ایسترلینگ‌ها

از دانشنامه والیمار
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
ایسترلینگ‌ها
قلمروهارون، خاند
زبان‌هازبان‌های مختلف شبیه به زبان‌های آسیایی
قد متوسطمتوسط
رنگ پوستزرد و سیاه
رنگ موتیره
خصوصیاتاقوامی وحشی و بدوی، تحت فرمان سائورون
طول عمرمیرا
اعضااولفانگ، بور، خامول ، ارابه‌رانان، واریاگ‌ها، بالخوت‌ها

ایسترلینگ‌ها انسان‌هایی بودند که در سرزمین میانه زندگی می‌کردند و دشمنان مردمان آزاد بودند.

ایسترلینگ‌های دوران اول

در دوران اول، این نام به پسران بور و اولفانگ سیاه، و یا "سیاه‌چردگان"، اطلاق می‌شد. این افراد زمانی طولانی بعد از اداین به بلریاند وارد شدند و بخشی از آنان به طور مخفیانه به مورگوت خدمت می‌کردند.

نباید ایسترلینگ‌های دوران اول را با آنهایی که در دوران سوم نمایان شدند اشتباه گرفت. این اصطلاح در کل به مردمی گفته می‌شد که از منتهی الیه شرقی ارد لویین آمده بودند و به همین ترتیب ایسترلینگ‌های دوران اول کسانی بودند که از اریادور مهاجرت کرده بودند تا اینکه از شرق دور در برهوت اطراف دریای رون آمده باشند.

پسران بور

بور رهبر انسان‌هایی بود که در سال ۴۶۳ به لوتلان در بلریاند وارد شدند. پسران او عبارت بودند از : بورلاخ، بورلاد و بورتاند. بور از سوی مادروس مورد استقبال قرار گرفت. مادروس سرزمین‌های شمالی سرحدات مادروس و جنوب آنرا به بور و پیروانش اهدا کرد. بور و پسرانش به وفاداری و اتحاد با مادروس سوگند خوردند و بر سر این عهدشان نیز پایبند بودند، هر چند گفته می‌شود که او توسط مورگوت فریب خورد تا به سپاه کارانتیر خیانت کند. تمام افراد او در نیرنائت آرنوئدیاد از بین رفتند.

پسران اولفانگ "ملعون"

اولفانگ نیز در سال ۴۶۳ و مدت کوتاهی بعد از بور به لوتلان در بلریاند وارد شد. او پدر اولفاست، اولوارت و اولدور بود. اولفانگ نیز از سوی پسران فئانور مورد استقبال قرار گرفت. او و پسرانش نیز به اتحاد با کارانتیر سوگند یاد کردند. به آنها زمین‌های شمال و جنوب سرحدات مادروس برای زندگی داده شد. اولفانگ و پسرانش در خفا در خدمت مورگوت بودند و در زمان نبرد نیرنائت آرنوئدیاد به الدار و اداین خیانت کردند که از آن به عنوان خیانت انسان‌ها یاد می‌شود.

هر چند ارباب ایسترلینگ‌ها یعنی مورگوت نیز به آنان خیانت کرد و آنها را در هیتلوم محبوس نمود. پس از نبرد خشم، آنهایی که باقی مانده بودند به ارد لویین در اریادور و فراتر از آن بازگشتند.

ایسترلینگ‌های دوران سوم

در دوران سوم، ایسترلینگ‌ها تهدید مهمی برای گاندور به حساب می‌آمدند؛ آنها از سپاهیان اورک‌ها و حتی از هارادریم‌ها بسیار منظم تر و مقتدرتر بودند. بسیار محتمل است که سائورون در ساخت سپاهیان اورکش تا حد بسیار زیادی از این انسان‌های پست و شرور الهام گرفته باشد. سائورون از آخرین اتحاد که سپاهیان بی شمار اورک او را به طرز عجیبی تار و مار کرده بودند، شکست سخت و سنگینی خورده بود. ایسترلینگ‌ها به حدی قدرتمند بودند که سائورون به اتحادش به انسان‌های رون ارزش زیادی قائل می‌شد.

سلاح‌هایی که ایسترلینگ‌ها در نبرد استفاده می‌کردند، نیزه‌های دندانه داری بود که به خصوص در نبرد با سواره نظام کارایی فوق العاده‌ای داشت. همچنین سلاح کوتاه، عجیب و شمشیر مانندی داشتند که در نبردهای تن به تن به شدت مؤثر بود. گفته شده‌است که آنها ارابه‌ها و چرخ‌های بزرگی را بر روی دشمنانشان روان می‌کردند.

ارابه رانان

ارابه رانان قبیله‌ای از ایسترلینگ‌ها بودند که در نفرت از گاندور با دیگر قبایل متحد بودند و از سوی ارباب تاریکی سائورون دستور می‌گرفتند. پس از طاعون بزرگ که باعث تضعیف گاندور شد، آنها در سال ۱۸۵۶ دوران سوم شروع به حمله به گاندور نمودند و توانستند گاندوریان را شکست داده و نارماکیل دوم را به قتل برسانند. آنان ارابه‌ها و چرخ‌های بزرگی را هدایت می‌کردند و با استفاده از آنها به سرزمین‌های رووانیون حمله بردند و مردم آنجا را به قتل رسانده و یا به بردگی بردند. نهایتاً گاندور تمام تصرفاتش در شرق رودخانه آندوین را به ایسترلینگ‌ها واگذار کرد. سی امین پادشاه گاندور، کالیمه‌تار پسر نارماکیل، ارابه‌رانان را در دشت کله‌برانت شکست داد و بخشی از سرزمین‌های اشغال شده را باز پس گرفت. با این وجود ارابه‌رانان در سال ۱۹۴۴ برگشتند با این تفاوت که این دفعه با هارادریم‌های نزدیک هاراد و واریاگ‌های خاند متحد شده بودند. آنها پادشاه اوندوهر و دو پسرش را به قتل رساندند، اما به جای اینکه به میناس آنور حمله ور شوند و آنجا را اشغال نمایند، اقدام به جشن و شادی نمودند. در این میان، ائارنیل فرمانده ارتش جنوبی گاندور هارادریم‌ها را شکست داد و برای دفاع از پادشاهش به سمت شمال روانه شد. او برای نجات اوندوهر بسیار دیر رسیده بود و اما به طرز سنگینی ارابه‌ران‌ها را شکست داد. بعدها ائارنیل پادشاه گشت. بعد از این شکست، قدرت و ابهت ارابه‌رانان شکسته شد و مجبور به عقب نشینی به سمت شرق شدند. با این وجود آنها هنوز رووانیون را در دست داشتند، اما پس از آن هیچگاه برای گاندوریان دردسر ایجاد نکردند. بعدها بر ملا شد که حملات آنها توسط سائورون ترتیب داده شده بود تا به او اجازه بدهد وقتی توجه گاندوریان از موردور برداشته شده، آنجا را دوباره تصاحب نماید.


بالخوت‌ها

مقاله اصلی : بالخوت

بالخوت‌ها نژادی وحشی از ایسترلینگ‌ها بودند، که زمانیکه تحت نفوذ دول گولدور بودند به گاندور حمله ور شدند. در سال ۲۱۵۰ آنان به دشت‌های کاله‌ناردون هجوم بردند و تقریباً ارتش کارگزار گاندور کیریون را از بین بردند، اما از سوی ائوتئود که تحت فرماندهی ائورل جوان بود، شکست سختی را متحمل شدند. آنان همانند ارابه‌رانان واگن‌ها و ارابه‌هایی را هدایت می‌کردند و احتمال می‌رود که از نسل ارابه‌رانان بوده باشند.


واریاگ‌ها

مقاله اصلی : واریاگ‌ها

واریاگ‌ها (در دنیای واقعی، این کلمه شکل دیگری از واژه وارانجیان است، نام مردمی از اسکاندیناوی که در قرن نهم میلادی به روسیه کوچ کردند) قومی از خاند بودند و برای اولین بار در سال ۱۹۴۴ دوران سوم در غرب دیده شدند. آنان در کنار ارابه‌رانان می‌جنگیدند و بعدها در نبرد دشت‌های پله‌نور ظاهر شدند. اطلاعات کمی در مورد آنها در دست است، اما همانند روهیریم اسب سوار بودند و وفاداری شدیدی به ارباب موردور داشتند.