اولمو

از دانشنامه والیمار
خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
اولمو
والار
زندگی‌نامه
دیگر نا‌م‌هاخداوندگار آب‌ها، پادشاه دریا،اُلوبز(اولمو در زبان والاریناُلو(حالت سینداری اولمو)، گویِر، گالما، یُل می یر(حالت نولدورین اولمو)
ورود به آرداسال‌های فانوس‌ها
منصبخداوندگار آب‌ها
آفرینش‌هادریا و رود‌ها
مایاراوسه، اوئی‌نن، سالمار
منزل‌گاهاولمونان
مشخصات ظاهری
جنسیتمرد
رنگ ردا زره سبز رنگ


اولمو (به زبان انگلیسی: Ulmo)، خداوندگار آب‌های آردا. اولمو خداوند آب هاست. او تنهاست. هیچ‌گاه زمانی دراز یک جا درنگ نمی‌کند، بل هر‌گاه اراده کند در تمامی آب‌های ژرف گرد زمین یا زیر‌زمین جا‌به‌جا می‌شود.

پس از مانوه تواناترین والار اوست، و پیش از پدید آمدن والینور در دوستی با او صمیمی‌ترین بود؛ اما از‌آن‌پس به ندرت در انجمن والار شرکت می‌جست، مگر آنکه امری بس مهم درمیان می‌بود، زیرا اولمو پروای همهٔ آردا را داشت، و او را نیازی به جای آسودن نیست. افزون بر این، اولمو گام نهادن بر روی زمین را دوست نمی‌دارد، و به ندرت به رسم همتایانش خود را به کالبدی می‌آراید.

هرگاه فرزندان ارو چشم شان بر او می‌افتاد، دل‌هاشان از وحشتی عظیم مالامال می‌گشت؛ چرا که برآمدن شاه دریا دهشتناک بود، همچون موجی اوج گیرنده که به ساحل می‌تازد، کلاهخودی تیره و کف نشان بر سر و زرهی پرتلألؤ به رنگ سیم با ته رنگی از سایه‌های سبز بر تن. نوای شیپورهای مانوه بلند است، اما آوای اولمو ژرف است، همچون ژرفای اقیانوس که تنها خود او دیده‌است.

Ulmo.png

با این حال اولمو، هم الف‌ها و هم آدمیان را دوست می‌دارد، و هیچ گاه آنان را به حال خویش رها نکرده، حتی آنگاه که والار بر ایشان خشم گرفته‌اند. گاه و بی گاه نادیده به کرانه‌های سرزمین میانه می‌آید، یا از شاخابه‌های دریا در میان خشکی می‌گذرد، و آنجا از کرناهای بزرگش، اولوموری که سالمار مایا برای او از صدف‌های سفید ساخته‌است، آهنگی برمی آورد؛ و آنکه این آهنگ می‌شنود از آن پس همیشه این نفیر را به گوش جان می‌نیوشد، و عشق به دریا هیچ گاه رهایش نمی‌سازد.

اولمو بیشتر با ساکنان سرزمین میانه به آوایی سخن می‌گوید که فقط به سان آهنگ آب شنیده می‌شود. چرا که تمامی دریاها، دریاچه‌ها، رودها، آبگیرها، چشمه‌ها در فرمان اوست؛ از این روی الف‌ها می‌گویند روح اولمو در رگ‌های جهان جاری است. بدین گونه خبرها به اولمو می‌رسد، حتی در ژرفناها، خبر جمله نیازها و رنج‌های آردا، که اگر جز این بود از مانوه پنهان می‌ماند.

در ژرفناها به آهنگی عظیم و هولناک می‌اندیشد؛ و طنین آن آهنگ، اندوهگین و شاد در سرتاسر رگ‌های جهان در جریان است؛ زیرا اگرچه برآمدن چشمه در برابر آفتاب شادی بخش است، سر منشأ آن از چاه‌های اندوه ناپیموده‌ای است که در بنیاد زمین واقع است. تله‌ری بسی چیزها از اولمو آموختند، و به همین دلیل آهنگ شان اندوه و سرور را یک جا در خود داشت.

سالمار با او به آردا آمد، و نیز اوسه و اوئی‌نن، که به آنان حکمرانی بر موج‌ها و جنبش‌های دریاهای درونی را بخشید، و علاوه بر اینان بسیاری مینویان دیگر.

به قدرت اولمو بود که حتی در تاریکی ملکور زندگی هنوز در بسیاری رگه‌های پنهان جریان داشت، و زمین نمرد؛ و برای جمله کسانی که در آن تاریکی ره گم کرده یا دور از روشنایی والار سرگردان بودند، اولمو گوشی شنوا داشت؛ و او هیچ‌گاه سرزمین میانه را فراموش نکرده‌است، و از آن هنگام هر آنچه از ویرانی و دگرگونی رخ داده‌است، از اندیشه اش دست باز نداشته، و تا به فرجام روزگاران، باز نخواهد داشت.

اولمو در حق الف‌ها و آدمیان نیکی‌های بسیار کرده‌است، او بود که جزیره بالار را برای بردن الف‌ها به والینور به ساحل سرزمین میانه آورد، او بود که آدمیان را در بدو ورود یاری می‌داد، او بود که فکر ساختن نارگوتروند و گوندولین را در ذهن فین‌رود و تورگون، در هنگام خواب، گذاشت، او بود که تور پسر هور را برای آگاه ساختن تورگون فرستاد ، او بود که الوینگ را از آب های سیریون نجات داد، او بود که در حلقه داوری از ائارندیل در مقابل خشم ماندوس دفاع کرد و هزاران کار دیگر که شمارش آن خارج از توان است.



خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد
این نوشتار از كتاب سیلماریلیون خُرد است. با گسترش آن به دانشنامهٔ والیمار کمک کنید.''