملیان همسر تینگول که از مایار بود، جنگل‌های نلدورت، رگیون و نیوریم را با حصار جادویی خویش محصور کرد. سپس تینگول تمام سیندار را به دوریات فرا خواند، اما بخش اعظمی از آنان در بیرون از این حصار باقی ماندند. پس از نبرد اول بلریاند بسیاری از لای‌کوئندی‌ها به دوریات نقل مکان کردند.

ائول الف تاریک نان الموت را از تینگول اجاره کرد و در بهای آن شمشیر آنگلاخل را به وی اهدا نمود.

دورف‌های بله‌گوست و نوگرود با الف‌های سیندار برای ساختن تالارهای منه‌گروت که بعدها تبدیل به پایتخت دوریات شد، قرارداد بستند.

زمانیکه نولدور در سالهای آغازین دوران اول به سرزمین میانه بازگشتند، تینگول از ورود آنان به دوریات ممانعت کرد، و تنها فرزندان فینارفین که از طریق برادر وی اولوه وابستگی فامیلی داشتند، در این میان استثناء بودند.

زمانیکه بعدها انسان‌ها وارد بلریاند شدند، از ورود آنان نیز ممانعت به عمل آمد، اما با درخواست فینرود قوم هالادین اجازه یافتند تا در بره‌تیل اقامت کنند.

برن ارخامیون، پسر باراهیر و ارباب اولین خاندان انسان‌ها، آنگونه که ملیان پیشگویی کرده بود از حصار عبور کرد و به نلدورت رسید. در آنجا دختر تینگول لوتین به عشق وی دچار شد. پس از جستجوی سیلماریل، گرگ بزرگ کارخاروت حصار را دریده و وارد آن شد، اما تینگول، برن و فرماندهان تینگول یعنی به‌لگ کوتالیون و مالبونگ آن دیو عظیم الجثه را به دام انداخته و به هلاکت رساندند.

تورین تورامبار به دوریات فرستاده شد و تا زمانیکه به سن بلوغ برسد در آنجا زندگی کرد و راه و رسم الف‌ها را آموخت. بعدها مادر و خواهر وی، مورون و نیه‌نور در آنجا مدتی زندگی کردند تا اینکه آنان نیز مفقود گشتند.

هورین پس از نابودی قلمرو فینرود، گنجینه نارگوتروند را به درویات آورد. تینگول از دورف‌های نوگرود خواست تا گوهر سیلماریل برن و لوتین را با نائوگلامیر، گردنبند دورف‌ها، ترکیب کنند. دروف‌ها نیز برای دزدیدن گردنبند مرسع به تینگول حمله کرده و وی را به قتل رساندند و موجب آغاز نابودی دوریات شدند. پس از این فاجعه ملیان آن مکان را ترک گفت و با رفتن وی حصار جادویی نیز از بین رفت و دوریات بدون دفاع باقی ماند.

دوریات در دوران پادشاهی دیور الوخیل پسر برن و لوتین مدت کوتاهی بازسازی شد، اما وی نیز در خویشاوندکشی دوم از سوی پسران فئانور مورد حمله قرار گرفت و به قتل رسید. پس از آن دوریات متروکه ماند و نهایتاً پس از نبرد خشم به همراه دیگر بخش‌های بلریاند به زیر آب رفت.