بالروگ‌ها

از دانشنامه والیمار
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
بالروگ
اطلاعات شخصی
دیگر نام‌هاشکل کوئنیایی Valarauko
آفریده‌شده/تولدایلوواتار
نابود شده/مرگفناناپذیر
سنهنوز زنده‌اند
قلمروآنگباند و موریا
مشخصات ظاهری
نژادبالروگ
ظاهرشبیه به انسان، احاطه شده توسط سایه و آتش
کار-ماموریتخادمان مورگوت


بالروگ (به زبان انگلیسی: Balrog) شخصیتی شیطانی بوده که در آثار تالکین به چشم می‌خورد. او به عنوان یکی از دشمنان گاندالف در ارباب حلقه‌ها ظاهر می‌شود. این مخلوقات در دیگر کتاب‌های تالکین نظیر سیلماریلیون نیز دیده می‌شوند.

گفته شده‌است که بالروگ‌ها موجوداتی هستند بلندقامت، شبیه به انسان اما با ظاهری خطرناک و با این توانایی که می‌توانند خود را در آتش، تاریکی و سایه پنهان نمایند. آنها به طور مکرر به صورتی موجودی که شلاق آتشینی در دست دارد و پیوسته آنرا به اطراف می‌زند دیده شده‌است. در مواردی معدود او با یک شمشیر بلند دیده شده‌است. در متون بعدی تالکین آمده‌است که آنها به صورت تصادفی نابود نمی‌شوند؛ بلکه برای از بین بردن آنها احتیاج به نیروی بسیار زیادی است. تنها اژدهاها رغیب آنها در درنده خویی و ویرانگری به حساب می‌آیند و در دوران اول در سرزمین میانه، آنها جزو ترسناک ترین نیروی‌های شیطانی مورگوت بودند.


تاریخچه

بالروگ‌ها همانند سائورون، سارومان و گاندالف از مایاها بودند. ملکور آنها را آلوده و اغوا کرد و قبل از پیدایش آردا آنها را به خدمت خود در آورد. در سپیده دم دوران اول و هنگامی که الف‌ها در حال بیدارشدن بودند، والاها ملکور را گرفته و استحکامات او نظیر اوتومنو و آنگباند را ویران کردند. اما آنها از اعماق این استحکامات جاییکه، دیگر متحدین ملکور نظیر بالروگ‌ها مخفی شده بودند، غافل ماندند. هنگامی که ملکور از والینور به سمت سرزمین میانه باز می‌گشت، و حالا لقب مورگوت را گرفته بود، توسط آنگولیانت، که یک مخلوق عنکبوت مانند بود، مورد حمله قرار گرفت. در این هنگام ملکور فریاد بسیار بلندی سر داد و بالروگ‌ها از مخفیگاهشان بیرون آمده و به کمک ملکور شتافتند.

هنگامی که نولدوها در جستجوی مورگوت به بلریاند بازگشتند، آنها در یک پیروزی سریع بر اورک‌ها فائق آمدند؛ نام این جنگ که اولین جنگ از نبردهای بلریاند بود، داگور نوین گیلیات نامیده شد، یعنی جنگ زیر ستارگان. فئانور اصرار داشت که آنگباند حمله کنند، اما بالروگ‌ها در مقابل آنان قرار گرفتند و فئانور به طرز مرگباری توسط گوتموگ "ارباب بالروگ هاً مجروح شد. پسران فئانور در مقابل بالروگ‌ها جنگیدند، اما فئانور از شدت جراحات پس از مدت کوتاهی جان خود را از دست داد.

تالکین اضافه می‌کند که دو بالروگ توسط الف‌ها در سقوط گاندولین کشته می‌شوند. در هجومی که به شهر صورت می‌گیرد، اکسه لیون ارباب فواره‌ها با گوتموگ مبارزه کرد و هر یک دیگری را کشت. گلورفیندل با بالروگی جنگید که در کمین مردمی که از شهر فرار می‌کردند، بود. در این مبارزه هر دوی آنها از کوهستان سقوط کرده و در حالیکه با یکدیگر مبارزه می‌کردند از بین رفتند.

در جنگ خشم که دوران اول را پایان داد، اکثر بالروگ‌ها از بین رفتند به غیر از یک بالروگ که بلای جان دورین نام گرفت. او با زیرکی فرار کرده و در غار بزرگ ریشه‌های زمین پنهان شد. در سال ۱۹۸۰ از دوران سوم، دورف‌های خازاد-دوم گودال بسیار عمیقی را حفر کردند و با این کار خود بالروگ را آزاد کردند. بالروگ دورین ششم و پسرش نائین یکم را کشته و به نام بلای جان دورین شناخته شد. بالروگ دورف‌ها را مجبور کرد که موریا را ترک کنند.

خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
گاندالف خاکستری در مقابل بالروگ قرار می‌گیرد

در سال ۳۰۱۹ از دوران سوم، یاران حلقه به درون موریا وارد شدند و در تالار مازاربول مورد حملهٔ بالروگ و اورک‌ها قرار گرفتند. گاندالف بر روی پل خازاد-دوم به مقابله با بالروگ پرداخت. او بالروگ را از بین برد ولی در همان زمان خود او نیز از بین رفت- که البته با قدرتی بسیار بیشتر و با هیبت گاندالف سفید بازگشت.


مشخصات

تصورات تالکین نسبت به بالروگ‌ها در طی زمان تغییر کرد. در تمام نوشته‌های قدیمی اش، تعداد آنها بسیار زیاد بود. گفته شده‌است که تعداد آنها در کوئنتا سیلماریلیون بسیار زیاد بوده، در حالیکه در حمله به گاندولین، صدها تن از آنان پشت اژدهاها حرکت می‌کردند. جثه آنها دو برابر انسان بوده و به سختی توسط الف‌ها به صورت تصادفی کشته می‌شدند و در سقوط گاندولین، پنج تا از آنها توسط تور کشته شدند. آنها هیبتی ترسناک داشته و اغلب همراه با یک شلاق آتشین که شاخه‌های زیاد و پنجه‌های آهنین دارند دیده می‌شود و اغلب مورگوت از آنان برای شکنجه اسیرانش استفاده می‌کند. آنها به مورگوت وفادار بوده و یکبار برای نجات او از مخفی گاهشان بیرون آمدند.

اما در نسخه تجدید چاپ شده ارباب حلقه‌ها (کتاب) ، تعداد آنها کمتر شد ولی خبیث تر، قدرتمندتر و بزرگتر شدند. کریستوفر تالکین اظهار می‌دارد که بالروگ‌ها در نسخه‌های قبلی «کم خطرتر و ضعیف تر» بودند. در نوشته‌های بعدی آنها تبدیل به مخلوقات ایلوواتار شدند، و یا به اصطلاح مایار گشتند، آینوهای کوچکتری مانند گاندالف یا سائورون، روح آنها از آتش بود که پیش از به وجود آمدن جهان توسط ملکور آلوده و اغوا شدند. برای نابودی آنها قدرتی در حد قدرت گاندالف نیاز بود و به عنوان یک مایار تنها شکل فیزیکی آنها قابل نابودی بود.

تالکین می‌گوید، والاها (که مایاها هم جزو آنها هستند) می‌توانند به اراده خود به هر شکلی در بیایند و بدون لباس در دنیا حرکت کنند، یعنی نامرئی و بدون شکل باشند. اما به نظر می‌رسد، مورگوت، سائورون و دیگر مایاهای همراه او این توانایی را از دست دادند؛ برای مثال، مورگوت نمی‌توانند سوختگی‌هایی را که در اثر دست زدن به سیلماریل‌ها بوجود آمده بود و یا جراحاتی که فین‌گولفین و توراندور به او وارد کردند را شفا دهد؛ و یا سائورون بعد از اینکه شکل فیزیکی اش را در سقوط نومه‌نور از دست داد دیگر نتوانست شکل زیبای قبلی اش را بدست آورد.

تالکین در مورد بالروگ‌ها به روشنی صحبت نمی‌کند. در «پل خازاد-دوم» در یاران حلقه ، بالروگ به شکل «یک سایه بزرگ، که در میان آن شکلی تاریک شبیه به انسان اما بزرگتر» وجود داشت، ظاهر می‌شود. با این وجود، پیش از این بالروگی که وارد تالار بزرگ مازاربول می‌شد، در پل خازاد-دوم قد بسیار بلندتر که بال‌های او از دیواری به دیوار دیگر گسترده بود، ظاهر شد.

بنابراین، اندازه و شکل بالروگ به دقت بیان نشده‌است. هنگامی که گاندالف او را از لبه زیراک زیگیل به پایین پرتاب کرد، بالروگ به سنگ‌های کوهستان خورد و در زیر آنها مدفون شد. اینکه بالروگ‌ها بال داشته‌اند (و یا حتی می‌توانسته‌اند پرواز کنند) دقیقاً مشخص نیست. این موضوع باعث شد که تالکین تصوراتش نسبت به بالروگ‌ها را تغییر دهد حال چه از نظر ظاهر فیزیکی آنها و یا از نظر فقط ظاهرشان؛ همانطورکه در رویارویی گاندالف با بالروگ در موریا می‌خوانیم:

دشمن او دوباره ظاهر شد، و در مقابل او قرار گرفت و سایه‌ای که از او تشکیل شد دو بال بزرگ را نشان می‌داد
... ناگهان او از ارتفاع بلندی در مقابل او پرید و بال‌های او از دیواری تا دیوار دیگر گسترده شد

جملات بالا نشان می‌دهند که این بالها می‌توانسته‌اند بال «فیزیکی» باشند و یا تنها شکلی از بال که در سایه تشکیل می‌شده‌اند. بالروگ موریا از یک شمشیر آتشین («از درون سایه شمشیر سرخ آتشینی بیرون آمد») استفاده می‌کرد.

وجه تسمیه

بالروگ کلمه‌ای سینداری است به معنای "اهریمن تواناً؛ bal : قدرت ؛ raug،rog : اهریمن ؛ شکل کوئنیایی این کلمه Valarauko یا Valarauco می‌باشد.

همچنین ببینید

منابع