الندیل

از دانشنامه والیمار
Elendil.jpg
الندیل
گاندوریان
زندگی‌نامه
زادروز۳۱۱۹ د.د.
سلطنت۱۲۱ سال
مرگ۳۴۴۱ د.د.
سن۳۲۲ سال
حزبیاوران‌الف
زبان مورد علاقهكوئنیایی
اطلاعات شخصی
جنسیتمرد
بلندانزدیک به ۲ متر و ۱۶ سانتیمتر
رنگ موقهوه‌ای
والدینآماندیل
فرزندانایسیلدور و آناریون

الندیل <ref>الندیل به دو معنی "دوست الف" و "عاشق ستاره" می‌باشد. پادشاه بزرگ گاندور و آرنور لقب الندیل بود زیرا که او اولین پادشاه هر دو قلمرو بود.</ref> (به زبان انگلیسی: Elendil) رهبر به‌جاماندگان نومه‌نور بود. او به سرزمین میانه فرار کرد و همراه پسرانش ایسیلدور و آناریون قلمروهای گاندور و آرنور را بنیاد نهادند.در جنگ آخرین اتحاد، الندیل به نیروهای گیل-گالاد علیه سائورون پیوست، ولی اگرچه دشمن شکست خورد ولی هر دو در آن جنگ کشته شدند.

از تولد تا پیش از هجرت

الندیل در سال ۳۱۱۹ دوران دوم در نومه‌نور دیده به جهان گشود. پدر او آماندیل، ارباب آندوین بود. اربابان آندوین از نجیب‌زادگان نزول کرده‌ی پادشاهان نومه‌نور بودند. آنها به عنوان مشاور به شاه خدمت می‌کردند ولی هنگامی که دربار به فساد کشیده شد اربابان آندوین همچنان با الف‌ها روابط دوستانه داشتند و به اراده قدرت‌های بزرگی به نام والار وفادار بودند.

نومه‌نور به عنوان خانه توسط والار برای مردمانی ساخته شد که در کنار آنها و الف‌ها در برابر مورگوت جنگیده بودند. آن جزیره‌ای در دریا بود که سرزمین میانه در شرقش و سرزمین‌های نامیرا در غرب آن بودند. والار مردمان نومه‌نور را از کشتی‌رانی به غرب و سرزمین‌های نامیرا ممنوع کرده‌بودند، خیلی از نومه‌نوریان نسبت به این ممنوعیت بی‌میل بودند و همچنین نسبت به اینکه جز فانیان‌اند در حالی که الف‌ها نامیرایند خشمگین بودند.

در سال ۳۲۶۲، آر-فارازون، پادشاه نومه‌نور، به سرزمین میانه سفر کرد و علیه سائورون جنگید. او سائورون را به زنجیر کشید و همراه خود به نومه‌نور برد. سائورون با میل خود رفت زیرا نقشه به فساد کشیدن نومه‌نوریان و نابودی آنها را در سر می‌پروراند. او از میل نومه‌نوریان به قدرت و نامیرا شدن سؤ‌استفاده کرد و بسیاری از نومه‌نوریان از جمله آر-فارازون را به پرستش مورگوت ترغیب کرد.

پدر الندیل، آماندیل، مشاور آر-فارازون بود. آماندیل از مقام خود اخراج شد زیرا که او مورگوت را تکذیب کرد و همچنان به والار و ارو(ایلوواتار)، خالق جهان، وفادار بود. الندیل و پسرانش نیز از یاوران‌الف (گروه وفاداران به ارو و والار و دوست الف‌ها) بودند و با بقیه نومه‌نوریان عضو این گروه در رومننا، لنگری در سواحل شرقی نومه‌نور زندگی می‌کردند.

سائورون آر-فارازون را فریب داد که اگر به سرزمین‌های نامیرا برود نامیرا می‌شود، که دروغی بیش نبود. آر-فارازون شروع به فراهم‌آوردن ناوگان بزرگی به قصد اشغال سرزمین‌های نامیرا کرد. آماندیل از این آگاه بود و به سمت سرزمین‌های نامیرا سفر کرد تا شفاعتِ والار را بجویید ولی او دیگر هرگز دیده نشد.

سفر به سوی شرق

الندیل چون پدرش کشتی‌ران قابلی بود. او و یاوران‌الف ناوگان دیگری برای فرار از نومه‌نور فراهم کردند. آنها نه(۹) کشتی داشتند: چهار تا از برای الندیل، سه تا برای ایسیلدور و دو تا برای آناریون. آنها بسیاری از ثروت‌هایی که هدیه گرفته بودند را از جمله هفت پلانتیر و تخم درخت سفید را با خود از نومه‌نور بردند. در سال ۳۳۱۹، ناوگان آر-فارازون برای حمله به سرزمین‌های نامیرا حرکت کردند. کل ناوگان از بین رفت و ارو نومه‌نور را یه زیر آبهای دریا فرو برد. الندیل درخواست به پیوستن به سپاه آر-فارازون را رد کرد و یاوران‌الف در کشتی‌هایشان پناه گرفتند. باد عظیمی کشتی‌های یاوران‌الف را از نومه‌نور دور کرد قبل از اینکه آنجا نابود شود.

بعد از چند روز کشتی‌های آنها به سواحل سرزمین میانه رسید. کشتی‌های ایسیلدور و آناریون نزدیک مصب آندوین در جنوب فرود آمدند درحالی که کشتی‌های الندیل در شمال و در سرزمینهای لیندون توقف کردند. وقتی که الندیل در کنار ساحل قرار گرفت گفت:

« Et Eärello Endorenna utúlien. Sinome maruvan ar Hildinyar tenn' Ambar-metta

من از خارج دریای بزرگ به سرزمین‌ میانه آمدم.در این مکان من و جانشینانم ساکن می‌شویم تا هنگام پایان جهان.

 »

سکونت در سرزمین میانه

الندیل دوست گیل-گالاد، پادشاه الف‌های لیندون، بود. الندیل و مردمانش از رود لئون گذشتند و در سرزمین‌های اریادور در شرق لیندون ساکن شدند.

به‌جاماندگان نومه‌نور در سرزمین میانه به دونه‌داین یا مردمان غرب مشهور شدند. در سال ۳۳۲۰، الندیل و پسرانش قلمروهای گاندور و آرنور را پایه‌گذاری کردند. الندیل پادشاه بزرگ گاندور و آرنور بود. او در آرنور در شمال زندگی می‌کرد در حالی که ایسیلدور و آناریون در جنوب تواما بر گاندور حکمرانی می‌کردند.

آرنور قسمت اعظم اریادور را به‌جز سرزمین‌های الفی لیندون، ریوندل و اره‌گیون را شامل می‌شد. الندیل پایتخت خود را در آنومیناس در سواحل دریاچه اِوندیم ساخت. همچنین شهری به نام فورنوست در بلندی‌های شمالی بود. دونه‌داین همچنین در کناره رود لئون و برندی‌واین و کاردولان در جنوب آرنور و رودائر در شرق آرنور زندگی می‌کردند.

تمهیدات الندیل

خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد

پلانتیر

پلانتیر برای ارتباطات بین آرنور و گاندور استفاده می‌شد. چهارتای آنها در گاندور و سه نا در آرنور بود. الندیل سنگ آنومیناس را در پایتخت نگهداشت. پلانتیری که به سنگ آمون‌سول خوانده می‌شد در برج آمون‌سول که دونه‌داین در ودرتاپ ساخته بودند نگهداری می‌شد. گیل-گالاد و الفها برای الندیل سه برج سفید در تپه‌های برج ساختند. در بلندترین برج، اِلوستیریونن، سنگ الندیل نگهداری می‌شد. این پلانتیر فقط به سمت غرب دریا نگاه می‌کرد و الندیل بعضی‌ اوقات از آن برای مشاهده تول‌اِرسا در سرزمین‌های نامیرا استفاده می‌کرد.

الندیل از چوگان آنومیناس به منظور نشانه خانواده سلطنتی پادشاهی آرنور استفاده می‌کرد. آن عصای نقره‌گون بود که زمانی به اربابان آندوین در نومه‌نور متعلق بود. به جای تاج، الندیل از پیشانی بند نقره‌ای استفاده می‌کرد که با جواهری سفید به نام الندیلمیر تزئین شده بود که از میراث نومه‌نور بود. او همچنین حلقه باراهیر را از خرابه‌های نومه‌نور دور نگه‌داشته بود.

بعلاوه بعضی از وسایل نومه‌نور، الندیل تاریخ نومه‌نور را نیز حفظ کرد. او سقوط نومه‌نور را با ذکر علت نوشت و آکالابت نامیده شد که در آرشیو گاندور نگهداری می‌شد. او همچنین داستان آلداریون و ارندیس را در اوایل تاریخ نومه‌نور نوشت.

شروع نبرد با سائورون

خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد

کلاه‌خودِ الندیل

چیزی که در این بین دونه‌داین نمی‌دانستند این بود که سائورون نیز زنده مانده بود و پنهانی به موردور بازگشته بود. او از اینکه دونه‌داین از خرابی نومه‌نور جان سالم بدربرده‌اند عصبانی بود و او مخصوصا از رهبر آنها الندیل متنفر بود. او شروع به دوباره ساختن قدرتش و جمع‌آوری نیرو ازجمله مردمان روون و هاراد کرد. وقتی که کوه هلاکت دوباره شروع به فوران کرد، دونه‌داین فهمید که دشمن بازگشته‌است.

هجوم سائورون به گاندور

در سال ۳۴۲۹ سائورون به گاندور حمله کرد. او میناس ایتیل جایی که ایسیلدور زندگی می‌کرد را غصب کرد. ایسیلدور به آرنور در شمال فرار کرد حال آنکه آناریون در گاندور ماند. آناریون از اینکه دشمن اوزگیلیات و میناس آنور را بگیرد جلوگیری کرد و سپاه سائورون برای مدتی به موردور عقب نشینی کرد.

آخرین اتحاد انسان‌ها و الف‌ها

الندیل با گیل-گالاد مشاوره کرد و در سال ۳۴۳۰ آنها آخرین اتحاد انسانها با الف‌ها را تشکیل دادند. آنها تصمیم گرفتند که به موردور حمله کنند و علیه سائورون بجنگند. الندیل برای رسیدن سپاه گیل-گالاد در آمون سول صبر کرد و وقتی که او رسید آنها در ۳۴۳۱ رهسپار ریوندل شدند. سپاه مشترک آنها بزرگترین نیرویی بود که بعد از سپاه والار علیه مورگوت پا به سرزمین میانه گذاشته‌بود و چیزی مثل آن دیگر مشاهده نشد.

در سال ۳۴۳۴ سپاه بزرگ آخرین اتحاد با نیروهای سائورون در دشت داگورلد بیرون دروازه‌های سیاه موردور شروع به جنگ کردند. الندیل شمشیرش نارسیل را به همراه داشت که به نور خورشید و ماه میدرخشید و ترس را در دل اورک‌ها و انسانهای سپاه سائورون می‌انداخت. سپاه سائورون شکست خورد و به موردور عقب نشینی کرد. سائورون به برج تاریک باراد-دور پناه برد که او هفت سال پیش ساخته بود.

در هنگام محاصره باراد-دور سائورون نیروهای زیادی را بیرون فرستاد و به سپاه محاصره کننده حمله کرد او توسط آتش و تیر که از برج پرتاب می‌شد بسیاری از انسانها و الف‌ها را کشت. آنلریون در ۳۴۴۰ کشته شد و کلاه‌خودش توسط سنگی که از باراد-دور پرتاب شده‌بود چاک خورد.

کشته شدن الندیل

در سال ۳۴۴۱ سائورون از باراد-دور به منظور شکستن محاصره خارج شد و در کوه‌پایه کوه هلاکت با الندیل و گیل-گالاد روبرو شد. آن دو تصمیم به شکست سائورون گرفته بودند ولی هر دو کشته شدند. وقتی که الندیل افتاد شمشیرش نارسیل در زیر او شکسته شد.

خطا در ایجاد بندانگشتی: پرونده وجود ندارد

نارسیل، شمشیر شکسته‌ی الندیل

ایسیلدور از تیغه شکسته شده نارسیل استفاده کرد و حلقه یگانه را از انگشت سائورون برید. او از اینکه حلقه را که بسیاری از قدرت سائورون در آن بود شانه خالی کرد و آن را نگه داشت و اجازه داد که روح سائورون زنده بماند و به شرق فرار کند تا دوباره نیرو بگیرد.

ایسیلدور پدر را در آرامگاهی در تپه‌های هالیفیرین که در میانه قلمرو گاندور قرار داشت دفن کرد. آرامگاه با سنگ‌های سیاهی مشخص شد که روی آنها سه کلمه‌ی "lambe, ando, lambe " (که هم آهنگ اسم الندیل بودند) نوشته شد. آرامگاه تا سال ۲۵۱۰ دوران سوم آنجا بود ولی وقتی کیریون، کارگزار گاندور زمین‌های غرب هالفیریون را به روهیریم داد بقایای الندیل را به خانه پادشاهان در میناس‌تیریت منتقل کرد.

کشته‌شدن ایسیلدور

ایسیلدور به عنوان پادشاه بزرگ گاندور و آرنور جانشین الندیل شد. او قصد داشت که مثل پدرش در شمال و در آرنور زندگی کند و گاندور را ترک کرد و به پسر آناریون، منلدیل، سپرد. ولی هنگامی که در دومین سال دوران سوم عازم آرنور بود اورک‌ها به او حمله کردند و در میان راه در گالدن فیلدس او را کشتند و حلقه یگانه در آبهای رودخانه گم شد.

جوان‌ترین پسر ایسیلدور والاندیل که هنوز کودک بود به عنوان پادشاه جانشین پدر شد. ولی وقتی والاندیل به سن قانونی رسید به عنوان پادشاه بزرگ گاندور و آرنور شناخته نشد. گاندور همچنان توسط جانشینان آناریون حکمرانی می‌شد در حالی که آرنور توسط وارثان ایسیلدور حکمرانی می‌شد. دو پادشاهی دیگر با هم متحد نشدند تا اینکه آراگورن، شاه السار در انتهای دوران سوم به تخت نشست.

پانویس

<references group=""></references>


سلف:
-
پادشاه بزرگ گاندور و آرنور
از ۳۳۲۰ تا ۳۴۴۱ د.د.
جانشین:
آناریون